تحلیل جامعه‌شناختی نظرات شهردار تازه‌وارد نیویورک / ممدانی و اختلافات نسلی در درون حزب دموکرات: آیا چپ‌گرایان نیویورک شکل‌دهنده‌ی آینده آمریکا خواهند بود

خبرآنلاین – رسول سلیمی: پیروزی زهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک، فراتر از یک تغییر محلی، به مثابه یک آزمایش مجازی برای بررسی تغییرات اجتماعی رأی‌گیری در ایالات متحده به حساب می‌آید. ممدانی، نماینده مجلس ایالتی از حزب دموکرات و سوسیالیست دموکراتیک، با کسب ۵۰.۴ درصد آرا و بیش از ۲ میلیون رأی، بالاترین میزان مشارکت از سال ۱۹۶۹ را ثبت کرد. این موفقیت او را به عنوان نخستین شهردار مسلمان، از جنوب آسیا و جوان‌ترین شهردار در طی بیش از یک قرن معین می‌سازد.

تحلیل‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد ممدانی توانسته است ائتلافی از نسل Z و Millennials (نسل Y) که در دهه‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ به دنیا آمده‌اند، تشکیل دهد. ۷۵ درصد از رأی‌دهندگان زیر ۳۰ سال به او رأی داده و مشارکت جوانان به ۲۸ درصد رسیده است. در مقابل، رأی‌دهندگان بالای ۶۵ سال با ۵۵ درصد به اندرو کومو، فرماندار پیشین دموکرات نیویورک و رقیب مستقل او تمایل نشان دادند. همچنین، غیررأی‌دهندگان در این انتخابات نقشی حیاتی ایفا کرده‌اند؛ ۵۰ درصد از حامیان ممدانی برای نخستین بار رأی داده بودند.

تقسیم‌بندی حامیان ممدانی به چهار گروه اساسی به‌وضوح نشان می‌دهد که پیروزی او به پایگاه‌های سنتی مربوط نمی‌شود، بلکه از طریق گردهم‌آیی یک ائتلاف جدید و متنوع به‌دست آمده است.

۱. جوانان و نسل Z: نیروی محرکه تغییر در نیویورک

بر اساس گزارش مؤسسه بروکینگز، جوانان زیر ۳۰ سال با ۷۵ درصد حمایت از ممدانی، نقش اصلی را در موفقیت او ایفا کردند و مشارکتشان به ۲۸ درصد رسید که بالاترین میزان از سال ۱۹۸۹ محسوب می‌شود. این گروه که ۱۱ درصد از کل آرا را تشکیل می‌دهد، از طریق کمپین‌های دیجیتال و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی بسیج شده بودند. پشتیبانی آنها ناشی از خستگی نسبت به نابرابری‌ها بوده و مشکلاتی چون بحران مسکن و بدهی دانشجویی آنها را به سمت عدالت اجتماعی سوق داده است. ۸۲ درصد از زنان و ۷۸ درصد از مردان جوان از او حمایت کردند که نشان‌دهنده شکاف جنسیتی نیز هست. در محله‌های جنتریفای شده نظیر بوشویک، ممدانی ۷۷ درصد آرا را کسب کرد.

این قشر از مردم، ۵۰ درصد از اولین رأی‌دهندگان را تشکیل می‌دهند و ۸۱ درصد از تازه‌واردان را جذب کرده‌اند. گزارش مؤسسه بروکینگز اشاره می‌کند که نسل Z با ۸۲ درصد شکاف جنسیتی به لحاظ رأی‌گیری خود را متشکل کرد. در نهایت، جوانان با شعار عدالت توانستند ممدانی را به قدرت برسانند. تمایل آنان به رد کردن ممدانی به وضوح نمایانگر آن است که مسائل اقتصادی-اجتماعی نظیر مسکن و بدهی‌های دانشگاهی توانسته نسل جدیدی را به عرصه سیاست جلب کند و نیروی انتخاباتی قدرتمندی پدید بیاورد. این موضوع تنها به یک تمایل سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه یک واکنش به شرایط واقعی زندگی به شمار می‌رود.

۲. مهاجران جنوب آسیایی و اقلیت‌ها: هویت دوگانه به‌عنوان نیروی انگیزشی

مهاجران جنوب آسیایی و اقلیت‌ها نیز بخش اصلی پیروزی ممدانی بودند؛ به‌طوری‌که ۸۱ درصد از رأی‌دهندگان در کویینز و ۴۵ درصد از هسپانیک‌ها از او حمایت کردند. این گروه که ۳۷ درصد از جمعیت را به خود اختصاص می‌دهد، با هویت ممدانی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی ارتباط برقرار کردند. این حمایت به نوعی هویت دوگانه‌ای را شکل داده بود؛ جنوب آسیایی‌ها با نگران‌های نسبت به نژادپرستی، ممدانی را نماینده‌ی خود می‌دانستند و همچنین ۸۱ درصد از تازه‌واردان به او رأی دادند. حمایت هسپانیک‌ها به واسطه برنامه‌های مهاجرتی بود و همچنین آسیایی‌ها و سیاه‌پوستان نیز به او اقبال نشان دادند.

این ائتلاف به نوعی هویتی-اقتصادی شکل گرفته است؛ جنوب آسیایی‌ها از ثبات قیمت‌های اجاره‌ای بهره‌مند شده و گزارش بروکینگز هم بیان می‌کند که اقلیت‌ها با ۵۰ درصد از غیررأی‌دهندگان ارتباط و همکاری داشتند. بنابراین، اقلیت‌ها پیروزی ممدانی را نیز از نظر هویتی می‌نگرند. چنین به‌نظر می‌رسد که موفقیت ممدانی تنها به سیاست‌های چپ‌گرا محدود نمی‌شود، بلکه حاکی از نمایندگی و هویت نیز هست. توانایی یک نامزد در تکیه بر برنامه‌های اقتصادی و حس تعلق هویتی، فرمول موفقیت او بوده است.

۳. رأی‌دهندگان با درآمد متوسط و غیررأی‌دهندگان: ائتلاف نادیده گرفته‌شدگان

رأی‌دهندگان با درآمد متوسط و غیررأی‌دهندگان به‌عنوان یک ائتلاف کلیدی در نظر گرفته می‌شوند. این گروه ۶۰ درصد از آرا را تشکیل داده و از کمپین‌های شبکه‌های اجتماعی برای بسیج خود بهره برده‌اند. این حمایت در واقع بسیج مسئله‌محور بوده و خانوارهای متوسطی که از مشکل افزایش قیمت مسکن رنج می‌برند، جذب این کمپین شدند، در حالی که غیررأی‌دهندگان نیز از پیشنهاد حمل‌ونقل رایگان بهره‌مند شدند.

این گروه به‌واقع به‌عنوان نادیده گرفته‌شدگان شناخته می‌شوند؛ افرادی با درآمد متوسط که با بدهی‌های دانشجویی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، تغییرات مثبتی در نگرش خود نسبت به ممدانی احساس کردند. بروکینگز بر این نکته تأکید می‌کند که غیررأی‌دهندگان نیز به‌نوعی ائتلاف تشکیل داده و در نهایت، این گروه به‌عنوان صدای مردم متوسط تعبیر می‌شود، با این حال پایداری این حمایت به تحقق برنامه‌های پیشنهادی بستگی دارد. این بخش به یکی از جذاب‌ترین جوانب کمپین ممدانی اشاره دارد: توانایی او در بسیج افرادی که معمولاً در فرآیندهای سیاسی کم‌توجه هستند. این موفقیت، نقشه سیاسی شهر را نه تنها دستخوش تغییر کرد، بلکه گسترش داد.

۴. یهودیان جوان و پیشرفت‌گرایان: شکاف نسلی در جامعه یهودی

یادآور می‌شود که یهودیان جوان نیز با ۶۷ درصد زیر ۴۴ سال و پیشرفت‌گرایان با ۸۲ درصد از زنان جوان، ائتلاف کلیدی را شکل دادند، در حالی که رأی‌دهندگان سنتی به کومو تمایل نشان دادند. این گروه از مواضع فلسطینی به شدت حمایت کردند. این حمایت نمایانگر یک شکاف نسلی است؛ جوانانی که نگران وضعیت غزه هستند، ممدانی را به عنوان نماد عدالت شناختند. انجمن صلح یهودی، او را به عنوان صدای عدالت توصیف کرده‌اند.

این گروه چپ‌گرای یهودی به‌شمار می‌روند. بروکینگز بر تشکیل ائتلاف آنان تأکید دارد. در نهایت، این گروه به‌نوعی پل میان نسل‌ها به شمار می‌روند، هرچند چالش شکاف موجود بین سنتی‌ها و نسل جوان همچنان باقی خواهد ماند. بررسی این شکاف نسلی در جامعه یهودیان نیویورک حاکی از یک تحول وسیع‌تری در سیاست آمریکاست. اینکه مسائل بین‌المللی نظیر درگیری فلسطین و اسرائیل تأثیرات قابل توجهی بر انتخابات محلی یک شهر آمریکایی داشته باشد، نشان‌دهنده جهانی‌نگری نسل جوان و اولویت‌های متفاوت آنها در ارزش‌های سیاسی است.

۵. پیامدهای ژئوپلیتیکی پیروزی ممدانی و بازی قدرت در آمریکا

در نهایت، پیامدهای ژئوپلیتیکی پیروزی ممدانی چالش‌های جدیدی را برای آمریکا به ارمغان آورده است. زیرا مذهب شیعه دوازده‌امامی او ممکن است منجر به افزایش نفوذ نرم ایران شود. این نتایج به‌نوعی نشانی از بازی‌های قدرت را به نمایش می‌گذارد؛ به‌طوری‌که ترامپ با حملات اسلام‌هراسانه خود، باعث شد مسلمانان به او پشت کنند. این وضعیت می‌تواند هویت جهانی را به یک مقیاس محلی سوق دهد؛ در حالی که مسلمانان از این پیروزی احساس افتخار می‌کنند، احزاب هندی او را به عنوان فردی ضد هند معرفی کردند. این وضعیت در دنیای ارتباطات امروزی، این واقعیت را نمایان می‌سازد که انتخابات در یک شهر می‌تواند دورنمایی جهانی داشته باشد. برداشت‌های مذهبی و مواضع بین‌المللی یک شهردار می‌تواند به فهم جهانی از آمریکا و حتا روابط دیپلماتیک کمک کند، چیزی که پیش‌تر برای سمت‌های شهری کمتر متصور بود.

به‌طور کلی، پیروزی ممدانی نمایانگر انقلاب هویتی-نسلی است؛ جوانان، مهاجران و طبقه متوسط ائتلاف عدالت شهری را شکل دادند و یهودیان جوان آن را جهانی ساختند، در حالی که سنتی‌ها به ایجاد شکاف دست زدند. این استدلال‌ها پیروزی را به تغییر ائتلاف متصل می‌کنند؛ غیررأی‌دهندگان قدرت‌مند شدند. این موفقیت، سوسیالیسم هویتی را پیش می‌برد اما خطر عمیق‌تر شدن شکاف‌های اجتماعی و سیاسی، بر اساس عملکرد ممدانی و نیز واکنش نهادهای سیاسی موجود بستگی خواهد داشت.

۲۱۳/۴۲

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا