کارمند فرودگاه مهرآباد از نماینده قم کارت ملی خواست؛ نماینده به معاون وزیر زنگ زد/ منان رئیسی: با ورود معاون وزیر و عذرخواهی مدیریت ترمینال مشکل حل شد

محمد منان نماینده قم در مجلس شورای اسلامی، در کانال تلگرامی خود نوشت:

صبح دیروز برای انجام ماموریتی عازم خوزستان قهرمان شدم و برای دریافت کارت پروازم به گیت مربوطه در فرودگاه مهرآباد مراجعه کردم. مامور تحویل کارت بعد از مشاهده کارت شناسایی بنده (کارت مجلس) اعلام کرد که من این کارت را قبول ندارم و کارت ملی بدهید! به ایشان عرض کردم که من عادت ندارم از بخش vip رفت و آمد کنم و طی این چند سال غالبا با همین کارت مجلس و در کنار مردم، کارت پرواز را دریافت کرده‌ام اما این‌ برای اولین بار است که اینطور می‌شنوم که این کارت قابل پذیرش نیست!

خلاصه بعد از توضیحاتم اعلام کرد که مشکلی نیست اما باید تصویر کارت ملی‌ را ببیند؛ من هم تصویر کارت ملی‌ام را ار روی گوشی‌ام نشان دادم و گمان کردم که مشکل حل شده اما با کمال تعجب، این بار بهانه جدیدی گرفت و گفت که حالا باید برای احراز هویت به حراست فرودگاه در طبقه بالا مراجعه کنم! متوجه شدم که ایشان از جنس همان‌ مردم‌آزارهایی است که از آزار مردم لذت می‌برند! بالاجبار با معاون وزیر و رئیس سازمانی هواپیمایی کشور تماس گرفتم تا از پرواز جا نمانم و نهایتا با ورود سریع ایشان به موضوع و عذرخواهی مدیر ترمینال فرودگاه مشکل حل شد!

اما بعد از این قضیه به یاد درس اخلاقی افتادم که استادم سالها قبل برایم گفته بود. می‌فرمودند بنده خدایی مسافر اتوبوس بود و بین راه برای قضای حاجت به یک دستشویی بین راهی مراجعه کرد. در کنار ورودی سرویس بهداشتی تعداد زیادی آفتابه با رنگهای مختلف وجود داشت و او یکی از آفتابه‌ها را برداشت تا برای طهارت با خود به داخل دستشویی ببرد اما آقایی که آنجا نشسته بود و مسئول نظافت و انتظامات دستشویی بود به ایشان می‌گوید که آفتابه رنگ قرمز را بگذار و مثلا آبی را بردار! ایشان هم باتعجب می‌پرسد که مگر چه فرقی دارند؟! و آن آقا پاسخ می‌دهد که هیچ فرقی ندارند ولی مگر من اینجا چه کاره‌ام؟! اینجا ایستاده‌ام برای همین که بگویم چه کسی کدام رنگ را بردارد! حالا ظاهرا حال و روز برخی از ما در مسئولیت‌هایی که داریم چنین است و باید حتما با سخت‌گیری‌های بلاوجه، ثابت کنیم که مردم‌آزاریم!

بگذرم از اینکه علاوه بر این نوع مرض مردم‌آزاری، متاسفانه دچار نوعی مریضی سیستماتیک هم هستیم که نشانه‌اش آن است که جایی که باید سخت بگیریم سهل می‌گیریم و جایی که باید سهل بگیریم سخت می‌گیریم! مثلا میلیونها بشکه نفت را بدون هیچ وثیقه معتبری و در نهایت سهولت می‌دهیم به انواع و اقسام تراستی‌ها تا میلیاردها دلار از پول ملت مظلوم را بالا بکشند، اما برای کنترل یک کارت شناسایی ساده در جایی که کمترین احتمال سوء استفاده هم نیست و باید نهایت سهولت را به خرج بدهیم نهایت صعوبت را به خرج می‌دهیم! کاش همه ما یادمان باشد که ما در هر جا و هر مسئولیتی که هستیم مسئول تعیین رنگ آفتابه نیستیم!

۲۹۲۱۸

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا