بهینهسازی مصرف انرژی نیازمند استفاده از سیاستهای کارآمد و فناوریهای هوشمند است

اقتصاد۲۴- احسان عظیمیراد، رئیس کمیته بهرهوری و نظارت بر اجرای قانون جهش تولید دانشبنیان در کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار اقتصاد ۲۴ درباره لزوم مدیریت یکپارچه و کلان در عرصه انرژی و نقش نهادهای حاکمیتی در این حوزه، اظهار کرد: نخستین نکته این است که ما در کشوری زندگی میکنیم که از یکسو دارای ذخایر طبیعی قابلتوجه و از سوی دیگر، برخوردار از سرمایه انسانی توانمند و نخبه است. وی با اشاره به منابع طبیعی کشور، مانند نفت و گاز، تأکید کرد که این سرمایههای ارزشمند نباید ما را به این باور برسانند که این منابع پایانناپذیرند و میتوان بدون محاسبه و بدون محدودیت از آنها برداشت کرد. عظیمیراد افزود: دشمنی دشمنان در طول ۴۷ سال گذشته، بهخصوص در جنگ اخیر، نشان داده است که آنها میتوانند در مسیر صادرات نفت، فروش نفت، انتقال گاز و مجموعه فعالیتهایی از این جنس مانعتراشی کنند؛ از ایجاد اختلال در پالایشگاهها و هدف قرار دادن زیرساختها تا جلوگیری از عبور کشتیها و اجرای اقدامهای متنوع دیگر. از همین رو باید روشن باشد که هرچند کشورمان از منابع طبیعی سرشار برخوردار است، اما این منابع نخست «نامحدود» نیستند و دیر یا زود به پایان میرسند و دوم، دشمن نیز میتواند سد راه شود تا نتوانیم از همین منابع برای آرامش و رفاه ملت و کشور بهره ببریم.
عظیمیراد در ادامه گفت: نکته دوم به منابع انسانی برمیگردد؛ ما نیروی انسانی قوی و مؤثر در اختیار داریم و از نظر وجود افراد نخبه و توانمند، دستمان پر است. وی با توجه به جایگاه خود در مجلس و ریاست کمیته بهرهوری و نظارت بر اجرای قانون جهش تولید دانشبنیان، تأکید کرد: این را به عنوان اطلاع به صراحت بیان میکنم که در کشورمان شرکتهای گوناگون فناور و دانشبنیان داریم که در حوزه بهینهسازی مصرف فعالیت میکنند و خروجیهای چشمگیری هم به همراه آوردهاند.
رئیس کمیته بهرهوری و نظارت بر اجرای قانون جهش تولید دانشبنیان در کمیسیون آموزش مجلس خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از این ظرفیتها در عرصه هوشمندسازی صنعت گاز، هوشمندسازی صنعت نفت و همچنین هوشمندسازی صنعت آب نمود پیدا کرده است؛ اقداماتی که در نهایت میتواند به مدیریت درست و منطقی مصرف منجر شود. وی سپس به وجود مشکلات ریشهای در سیاستگذاریهای حاکمیتی اشاره کرد و گفت: در سیاستهای حاکمیت با دو چالش بزرگ روبهرو هستیم. نخستین مشکل این است که برخی مدیران، به توان و ظرفیت نیروی انسانی هدفمند توجه کافی ندارند. منظور از حاکمیت صرفاً دولت نیست؛ بلکه مجموعه حاکمیت است. هنوز هم این نگاه در بدنه حاکمیت دیده میشود که باید از بیرون تهیه و خرید انجام شود و کالاها یا قطعات و محصولات مورد نیاز را از خارج وارد کنیم، در حالی که امروز میتوانیم و باید به توان داخل تکیه کنیم.
عظیمیراد با بیان اینکه ظرفیت داخلی قابلیت استفاده مؤثر دارد، اظهار کرد: همین توان در چارچوب هوشمندسازی و بهکارگیری مدیریت بهینه برای مصرف برق، آب، گاز و سایر حوزههای انرژی میتواند نقش تعیینکنندهای ایفا کند. بنابراین باید از ظرفیت شرکتهای فناور و دانشبنیان داخلی برای حل مسائل واقعی کشور کمک گرفت. وی در ادامه، چالش دوم را «ضعف در رسیدگی به مسائل روزمره» و «سهلانگاری در نگهداری از زیرساختهای موجود» عنوان کرد و گفت: متأسفانه در ساختار نظام و سیستم حاکم، مدیران همیشه به رفع بعضی مشکلات جاری به شکل جدی پایبند نیستند. به عنوان نمونه، در صنایع نیروگاهی وقتی اورهال نیروگاهها به درستی انجام نمیشود و نیروگاهها هم نه به بخش خصوصی واقعی، بلکه به قالب «خصولتی» واگذار میشوند، نتیجه آن بروز مشکل در بهرهبرداری و عملکرد نیروگاههاست.
نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس ادامه داد: وقتی نیروگاههای کشور به مجموعههایی مثل تأمین اجتماعی و شستا واگذار میشوند که دولتی هستند، یا وقتی به بانک سپه و برخی نهادهای دیگر سپرده میشوند که خصوصی محسوب نمیشوند، در حالی که اصل ۴۴ قانون اساسی بر آنها حاکمیت ندارد، اما سابقاً این واگذاریها رخ داده است؛ در چنین شرایطی شاهد افت در مدیریت و نگهداری نیروگاهها هستیم. وی افزود: این مجموعهها در تعمیر و نگهداری نیروگاهها کوتاهی میکنند و حتی گاهی نوع مدیریتشان به گونهای است که آدمی را به سمت این نگرانی میبرد که نکند روند به تعطیلی نیروگاهها منتهی شود. عظیمیراد تصریح کرد که پیامد این وضعیت، ایجاد اختلال در تولید بهینه برق و به دنبال آن، بروز چالشهایی در تأمین پایدار انرژی است.
این نماینده مجلس در ادامه با تأکید بر ظرفیت تولید گفت: امروز نیروگاههای کشور میتوانند برق مورد نیاز کشور را تأمین کنند و دیگر نباید شاهد قطعی برق واحدهای صنعتی یا خانهها باشیم؛ با این حال میبینیم برخی نیروگاهها از راندمان لازم برخوردار نیستند و حتی در مواردی، نیروگاههایی فعالیت میکنند که راندمان تولید آنها زیر ۵۰ درصد است؛ موضوعی که از نظر وی یک نقطه کلیدی و نیازمند توجه فوری است. عظیمیراد سپس درباره وضعیت مصرف آب نیز توضیح داد: در حوزه مصرف آب، بهویژه در بخش کشاورزی، وقتی خود مسئولان جهاد کشاورزی اعلام میکنند که حدود ۸۵ درصد مصرف آب کشور مربوط به این حوزه است، این نکته بسیار مهم است. وقتی مسئلهای با این ابعاد برای مسئولان روشن است و حتی خودشان آن را بیان میکنند، این پرسش مطرح میشود که چرا برای کاهش همین میزان مصرف، حتی در حد ۵، ۱۰ یا ۲۰ درصد، برنامه عملیاتی جدی دنبال نمیشود.
رئیس کمیته بهرهوری و نظارت بر اجرای قانون جهش تولید دانشبنیان کمیسیون آموزش مجلس افزود: با هوشمندسازی و مکانیزه کردن نحوه تزریق آب در مناطق کشاورزی، میتوان مصرف آب را مدیریت کرد؛ همچنین استفاده از روشهای آبیاری قطرهای و نیز بهکارگیری پساب به جای آب شرب، راهکارهای مشخص و اثرگذار در این زمینه است. وی یادآور شد که علاوه بر این، باید به هدررفت آب در شبکههای انتقال نیز توجه شود. عظیمیراد گفت: سومین نکته اینجاست که چرا مسئولان حوزه آب و فاضلاب در کشور از وجود هدررفت آب در لولههای زیرزمینی خبر میدهند. پوسیدگی لولهها سبب میشود بخش قابل توجهی از آب از مسیر درست خارج و هدر برود؛ برای مثال، در مشهد ۲۳ درصد و در استان خراسان رضوی ۳۲ درصد هدررفت آب گزارش میشود.
عظیمیراد ادامه داد: اگر در این بخش همت لازم وجود داشته باشد و با صرف هزینهای منطقی، لولهها نوسازی شوند، میتوان به صورت عملی مقدار قابل توجهی از هدررفت آب شرب را متوقف کرد. بنابراین این سؤال باقی میماند که چرا شهرهایی مثل مشهد و تهران و بسیاری دیگر باید همچنان با بحران آب دستوپنجه نرم کنند. وی با تاکید بر اینکه بخشی از مشکل در زنجیره مصرف و بخشی دیگر در زیرساختهای انتقال قرار دارد، گفت: بخشی از پاسخ این است که از یک سو آب را در بخش کشاورزی از دست میدهیم و از سوی دیگر، در زیرزمین و شبکههای انتقال آب نیز شاهد هدررفت هستیم. در نتیجه هم ذخایر ارزشمندی در اختیار داریم که بایدقدرشان دانسته شود و درست مصرف شوند، و هم استعدادهای ناب و نیروهای نخبهای در کشور وجود دارد که باید از این ظرفیتها برای بهینهسازی مصرف استفاده کرد.
نماینده مردم مشهد و کلات در مجلس گفت: بخشی از این جریان نیازمند تدوین دستورالعمل و سیاستگذاری در دولت و مجموعه حاکمیت است و بخش مهم دیگری نیز به تجهیزات مربوط میشود. وقتی ابزارهای هوشمند برای مدیریت مصرف نصب میشوند—برای مثال تجهیزاتی که در نبود یک فرد یا حتی یک جنبنده، چراغها روشن نمانند—آنگاه مدیریت مصرف به شکل بهینهتری انجام میگیرد. وی افزود: در نهایت، اجرای چنین اقدامهایی به مدیریت درست و منطقی مصرف منتهی خواهد شد. با این حال، همانطور که پیشتر اشاره کردم، بخش مهم ماجرا این است که مدیران ما همیشه در پی حل مشکلات روزمره نیستند؛ برای نمونه، در نیروگاهها مدیران باید به موضوعهایی مثل اورهال دقیق، تعمیرات، نگهداری صحیح و بهروز نگه داشتن نیروگاهها حساسیت واقعی داشته باشند.
عظیمیراد ادامه داد: مدیران باید در کنترل آب مصرفی در بخش کشاورزی، در حوزههای مرتبط با جهاد کشاورزی و همچنین در میزان مصرف آب شرب و مدیریت آب و فاضلاب نیز دقت لازم را اعمال کنند. از نگاه وی، این مدیریت در شرایط کنونی هنوز کافی نیست و نیازمند تقویت جدی است. وی تأکید کرد: بنابراین اگر چنین شرایطی ایجاد شود و مدیریت مناسبی در سطوح مختلف شکل بگیرد، میتوان در حوزه مدیریت بهینه مصرف عملکرد قابل قبولی ارائه داد؛ در واقع هدف این است که با اجرای راهکارهای درست، «ذخیره انرژی» برای نسلهای آینده حفظ شود.



