مسئله انتقال پایتخت دوباره در دستور کار قرار گرفت/ آیا دولت پزشکیان پایتخت جدید معرفی خواهد کرد

در ابتدای دوران ریاست مسعود پزشکیان بر دولت چهاردهم، مسئله «انتقال پایتخت» بهعنوان راهحلی کلیدی برای رفع مشکلات پایتخت به نمایش گذاشته شد. رئیسجمهور با توجه به بحرانهایی نظیر فرونشست زمین، آلودگی شدید هوا، کمبود آب و تهدید زلزله، تصریح نموده است که ادامه نقش تهران بهعنوان کانون سیاسی و اقتصادی کشور دیگر میسر نیست و تنها گزینه موجود، جابهجایی مرکزیت کشور میباشد.
زمینهسازی و فرآیند پیگیری دولت
اگرچه در نخستین نگاه این طرح تنها یک واکنش زودهنگام به بحرانهای زیستمحیطی به نظر میرسید، اما انتصاب محمدرضا عارف بهعنوان مسئول مطالعه در زمینه انتقال پایتخت، نشان از جدیت دولت پزشکیان در اجرای این ایده دارد. وی در ملاقات با نمایندگان استانهای جنوبی کشور، به آغاز مطالعات انتقال پایتخت اشاره کرده و بر اهمیت نگاهی استراتژیک به آینده تهران تأکید نموده است.
دیدگاههای حامیان: ضرورت راهبردی در مواجهه با بحران زیستمحیطی
رئیسجمهور و برخی کارشناسان نظیر دکتر مهدی زارع، زلزلهشناس معتبر کشور، بر این عقیدهاند که بحرانهای طبیعی در تهران به مرحلهای رسیده که نه تنها امنیت ساکنان را تهدید میکند، بلکه تداوم تمرکز اداری و سیاسی در این شهر را نیز به چالش میکشد. گزارشهای رسمی حاکی از آن است که فرونشست زمین در برخی نواحی تهران به میزان ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر در سال رسیده است؛ رقمی که از نظر علمی به معنای “خطر فوری برای زیرساختهای شهری” تلقی میشود.
نقدهای مخالفان طرح انتقال پایتخت: مسألهای پیچیده و پرهزینه
علی اعطا، عضو سابق شورای شهر تهران و پژوهشگر مطالعات شهری از دانشگاه استراسبورگ فرانسه، از جمله منتقدان پرشور این طرح به شمار میآید. وی در مصاحبهای، این طرح را «شتابزده» و غیرکارشناسی تلقی کرده و بر این نکته تأکید کرد که انتقال پایتخت نهتنها مشکلات تهران را حل نخواهد کرد، بلکه آنها را در مکان جدید بازتولید خواهد نمود.
او خاطرنشان کرد که تهران در سه نظام سیاسی (قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی) موقعیت پایتختی خود را حفظ کرده و در طی بیش از دو قرن، زیرساختهای بزرگ شهری، اداری، اقتصادی و فرهنگی در آن توسعه یافته که تغییر آن به شدت دشوار و هزینهبر خواهد بود.
او در ادامه یادآوری میکند که مطالعات پیشین از جمله گزارشی که در سال ۱۳۹۷ توسط مرکز پژوهشهای مجلس تهیه شده، نشان میدهد که انتقال وزارتخانهها و نهادهای دولتی در شرایط اقتصادی و ساختاری کنونی کشور «فاقد توجیه اجرایی» است.
تهران؛ مسألهای پیچیدهتر از انتقال پایتخت
کارشناسان دیگر بر این باورند که عواملی چون رشد بیرویه جمعیت، ساختوسازهای غیراصولی، کمبود منابع و فقدان حاکمیت شهری یکپارچه، موجب شدهاند تهران در برابر بحرانهایی چندوجهی قرار گیرد. اما راهحل نهایی، در فرار از این بحران نهفته نیست؛ بلکه در مواجهه هوشمندانه و انجام اصلاحات ساختاری است.
تجربههای جهانی نیز نشان میدهند که در بسیاری از موارد، انتقال پایتخت، شهر قبلی همچنان نقش موثری را ایفا کرده و از بار جمعیتی آن بهطرز معناداری کاسته نمیشود. در واقع، تنها تغییر مرکزیت اداری و سیاسی کافی نخواهد بود مگر اینکه با اصلاحات عمیق در حوزههای شهری، زیرساختی، حملونقل و محیطزیست همراه باشد.
سند چشمانداز: آیا تهران رها میشود؟
فرهاد طالبیان، استاد دانشگاه، در تحلیل چشمانداز ۱۵ ساله تهران، تأکید میکند که حتی در صورت انتخاب یک پایتخت جدید تا سال ۱۴۲۰، بازهم تهران نیاز به ساماندهی و بازطراحی خواهد داشت. او پیشنهاد میدهد که بهجای اتکا به تغییر سیاسی پایتخت، باید با نگاهی به فناوریهای شهرهای هوشمند، مدیریت منابع آبی، مقاومسازی در برابر زلزله و کنترل آلودگی، تهران را به یک شهر باکیفیتتر برای زندگی تبدیل کرد.



