جلاییپور: باید به احتمال وقوع حمله به کشور در بازه زمانی ۲۰ تا ۹۰ روز آینده توجه جدی داشت/ اظهارات رضایی نشاندهنده پیام «ترجیح خاتمه جنگ، اما نه به هر قیمتی» است

نیلوفر مولایی: در شرایطی که دونالد ترامپ به احتمال حمله به ایران در روز یکشنبه اشاره کرده است، گمانهزنیها درباره احتمال وقوع جنگ مجدد با مداخله آمریکا و اسرائیل اوج گرفته است. همزمان، تحلیلهای مختلفی از سوی رسانهها و کارشناسان در این زمینه مطرح میشود. عدهای معتقدند که حملات نظامی واشنگتن و تلآویو پیش از برگزاری انتخابات کنگره و پارلمان انجام خواهد شد، در حالی که دیگران زمان آغاز این جنگ را پس از انتخابات پیشبینی کردهاند.
در همین راستا، حمیدرضا جلایی، فعال سیاسی اصلاحطلب، درباره این فرضیات در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین نظراتی را بیان کرده است.
او همچنین به سخنان اخیر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در خصوص محاصره اقتصادی ایران اشاره کرد و گفت که این اظهارات بیشتر نمایانگر تمایل به پایان جنگ، اما نه به هر قیمتی، هستند.
جزئیات این گفتگو در ادامه ارائه میشود؛
***********************
* تحلیلها حاکی از احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به کشور دارند و ترامپ نیز اعلام کرده که از قدرتمندترین بمبها استفاده خواهد کرد. ارزیابی شما از وضعیت کنونی چیست و آیا ممکن است این حملات پیش از انتخابات به وقوع بپیوندند؟
به طور کلی، به نظر میرسد که باید احتمال وقوع حمله به ایران را در ۲۰ تا ۹۰ روز آینده جدی گرفت. با این حال، برای قضاوت دقیقتر در این زمینه، باید به سه مسئله اصلی توجه داشت: لحن تهدیدآمیز ترامپ که میتواند فریبکارانه باشد، آمادگی واقعی آمریکا و اسرائیل برای انجام عملیات نظامی، و تصمیم نهایی برای شروع حمله. این سه جنبه به یکدیگر وابستهاند، اما لزوماً همزمان روی نخواهند داد.
طبق اخبار اخیر، نمیتوان احتمال حمله مجدد آمریکا و اسرائیل به ایران را کاملاً رد کرد؛ اما آمادگی نظامی و تهدیدهای ترامپ به نوعی به اطلاعات میدانی وابسته هستند که در دسترس ما نیستند.
کاخ سفید ادعا کرده که هیچ حملهای پیش از انتخابات صورت نخواهد گرفت. اگر مذاکرات به نتیجه نرسند (که در حال حاضر تفاوتهای جدی در مواضع طرفین مشاهده میشود) و تنشها در منطقه ادامه یابد، این احتمال که حملات مجدد صورت گیرد همچنان وجود دارد؛ اما زمان دقیق آن مشخص نیست.
بحث استفاده از بمبهای بسیار قدرتمند نیز میتواند به عنوان ابزاری برای اعمال فشار نظامی و روانی باشد، و این به طرز خاصی به شخصیت ترامپ مرتبط است. به نظر من، فرایند مذاکرات و تغییر و تحولات نیروهای دشمن در میدان، بیشتر از تهدیدات لفظی، در تعیین زمان اقدام نظامی تاثیرگذار هستند. به طور کلی، حمله پیش از انتخابات با موضع علنی کنونی ترامپ همخوانی ندارد؛ روزهای پس از انتخابات و هفتههای بعد از آن نیاز به رصد بیشتری دارند.
* با وجود تهدید ایران مبنی بر اینکه در صورت وقوع جنگ ابعاد گستردهتری از منطقه درگیر خواهند شد، پیشبینی شما درباره این ابعاد چیست و منظور از این گستردگی چیست؟
پیشبینی در این راستا دشوار است و عمدتاً به گمانهزنیهای متفاوت مربوط میشود. به نظر میرسد تحلیلهای رسانهای نشان میدهد که اگر ترامپ مجدداً به ایران حمله کند، نیروهای نظامی ایران پاسخ جدیتر و سریعتری به آن خواهند داد. احتمال گسترش جنگ به چند جبههای و اهداف مختلف، جدی به نظر میرسد.
ایران از «گستردهتر شدن جنگ» به معنای موارد زیر میتواند اشاره کند: حملات موشکی و پهپادی به پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در کشورهای دیگر و همچنین در خارج از آن؛ تقویت دفاع هوایی ایران؛ هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی و گازی، فرودگاهها و تأسیسات حیاتی کشورهای حامی عملیات آمریکا؛ افزایش کنترل بر کشتیرانی و صادرات انرژی با تأثیرات جهانی بر قیمت نفت؛ و احتمال مشارکت حوثیها در یمن و دیگر نیروهای مقاومت برای تحقق اهداف ایران.
همچنین انتظار میرود دامنه حملات آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و زیرساختی داخل ایران گسترش یابد و اقدامات تروریستی بیشتری صورت گیرد.
نکته اصلی تنها شدت حمله اولیه نیست، بلکه زنجیرهای از حملات متقابل و دشواری کنترل بحران است. در عین حال، هزینه اقتصادی جنگ، خطر آسیب به زیرساختهای کشورهای منطقه و ابهام در نتایج نظامی، عواملی هستند که ممکن است طرفین را به خویشتنداری یا ادامه مذاکرات سوق دهند. ما در آستانه یکصد روز حساس قرار داریم.
* اخیراً محسن رضایی بیان کرده که نمیتوان به طور طولانی در محاصره اقتصادی باقی ماند و خانوادهها دچار آسیب میشوند، آیا این اظهارت به معنای حرکت به سمت یک توافق است یا اشاره به ضرورت یک حمله پیشدستانه دارد؟
به نظر میرسد مقصود آقای رضایی بیشتر از این که اعلان یک تصمیم برای حمله پیشدستانه باشد، هشدار درباره تبعات منفی محاصره طولانی و ضرورت خاتمه جنگ با شرایطی قابل قبول برای ایران است.
اظهارات او نشان میدهد که مسیر دیپلماسی هنوز باز است، اما ایران خواهان تضمینهایی مانند پایان دائمی جنگ، رفع محاصره دریایی، لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشدهاش است. از سخنان او نمیتوان به صراحت به آغاز حمله پیشدستانه نتیجهگیری کرد، با اینکه ایران بر آمادگی نظامی و پاسخ قدرتمند در صورت حمله مجدد تأکید کرده است.
این اظهارات بیشتر نشاندهنده پیام «ترجیح پایان جنگ، اما نه به هر قیمتی» است. توافق عزتمندانه همچنان یک گزینه ممکن است و آمادگی نظامی میتواند به عنوان ابزاری برای افزایش فشار در مذاکرات عمل کند.
* راهکار مناسب برای پایان جنگ و خروج از این وضعیت چیست؟
با توجه به مواضع دو طرف، به نظر نمیرسد راهکار ساده و سریعی وجود داشته باشد. ایران گزینهای جز مقاومت چهار بعدی (شامل دفاع نظامی، حضور مردم، دیپلماسی فعال و بوروکراسی کارآمد برای ساماندهی کالاهای اساسی) در برابر خواستههای ترامپ ندارد.
آمریکا میتواند در روند مذاکرات به شروط ایران توجه کند. این شروط از طریق پاکستان و قطر به ایالات متحده منتقل شده و بر پایان دائمی جنگ و پایان محاصره و تحریمها تأکید دارد.
ترامپ میتواند فشار حداکثری و تحریمها را کنار بگذارد و درک کند که ابزار نظامی نمیتواند به توافق مؤثری منجر شود.
به نظر میرسد ترکیب آمادگی نظامی برای دفاع از کشور و دیپلماسی فعال بر اساس شروط مطرح شده و تغییر رویکرد آمریکا به سمت توافق، بهترین راهکار برای خروج از وضعیت جنگی خواهد بود. اما این موضوع در عمل با چالشهای زیادی روبهرو است، چرا که طرفین ترامپ و نتانیاهو دشمنان سرسخت و ضد ایرانی هستند.
* ابراز چنین موضعی از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی چه پیامی برای مسئولان دارد؟
به نظر من اظهارات محسن رضایی به نوعی «راهبرد سوم» را مطرح میکند که هم بر اساس «بازدارندگی» مبتنی است و نه تسلیم در برابر فشار، و هم ماجراجویی نظامی بدون پشتوانه نیست. نه توافق از روی ترس است و نه حمله پیشدستانه بیمقدمه.
رضایی با تأکید بر دشواری شرایط کشور (توصیف آن بهعنوان «دشوارترین مقطع کشور»)، فشارهای اقتصادی را نادیده نمیگیرد، اما راهحل را در «تسلیم» نمیبیند. او بر این باور است که باید محاصره اقتصادی را برای دشمن «پرهزینه» کرد و آن را به عنوان بخشی از رویکرد جنگ در همان سطح پاسخ دهد.
آشکار است که این موضع دو پیام اصلی برای مسئولان دارد: پذیرش واقعیت بحران و اذعان به خشونتهای اقتصادی نسبت به خانوادهها و معیشت آنها و تغییر منطق از «بقا» به «قدرت». ایران باید قدرت خود را در میادین نبرد ثابت کند و هماکنون باید با توجه به وزن جدید خود تصمیمگیری کند، زیرا بحث تنها درباره بقا نیست، بلکه در مورد عبور عزتمندانه است.
براساس تحلیلهای رضایی، مذاکرات نباید فقط با هدف «توقف جنگ» صورت گیرد، بلکه باید تضمینهای بازدارندگی و امنیت بلندمدت برای ایران و منطقه را به همراه داشته باشد. او به درستی هشدار میدهد که با ادامهی محاصره، ایران ممکن است منافع اقتصادی و غیر اقتصادی آمریکا را مورد هدف قرار دهد. این به معنای آن است که مسئولان باید خود را برای یک مرحله برخورد سخت آماده کنند، که احتمالاً شامل اقداماتی نظامی/امنیتی در مقیاس منطقهای خواهد بود. این ممکن است به مذاکرات منجر شود یا به تنشهای شدیدتر بیانجامد. مسأله اصلی عبور عزتمندانه از شرایط جنگی است.



