برنامه مالیاتی پیشنهادی؛ ۹۰ درصد مؤدیان غایب، ۴۷ درصد منابع انتخاب نشده/ زمانی که تبلیغات مدیریتی جای دستاورد اصلی را می‌گیرد

اقتصاد ۲۴- طرح «نشان‌دار کردن مالیات‌ها» به منظور برقراری رابطه‌ای عمیق میان پرداخت مالیات و هزینه‌کرد منابع عمومی، افزایش نقش‌آفرینی مردم در تعیین اولویت‌های عمرانی کشور و تقویت شفافیت و اعتماد عمومی به سیستم مالیاتی طراحی و به مرحله اجرا درآمد.

طبق سازوکار این طرح، مؤدیان حقیقی مشمول تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیات‌های مستقیم قادرند از میان پروژه‌های عمرانی و زیرساختی معرفی‌شده، پروژه‌ای را که تمایل دارند برای هزینه‌کرد مالیات خود انتخاب نمایند. بدین‌ترتیب، قرار بود شهروندان نه تنها به تأدیه تکالیف مالیاتی خود بپردازند، بلکه در تعیین صرف بخشی از منابع عمومی نیز تاثیری موثر داشته باشند و به‌طور نزدیک شاهد آثار مالیات‌های خود در پیشرفت زیرساخت‌ها و خدمات عمومی باشند.

اگر به‌طور صحیح اجرایی می‌شد، این مفهوم می‌توانست به ابزاری برای تقویت حکمرانی مشارکتی، افزایش شفافیت مالی، ارتقای تمکین مالیاتی و بازسازی اعتماد میان دولت و مؤدیان تبدیل گردد.

اما بررسی داده‌های عملکرد این طرح در سال ۱۴۰۴ سوالات جدی درباره میزان تحقق اهداف، اثربخشی هزینه‌های انجام‌شده و فاصله بین تبلیغات رسمی و نتایج واقعی به وجود آورده است.

مشارکت محدود مؤدیان؛ تنها ۱۰ درصد جامعه هدف فعال شدند

در سال ۱۴۰۴، از مجموع بیش از ۳ میلیون و ۶۵۰ هزار مؤدی مشمول تبصره ماده ۱۰۰، تنها تقریباً ۳۰۱ هزار نفر در طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها دخالت کردند؛ رقمی معادل حدود ۱۰ درصد از کل جامعه هدف. به عبارت دیگر، نزدیک به ۹۰ درصد مؤدیان مشمول، در این طرح هیچ‌گونه مشارکتی نداشتند.

این آمار در شرایطی به دست آمده که یکی از اهداف محوری طرح، مردمی‌سازی فرآیند هزینه‌کرد درآمد‌های مالیاتی و افزایش نقش‌آفرینی فعالان اقتصادی در تعیین اولویت‌های توسعه‌ای کشور ذکر شده بود.

مشارکت محدود یک‌دهم جامعه هدف، حداقل ضرورت بازنگری در شیوه‌های اطلاع‌رسانی، سازوکار اجرایی و میزان اعتماد مؤدیان به اثربخشی این طرح را مطرح می‌کند. سوال این است که چرا برنامه‌ای با چنین اهدافی نتوانسته بخش قابل توجهی از جامعه هدف خود را جذب کند؟

انتخاب ۹.۶ همت پروژه؛ نه تأمین اعتبار و نه تخصیص منابع!

یکی از مهم‌ترین ابهامات در ارزیابی عملکرد طرح نشان‌دار مالیاتی، خلط میان انتخاب پروژه توسط مؤدیان و تأمین و تخصیص واقعی اعتبار است.

از مجموع ۱۸.۲ همت اعتبار پیش‌بینی‌شده برای پروژه‌های مشمول طرح در سال ۱۴۰۴، مؤدیان تنها برای ۹.۶ همت، معادل حدود ۵۳ درصد از منابع پیش‌بینی‌شده، پروژه را انتخاب کردند.

نکته مهم این است که انتخاب پروژه توسط مؤدیان به هیچ‌وجه به معنای تأمین یا تخصیص نهایی اعتبار نیست.

در واقع، سازمان امور مالیاتی مسئول اجرای سازوکار نشان‌دار کردن مالیات‌ها و دریافت انتخاب‌های مؤدیان است، اما مسئولیت تخصیص منابع به عهده سازمان برنامه و بودجه کشور می‌باشد؛ به همین دلیل پس از انتخاب پروژه‌ها توسط مؤدیان نیز باید فرآیند تخصیص اعتبار از سوی سازمان برنامه و بودجه انجام شود.


بیشتر بخوانید: دو بازوی درآمدی دولت در وضعیت هشدار؛ نفت بلاتکلیف، مالیات گرفتار بحران مدیریت


به عبارت دیگر، حتی رقم ۹.۶ همت نیز صرفاً نمایانگر میزان پروژه‌های انتخابی از سوی مؤدیان است و نمی‌توان آن را معادل اعتبار تخصیص‌یافته، منابع پرداخت‌شده یا پروژه‌های اجرایی در نظر گرفت.

از این رو، ۴۷ درصد منابع پیش‌بینی‌شده اساساً مورد انتخاب مؤدیان قرار نگرفته و درباره ۵۳ درصد انتخاب‌شده نیز باید پاسخ داد که چه میزان اعتبار واقعاً از سوی سازمان برنامه و بودجه تخصیص یافته و چه مقدار از منابع به پروژه‌های مرتبط هزینه شده است.

این تفکیک اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا معرفی رقم ۹.۶ همت به‌عنوان اعتبار تأمین‌شده یا دستاورد مالی طرح، بدون ارائه آمار تخصیص و پرداخت واقعی، ممکن است تصویری غیرواقعی از میزان موفقیت آن به نمایش بگذارد.

مشارکت استانی؛ تهران با تنها ۳ درصد استقبال

بررسی آمار مشارکت مؤدیان در استان‌های مختلف نیز نشان‌دهنده استقبال محدود از این طرح است. در سطح کشور، میانگین مشارکت حدود ۱۰ درصد بوده؛ اما در استان تهران این رقم به فقط ۳ درصد می‌رسد.

در استان‌هایی همچون آذربایجان شرقی با ۱۳ درصد و خوزستان با ۱۰ درصد، میزان مشارکت به‌اندازه‌ای بهتر یا نزدیک به میانگین ملی بوده است؛ اما مجموع ارقام همچنان از محدوده کم‌عرضه مشارکت حکایت دارد.

از سوی دیگر، تفاوت میان میزان مشارکت در استان‌ها نیاز به بررسی عواملی که بر استقبال مؤدیان تأثیر دارد، تناسب پروژه‌های معرفی‌شده با نیازهای منطقه‌ای و کیفیت اطلاع‌رسانی و اعتمادسازی را دوچندان می‌کند.

از اهداف مشارکتی تا پروپاگاندای مدیریتی

مسئله طرح نشان‌دار مالیاتی صرفاً به مشارکت پایین مؤدیان یا عدم انتخاب تمام منابع پیش‌بینی‌شده محدود نمی‌شود؛ موضوع اصلی، فاصله بین فلسفه وجودی طرح و شیوه بازنمایی عملکرد آن است.

طرحی که قصد داشت به ابزاری برای تقویت اعتماد عمومی، شفافیت مالی و مشارکت شهروندان در حکمرانی مالیاتی تبدیل گردد، به مکان تبلیغاتی برای نمایش عملکرد مدیران تبدیل شده است.

در شرایطی که تنها ۱۰ درصد مؤدیان مشمول در طرح مشارکت کرده‌اند، فقط ۵۳ درصد از منابع پیش‌بینی‌شده توسط آنها برای پروژه‌ها انتخاب شده و تخصیص واقعی این منابع نیز بستگی به اقدام و تصمیم سازمان برنامه و بودجه دارد، نمی‌توان صرفاً بر اساس آمار انتخاب‌های ثبت‌شده از موفقیت طرح صحبت کرد.

با این وجود، آنچه در بازنمایی رسانه‌ای چنین طرح‌هایی غالباً ملموس است، معرفی اعداد و ارقام انتخاب‌شده و نشان‌دادن آن به‌عنوان دستاورد مدیریتی است؛ در حالی که حلقه‌های مهم‌تر زنجیره، نظیر تخصیص اعتبار، پرداخت منابع، پیشرفت فیزیکی پروژه‌ها و بهره‌برداری از آنها، نیازمند ارزیابی و گزارش‌دهی مستقل هستند.

به نظر می‌رسد در این شرایط، به‌جای تمرکز بر ارزیابی انتقادی عملکرد و شناسایی موانع اجرایی، بخش قابل توجهی از ظرفیت طرح صرف تولید تصویر مثبت رسانه‌ای از عملکرد مدیران شده است.

بدیهی است که اطلاع‌رسانی درباره طرح‌های عمومی و ایجاد انگیزه در مردم برای مشارکت، ضروری است؛ اما مرز میان اطلاع‌رسانی و تبلیغات مدیریتی نباید نادیده گرفته شود. موفقیت یک طرح را نمی‌توان با تعداد اخبار منتشرشده، نشست‌های برگزارشده یا حجم تبلیغات پیرامون آن سنجید.

چند پرسش اساسی که سازمان امور مالیاتی و سازمان برنامه و بودجه باید پاسخ دهند

با توجه به آمار منتشرشده، انتظار می‌رود دو نهاد مسئول، گزارشی شفاف و قابل راستی‌آزمایی از عملکرد طرح ارائه کنند:

۱. چرا از میان بیش از ۳ میلیون و ۶۵۰ هزار مؤدی مشمول، تنها حدود ۳۰۱ هزار نفر در طرح مشارکت کرده‌اند؟

۲. چه عواملی موجب شده است میزان مشارکت در استان تهران به فقط ۳ درصد برسد؟

۳. از مجموع ۹.۶ همت پروژه انتخاب‌شده توسط مؤدیان، چه مقدار اعتبار در واقع از سوی سازمان برنامه و بودجه تخصیص یافته است؟

۴. چه مقدار از اعتبارات تخصیص‌یافته واقعاً پرداخت شده و چه تعداد از پروژه‌های مشمول به مرحله اجرا یا بهره‌برداری رسیده‌اند؟

۵. هزینه‌های اجرایی، اطلاع‌رسانی و تبلیغاتی طرح چه میزان بوده و رابطه این هزینه‌ها با نتایج حاصل‌شده چگونه ارزیابی شده است؟

۶. آیا ارزیابی مستقلی از میزان رضایت مؤدیان، تأثیر طرح بر اعتماد عمومی و نقش آن در افزایش تمکین مالیاتی انجام شده است؟

مالیات با تبلیغات اعتمادساز نمی‌شود

طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها از نظر رویکرد و فلسفه وجودی، پتانسیل تبدیل شدن به یکی از ابزارهای مؤثر مشارکت عمومی در حکمرانی مالی را دارد؛ اما برای نیل به این هدف، ضروری است که میان انتخاب مؤدی، تخصیص اعتبار، پرداخت منابع و اجرای پروژه‌ها ارتباطی شفاف و قابل اندازه‌گیری برقرار شود.

نظام مالیاتی کشور برای افزایش اعتماد عمومی، به‌جای پروژه‌های پرهزینه تبلیغاتی و نمایش دستاوردهای مدیریتی، به شفافیت، پاسخ‌گویی و ارائه نتایج واقعی نیاز دارد.‌

نمی‌توان انتخاب پروژه توسط مؤدیان را به‌جای تخصیص اعتبار قرار داد، تخصیص را معادل پرداخت به حساب آورد و پرداخت منابع را هم بدون بررسی پیشرفت پروژه‌ها به عنوان دستاورد نهایی شناخت.

معیار موفقیت طرح نشان‌دار مالیاتی، نه تنها تعداد اخبار منتشرشده و نه حجم پروژه‌های انتخاب‌شده در سامانه، بلکه میزان مشارکت واقعی مردم، اعتبارات تخصیص‌یافته، منابع پرداخت‌شده و پروژه‌های تکمیل‌شده است.

اگر قرار است این طرح به ابزاری برای بازسازی اعتماد عمومی تبدیل گردد، باید از نمایش رسانه‌ای دوری کرده و به سمت پاسخ‌گویی درباره نتایج واقعی حرکت کند؛ زیرا اعتماد عمومی با پروپاگاندای مدیریتی شکل نمی‌گیرد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا