نامه محرمانه جیدی ونس به محسن رضایی در واپسین روزهای منتهی به انتخابات آمریکا؛ گاردین: این آخرین روزنه برای جلوگیری از جنگ جدید است

روزنامه گادرین نوشت که در نامه جیدی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا ازسرگیری تعهدات هستهای در گام نخست برای بازگشایی هفتروزه تنگه هرمز در ازای لغو برخی تحریمها پیشنهاد شده است، در حالی که تهران نسبت به بازگشتناپذیر بودن تعهدات اتمی در برابر گامهای بازگشتپذیر آمریکا مقاومت نشان میدهد و کریس مورفی، سناتور دموکرات، پس از اطلاع از بانک اهداف این حمله احتمالی، آن را «جنونآمیز» و تهدیدکننده منافع امنیت ملی ایالات متحده توصیف کرده است.
پاتریک وینتور، دبیر دیپلماسی گاردین با اشاره به ورود مجدد جیدی ونس به عنوان چهرهای که نسبت به ورود به جنگهای تازه مردد است، این تحول را نشانهای از بسته نشدن کامل روزنههای دیپلماتیک در کاخ سفید ارزیابی کرد.
بر اساس این گزارش، نامه ونس در پی میانجیگریهای فشرده دوحه مستقیماً برای محسن رضایی ارسال شد. واشنگتن به این جمعبندی رسیده بود که مرکز ثقل تصمیمگیری امنیتی در تهران در اختیار چهرههای نزدیک به سپاه پاسداران قرار دارد، هرچند تصمیمگیریهای نهایی در ساختار یک کمیته عالی ۶ نفره و بر پایه اجماع انجام میگیرد.
چارچوب پیشنهادی واشنگتن ایجاب میکند که تهران در نقطه آغاز فرآیند، تعهدات هستهای مشخصی را بپذیرد؛ گامی که به بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز در ازای کاهش تحریمهای آمریکا منتهی شود. با این حال، مانع اصلی بر سر تقدم و تأخر اقدامات (ترتیب زمانی) است؛ ایران نمیپذیرد تعهداتی فوری و غیرقابل بازگشت مانند خروج ذخایر اورانیوم غنیشده به کشوری ثالث را بدون تضمین قطعی بپذیرد، در حالی که گامهای تنبیهی آمریکا از جمله آزادسازی معافیتهای صادرات نفت به سادگی قابل بازگشت است. در این میان، بحث بر سر انتخاب یک کشور ضامن سوم جهت تعهد طرفین مطرح شده و از چین به عنوان تنها قدرتی که توانایی حقوقی و ژئوپلیتیک لازم برای تضمین این توافق را دارد نام برده میشود.
واکنش قالیباف: رویکرد هویج و چماق بیاثر است
پافشاری تهران بر شروط پیشین سبب شد تا محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس بنویسد: «شروط ایران بارها و به روشنی به میانجیگران منتقل شده است. رویکرد هویج و چماق هیچ اثری بر اراده ایران ندارد. پیشرفت تنها زمانی حاصل میشود که بر سر شروط هفتگانه ایران توافق صورت گیرد.»
این شروط هفتگانه مواردی همچون لغو کامل تحریمها، پایان مسدودسازی داراییها و توقف درگیریها در تمام جبههها—از جمله برقراری آتشبس فوری در لبنان—را در بر میگیرد.
در عرصه فنی، واشنگتن خواستار تعهدات عینی و پیشینی برای خروج ذخایر اورانیوم غنیشده است، اما تهران با رد این موضوع، پیشنهاد رقیقسازی (Blend down) ذخایر را داده تا قابلیت نظامی نداشته باشند. از سوی دیگر، تهران نسبت به ورود مجدد بازرسان آژانس ابراز تردید دارد، زیرا نگران است اطلاعات مکانی و وضعیتی ذخایر اتمی مستقیماً در اختیار دستگاههای اطلاعاتی آمریکا قرار گیرد.
گاردین یادآور شده است که قالیباف و رضایی هفته گذشته با رهبر انقلاب دیدار کردهاند تا ریسک درگیری جدید را بررسی کنند و ایشان بر پایان دادن به وضعیت «نه جنگ و نه صلح» تاکید داشتهاند؛ این در حالی است که ایران طرحهای عملیاتی مدونی را برای هدفگیری تأسیسات حیاتی در منطقه از جمله نیروگاههای آبشیرینکن، کابلهای اینترنت و شبکههای توزیع برق در سراسر خلیج فارس آماده کرده است.
هشدار سناتور کریس مورفی: طرح جنگی پنتاگون جنونآمیز است
همزمان با انتشار جزئیات این نامه، کریس مورفی، سناتور دموکرات ایالت کنتیکت، در نشستی در «اندیشکده خاورمیانه» (MEI) پرده از جزئیات اهداف تهاجمی آمریکا برداشت.
مورفی گفت: «من گفتگویی نسبتاً تفصیلی پیرامون جزئیات طرح جنگی آمریکا دریافت کردم… فقط این را میگویم که طرح آنها جنونآمیز است. این عملیات منجر به تشدید ویرانگر درگیریها و تخریب تعهدات ما به حاکمیت قانون خواهد شد.»
وی افزود: «گزارشهای علنی متعددی درباره زیرساختهای غیرنظامی که ممکن است هدف قرار گیرند منتشر شده است. به باور من، طرحی که تدوین کردهاند منجر به طولانی شدن و تشدید جنگی میشود که پیامدهای آن برای منافع امنیتی ما کاملاً ویرانگر خواهد بود.»
کارشناسان معتقدند سومین حمله احتمالی آمریکا به ایران در طول دو سال گذشته، به همراهی کابینه سرپرست اسرائیل نیاز دارد تا خطوط قرمزی را که تا کنون دستنخورده باقی مانده بود هدف قرار دهد؛ سناریویی که اروپا در آن مشارکت نخواهد کرد، اما کشورهای عربی خلیج فارس به عنوان اهداف اصلی پاسخهای موشکی و پهپادی ایران، در کانون نگرانی قرار دارند.
سایه بدبینی نسبت به ونس؛ تجربه شکست تفاهمنامه ۱۴ بندی
اگرچه اعتماد تهران به جیدی ونس اندکی بیش از سایر مقامات و فرستادگان کاخ سفید است، اما ساختار فرماندهی ایران همچنان نسبت به جایگاه و نفوذ واقعی او بدبین است. این بدبینی به تجربه تفاهمنامه ۱۴ بندی قبلی بازمیگردد که توسط ونس مذاکره شد، اما به محض آنکه سایر ارکان دولت آمریکا اجرای آن را به دست گرفتند، فروپاشید؛ روندی که به اقدامات یکجانبه واشنگتن در بازگشایی هرمز منجر شد و از سوی ایران نقض توافق قلمداد گردید. علاوه بر این، ترامپ نیز با آن تفاهمنامه مخالفت کرد، زیرا آغاز مذاکرات هستهای را ۶۰ روز به تأخیر میانداخت.
با این حال، در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، تهران پیشنهادی را مطرح کرده بود که بر اساس آن بازه زمانی آغاز مذاکرات هستهای فشرده شود؛ مشروط بر اینکه گفتگوها ۶ یا ۷ روز پس از بازگشت معافیتهای تحریمی فروش نفت ایران و بازگشایی ایمن تنگه هرمز آغاز شود. حال باید دید آیا نامه مستقیم ونس میتواند در فاصله اندک باقیمانده تا نوامبر، مانع از کلید خوردن ماجراجویی نظامی شود یا خیر.
۴۲/۴۲



