با وجود اینکه رقیب نتانیاهو نیز مخالفت خود را با ایران اعلام کرده است، اما پیروزی نتانیاهو به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود

روزنامه خراسان به این نکته اشاره کرده است: معادلهای که در ظاهر بسیار ساده به نظر میرسد، اکنون به پیچیدگیهای ائتلافسازی، تأثیر احزاب عرب و البته فعالیتهای نخستوزیر سابق و پیچیدهترین سیاستمدار اسرائیلی، یعنی نتانیاهو، مرتبط شده است. او هنوز قادر است قوانین بازی را به نفع خود تغییر دهد.
چند گزینه پیش روی اسرائیل وجود دارد: ائتلاف آیزنکوت با احزاب عرب، عدم موفقیت در تشکیل دولت و تکرار انتخابات، یا بازگشت نتانیاهو به عرصه ائتلافسازی از طریق جذب بخشی از رقبای خود. بهعلاوه، یک گزینه چهارم نیز در محاسبات سیاسی نتانیاهو و همراهانش ممکن است وجود داشته باشد: شکلگیری دولتی به نام وحدت ملی، که بهدنبال ایجاد یک بحران امنیتی جدید و شاید جنگی دیگر با ایران مطرح میشود؛ سناریویی که میتواند حمایت ترامپ را با خود به همراه داشته باشد.
در مورد سناریوی اول؛ آیا آیزنکوت تصمیم به ائتلاف با اعراب خواهد گرفت؟
مشارکت بالای رایدهندگان عرب بهعنوان یکی از پیامهای کلیدی این انتخابات تلقی میشود. اگر این مشارکت بتواند به نفوذ واقعی در تشکیل دولت منجر شود، دیگر نمیتوان جامعه عربی اسرائیل را تنها بهعنوان یک حاشیه انتخاباتی در نظر گرفت. اما اختلاف میان رایدهی و تشکیل ائتلاف بههیچوجه بیاهمیت نیست. آیزنکوت باید توضیح دهد چگونه میتواند به توافقی با احزاب عرب برسد و در عین حال مخالفان این همکاری را در میان خود مدیریت کند.
اگر ائتلافی شکل بگیرد، اعراب و نسبت آنها با معادلات قدرت وارد دنیای تازهای خواهند شد.
معمای دوم؛ انتخابات مجدد یا دولت وحدت ملی؟
اگر نه نتانیاهو و نه آیزنکوت موفق به ایجاد یک دولت اکثریتی نشوند، اسرائیل ممکن است بار دیگر شاهد برگزاری انتخابات باشد. این سناریو برای نتانیاهو لازم نیست که به معنای شکست باشد؛ در واقع، میتواند فرصتی برای او بهمنظور به تأخیر انداختن مسائل، بازسازی ائتلاف راست و تغییر رویکرد سیاسی باشد. در چنین شرایطی، یک بحران امنیتی بزرگ میتواند همه چیز را تحت الشعاع قرار دهد و به جای بررسی عملکرد دولت، جامعه را حول محور امنیت بسیج کند.
این همان لحظهای است که احتمال بروز جنگ با ایران باید بهطور جدی لحاظ شود؛ بهویژه که این وضعیت نمیتواند بهعنوان نتیجه قطعی انتخابات در نظر گرفته شود، بلکه بهعنوان یکی از ابزارهای بالقوه تغییر اوضاع سیاسی عمل میکند. آیزنکوت نیز هشدار داده است که استفاده سیاسی از امنیت میتواند خطرناک باشد.
حمایت ترامپ از نتانیاهو نیز میتواند به تحکیم موقعیت او کمک کند و به عقیده برخی، این سناریوی مشترک بین نتانیاهو و ترامپ در همین راستا است. در نتیجه، ایده دولت وحدت ملی نیز موضوعی قابل بررسی است. نتانیاهو ممکن است با برجستهکردن یک تهدید خارجی، برخی از مخالفان خود را به همکاری ترغیب کند؛ اما حتی اگر چنین دولتی تشکیل شود، الزاماً به معنای خاتمه اختلافات داخلی نخواهد بود. بحرانهای انباشته اسرائیل با یک توافق سیاسی موقتی برطرف نخواهند شد.
اما سوال اساسی؛ انتخابات چه تأثیری بر تهران میگذارد؟
آیا با تغییر نخستوزیر، استراتژی اسرائیل در مواجهه با ایران بهیکباره تغییر خواهد کرد؟ قطعاً نمیتوان مسئله را اینچنین ساده انگاشت. جریانهای صهیونیستی با وجود تفاوتهای سیاسی، در بسیاری از مسائل امنیتی توافق دارند. آیزنکوت نه تنها یک چهره جدید از ساختار قدرت نیست، بلکه مخالف اصل تقابل با جمهوری اسلامی نیز نمیباشد. بنابراین، رفتن نتانیاهو را نمیتوان معادل پایان تهدید اسرائیل دانست. اما جنبه دیگر قضیه نیز بههمین اندازه دارای اهمیت است.
نتانیاهو فراتر از یک نخستوزیر است؛ او در طول سالهای متمادی، شبکهای از ارتباطات سیاسی، منطقهای و بینالمللی توسعه داده و تجربیات زیادی در تغییر محاسبات آمریکا نسبت به ایران اندوخته است. او بهخوبی میداند چگونه میتواند موضوع ایران را به عنوان کانون سیاست خارجی واشنگتن مطرح کند، چگونه میتواند تهدیدات امنیتی را به فرصتهای سیاسی تبدیل کند و چگونه از بحرانهای منطقهای به نفع خود بهرهبرداری کند. حذف چنین فردی از رأس قدرت، حتی اگر چارچوب اصلی سیاست اسرائیل ثابت بماند، به معنای از دست رفتن بخشی از این قابلیتهای انباشته است.
مسئله بعدی، ارتباطی است که نتانیاهو و همپیمانانش در سالهای اخیر میان دولت اسرائیل و بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی، بهویژه جریان سلطنتطلب برقرار کردهاند. این ارتباط، بر افکار عمومی ایران نیز تأثیراتی داشته است. کنار رفتن نتانیاهو ممکن است بخشهایی از این تصویر سیاسی را تضعیف کند؛ البته نباید انتظار داشت که با تغییر یک چهره، تمامی این مناسبات از بین برود.
از طرف دیگر، تجربه دولتهای ائتلافی و درگیریهای سیاسی در اسرائیل نشان داده که تنوع در کابینه میتواند هزینههای تصمیمگیری را افزایش دهد. البته اختلافات داخلی لزوماً به کاهش تهدیدهای نظامی نمیانجامد؛ گاهی رقابت سیاسی حتی میتواند منجر به رفتارهای تهاجمیتری گردد. با این حال، تضعیف تمرکز قدرت و کاهش توان اجماعسازی یک سیاستمدار با تجربه، برای محاسبات امنیتی ایران کماهمیت نیست.
به عبارتی میتوان گفت: سگ زرد، برادر شغال نیست؛ و هر شغالی نیز مانند دیگری عمل نمیکند.
در نهایت، کنار رفتن نتانیاهو به نفع ایران خواهد بود؛ نه به این دلیل که جانشین او الزاماً رویکردی دوستانه اتخاذ خواهد کرد، بلکه به دلیل اینکه خروج یکی از معماران اصلی تقابل با ایران، فردی که بهعنوان دستوردهنده ترور رهبران برجسته عمل کرده، ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک انباشته شده را در مرکز این تقابل کاهش میدهد. گاهی اوقات، حذف یک بازیگر نمیتواند بهتنهایی به معنای پایان بازی باشد؛ اما میتواند مسابقه را برای طرف مقابل به مراتب دشوارتر سازد.
17302



