آمادگی دفاعی ایران در مقابل چالش‌ها

به نقل از آفتاب نیوز،

تحولات اخیر در عرصه دفاعی شتاب بیشتری به خود گرفته و فرماندهان نیروهای مسلح در اعلام مواضع خود فعال‌تر از همیشه هستند. افزون بر این، افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی به وضوح نشان می‌دهد که ابعاد رویارویی احتمالی به مسائل امنیت انرژی، تجارت دریایی و معادلات اقتصادی قدرت‌های بزرگ فراتر از میدان نظامی کشیده شده است.

رویدادهای اخیر در فرانسه که ناشی از افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های زندگی بوده و حتی مکرون، رئیس‌جمهور این کشور را به خاورمیانه کشانده، نمایانگر پیوند اقتصادی و امنیت انرژی جهانی به منابع نفت کشورهای خاورمیانه است.

اظهارات مقام‌های ارتش و سپاه درباره آماده‌باش برای دفاع، گزارش‌هایی مبنی بر برخورد شناورها و نفتکش‌ها با مین‌های دریایی، هشدارهایی درباره گسترش دامنه پاسخ به پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه و ارائه گزارش‌هایی مبنی بر احتمال ازسرگیری حملات نظامی، تصویری از وضعیت کنونی را به تصویر می‌کشد.

همچنین فعالیت‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از هرگونه درگیری احتمالی همچنان جریان دارد، در حالی که اظهارات مقامات دو طرف نشان می‌دهد که اختلافات پیرامون شرایط مذاکره، محاصره دریایی و کنترل تنگه هرمز هنوز پابرجاست.

ارتش و آمادگی برای جنگی متفاوت

یکی از مواضع بنیادی نظامی جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر، اظهارات سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، در خصوص آمادگی نیروهای مسلح برای جنگ ناهم‌طراز بود.

سرلشکر حاتمی در روز پنجشنبه سی‌ام مهرماه در حین بازدید از مرکز تولید پهپادهای نظامی ارتش اظهار داشت که نیروهای مسلح با ارزیابی تهدیدات دشمن، خود را برای مواجهه با چالش‌های احتمالی آماده کرده‌اند. اعتماد به دشمن بی‌مورد است و لزوم افزایش آمادگی دفاعی باید به‌طور مداوم در نظر گرفته شود.

اما چه چیزی جنگ ناهم‌طراز را حائز اهمیت می‌سازد؟ در جنگ ناهم‌طراز، تجهیزات، ساختارها و شیوه‌های به‌کاررفته توسط طرفین یکسان نیستند. در این حالت، قابلیت انطباق با محیط میدان جنگ، به‌کارگیری تجهیزات متناسب با ماموریت و حفظ آمادگی عملیاتی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

تاکید سرلشکر حاتمی بر این نوع آمادگی نشان‌دهنده‌ تجارب ناشی از درگیری‌های اخیر و نیاز به بازنگری در استراتژی‌های دفاعی به شمار می‌رود؛ چرا که توسعه پهپادها و ریزپرنده‌ها، بخشی از این تغییر رویکرد است؛ تجهیزاتی که به همراه سامانه‌های متعارف در ماموریت‌های شناسایی و رزمی کاربرد دارند.

حاتمی همچنین به فعالیت نیروی دریایی ارتش در شرق تنگه هرمز اشاره کرد و تاکید نمود که حضور نیروهای ایرانی در دریا و سواحل کماکان برقرار است و هشدار داد که در صورت ورود شناورهای دشمن به این منطقه، با آن مقابله خواهد شد.

وی محاصره دریایی را بخش اصلی جنگ دانست. این موضع‌گیری در شرایطی بیان شده است که تنگه هرمز به کانون اصلی تنش‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم آمریکا تبدیل شده و هرگونه تغییر در وضعیت عبور کشتی‌ها می‌تواند بر بازار انرژی و امنیت دریانوردی اثرگذار باشد.

نیروی دریایی سپاه و هشدار درباره گسترش دامنه تقابل

در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به برخورد با شناورهایی اشاره کرد که به گفته این نیرو، قواعد مربوط به عبور از محدوده تنگه هرمز را رعایت نکرده یا در انتقال غیرقانونی نفت فعالیت داشته‌اند.

به نقل از گزارش‌های ابلاغ شده توسط سپاه، چهار شناور در شمال خلیج فارس مورد هدف قرار گرفتند و دچار آتش‌سوزی شدند. همچنین این گزارش حاکی از آن است که سه شناور دیگر با مین‌های دریایی در غرب تنگه هرمز برخورد کردند.

نیروی دریایی سپاه به‌علاوه هشدار داد که ادامه تحریک شناورها توسط آمریکا و ایجاد حمایت نظامی از عبور غیرمجاز ممکن است به گسترش دامنه تقابل منجر شود و پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد.

خبرگزاری رویترز نیز در روز پنجشنبه ۳۰ مهر، برابر با ۲۲ اکتبر، اطلاع داد که سپاه از برخورد با هفت شناور در خلیج فارس و محدوده تنگه هرمز خبر داده است. با این حال، جزئیات مستقلی درباره هویت تمامی این شناورها، میزان خسارت و وضعیت دقیق این حوادث منتشر نگردید.

اهمیت این تحولات تنها به برخورد با شناور‌ها ختم نمی‌شود. هشدارها درباره احتمال هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا نشان‌دهنده این است که تهران در مواضع خود، ارتباط نزدیکی بین فشار نظامی در دریا و حضور نظامیان آمریکایی در منطقه برقرار می‌کند.

همگرایی امنیت ملی با امنیت انرژی

تنگه هرمز بار دیگر به‌عنوان کانون تقابل ایران و آمریکا در روزهای اخیر مطرح شده است؛ گذرگاهی که اهمیت آن فراتر از جغرافیای منطقه‌ای با تجارت جهانی انرژی ارتباط مستقیم دارد.

تاکید ایران بر لزوم رعایت مقررات عبور شناورها و استمرار فشارها دریایی آمریکا از همین رو باید مورد بررسی قرار گیرد.

زیرا محاصره دریایی تنها یک اقدام نظامی نیست. محدودسازی صادرات نفت، دشواری در دسترسی به بازارهای بین‌المللی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل آثار اقتصادی مستقیمی را به همراه دارد. از سوی دیگر، افزایش خطر عبور در مسیرهای صادرات انرژی نیز هزینه بیمه کشتی‌ها را افزایش می‌دهد و شرکت‌های کشتیرانی را با چالش‌های بیشتری مواجه می‌سازد.

از این‌رو، تنگه هرمز در وضعیت فعلی به نقطه تلاقی حاکمیت و امنیت ملی ایران، حضور نظامی آمریکا در منطقه و ضمانت تأمین انرژی در بازار جهانی مرتبط است. هر نوع محدودیت در فعالیت‌های دریایی نه‌تنها بر طرف‌های درگیر اثر می‌گذارد، بلکه بر کشورهای واردکننده انرژی و اقتصادهای وابسته به تجارت دریایی نیز تأثیرگذار خواهد بود.

تهدید نظامی در کنار فشار اقتصادی

در سمتی دیگر از این تقابل، مقامات آمریکایی در روزهای اخیر از تداوم فشار بر ایران گزارش داده و همزمان احتمال اقدام نظامی دیگر را نیز منتفی ندانسته‌اند.

خبرگزاری رویترز در روز سه‌شنبه ۲۸ مهر گزارش داد که مقامات ایرانی بر این باورند که احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل همچنان وجود دارد و تهران خود را برای چنین گونه‌ای از تهدید آماده می‌کند. این گزارش همچنین به ادامه اختلافات مربوط به شرایط توافق، محاصره دریایی و صادرات نفت ایران اشاره کرد.

روز جمعه، دونالد ترامپ نیز احتمال انجام عملیات نظامی دیگر علیه ایران را مطرح کرد، هرچند جزئیات مشخصی درباره زمان و دامنه چنین اقدامی ارائه نگردید. در همان روز، تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه و عراق، احتمال حمله در آینده نزدیک را بیان کرد که به نگرانی‌ها درباره بازگشت درگیری نظامی دامن زد.

مواضع واشنگتن در روزهای اخیر نشان‌دهنده ادامه‌ی استفاده توأمان از فشار اقتصادی، محدودیت‌های دریایی و تهدید نظامی است. در مقابل، مقامات ایرانی بر لزوم آمادگی دفاعی و ضرورت کاهش فشارها پیش از هر نوع توافق تأکید دارند.

این وضعیت به جنبه‌ای از تقابل منجر شده که در آن نه نشانه روشنی از حل‌وفصل اختلاف‌ها دیده می‌شود و نه می‌توان به قطعیت درباره آغاز دوباره جنگ سخن گفت. در چنین فضایی، آمادگی دفاعی برای ایران فراتر از افزایش تجهیزات به‌حساب می‌آید؛ حفظ زیرساخت‌های حیاتی، تامین نیازهای نظامی، مراقبت از مرزها و مدیریت پیامدهای اقتصادی بحران نیز بخشی از الزامات مواجهه با تهدیدهای احتمالی به شمار می‌رود.

به موازات افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال ازسرگیری حملات، بازار جهانی نفت نیز به تحولات خاورمیانه واکنش نشان داد.

معاملات آتی نفت برنت در پایان روز جمعه اول آبان، با رشد ۳.۱ درصدی به ۱۱۶ دلار و ۷۲ سنت در هر بشکه رسید. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت نیز با افزایش ۳.۸ درصدی، به قیمت ۱۰۳ دلار و ۲۷ سنت معامله شد.

برنت به‌طور کلی در طول هفته نزدیک به ۶ درصد افزایش قیمت داشت. این رشد قیمت نمایانگر افزایش احتمال به‌وجود آمدن درگیری‌ها و اختلال در عرضه انرژی در بازارهای جهانی است.

چرا که بازار نفت تنها به میزان تولید روزانه توجه ندارد و انتظار اختلال در عرضه آینده نیز بر قیمت‌ها تأثیرگذار است.

زمانی که احتمال حمله نظامی به تأسیسات انرژی، گسترش درگیری‌ها در خلیج فارس یا محدود شدن تردد نفتکش‌ها افزایش یابد، معامله‌گران بخشی از این ریسک را در قیمت‌ها لحاظ می‌کنند.

در چنین فضایی، حتی اگر عرضه نفت در مقاطعی افزایش یابد، نگرانی از تداوم آن می‌تواند قیمت‌ها را در سطوح بالاتری نگه دارد.

البته افزایش قیمت نفت را نمی‌توان به‌طور کامل ناشی از تحولات ایران و آمریکا دانست. این افزایش قیمت‌ها به‌عنوان واکنشی به حملات حوثی‌ها به زیرساخت‌های انرژی عربستان و نگرانی از گسترش بحران منطقه‌ای نیز محسوب می‌شود.

مسیر دیپلماسی همچنان باز است

در کنار مواضع نظامی، مسیرهای دیپلماتیک نیز کماکان فعال هستند. اگرچه اظهارات مقام‌های دو طرف حاکی از آن است که اختلافات درباره شرایط مذاکره و تضمین‌های مورد انتظار هنوز حل‌وفصل نشده است.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، بارها تأکید کرده که آمریکا باید پیش از مذاکرات، فشارهای اقتصادی، تهدیدها و تحریم‌ها را پایان دهد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز از ادامه تناقضات درباره تنگه هرمز و لزوم تبادل پیام‌ها از طریق واسطه‌ها خبر داده است. همچنین مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به دشواری دستیابی به توافق اشاره کرد و به ادامه فشارهای اقتصادی تأکید ورزید.

این مواضع نشان می‌دهد که اختلافات تنها به توقف درگیری محدود نمی‌گردد و مسائلی نظیر محاصره دریایی، صادرات نفت، تحریم‌ها و ترتیبات امنیتی منطقه، در شکل‌دهی به هر توافق احتمالی، نقش اساسی دارند.

برای ایران، دفاع از کشور در چنین وضعیت تنها به توان نظامی محدود نمی‌شود. حفظ آمادگی نیروهای مسلح، تقویت تولید داخلی تجهیزات دفاعی، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی، به‌طور کلی در امنیت ملی مؤثر است.

آنچه در روزهای اخیر بیشتر از هر چیز روشن شده، پیوند نزدیک امنیت ایران با امنیت خلیج فارس و بازار جهانی انرژی است؛ پیوندی که هرگونه تشدید تنش در آن می‌تواند هزینه‌های درگیری را از میدان نبرد به اقتصاد و زندگی مردم در کشورهای مختلف منتقل کند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا