بیستوپنجمین نمایشگاه تأسیسات تهران؛ «بینالمللی» یا نمایشگاه برندهای خارجی؟

اقتصاد۲۴- بیستوپنجمین نمایشگاه تأسیسات تهران با لقب «بینالمللی» خود در حالی برگزار میشود که آنچه از لحاظ بصری در بخشهای مختلف غرفهها شاهدیم، بیشتر نشان از نبود حضور فعال شرکتهای خارجی، نمایندگان تجاری، خریداران بینالمللی و مذاکرات مربوط به صادرات دارد و در عوض، این فعالان بازار داخلی هستند که نامها و برندهای خارجی را به نمایش گذاشتهاند.
این نکته، بهواقع، مهمترین پرسش این دوره از نمایشگاه را شکل میدهد:
آیا ما با یک رویداد حقیقی بینالمللی روبهرو هستیم یا صرفاً نمایشگاهی داخلی که عمده ظرفیت تبلیغاتی آن به ویترین برندهای خارجی تبدیل گردیده است؟
مسئله در اینجا نفی برندهای خارجی نیست. بدون ارتباط با فناوریهای جهانی، همکاری و رقابت بینالمللی، صنعت بهدور از رشد خواهد ماند. نکته این است که نباید «حضور لوگوی برندهای خارجی» را بهجای «حضور واقعی بینالمللی» به حساب آورد.
در حین بازدید از نمایشگاه و بررسی تصاویر، چند نکته مهم به وضوح مشاهده میشود.
نامهای معتبر نظیر Midea، Hisense، TCL، AUX، LG، Grundfos، Danfoss، Speroni و Bitzer بهطور چشمگیری بر سردر غرفهها، دیوارهای اصلی و نقاط بصری کلیدی نمایشگاه نمایان هستند.
اما یک پرسش اساسی باقی است:
چندتا از این شرکتها با شخصیت حقوقی واقعی، مدیران و کارشناسان مختلف از شرکت مادر، غرفهای مستقل و با هدف توسعه تجارت بینالمللی در تهران وجود داشتهاند؟
تنها تصاویر نمیتوانند دلیلی بر این موضوع ارائه دهند و دقیقاً در اینجا مرز بین «برند خارجی» و «مشارکت خارجی» اهمیت پیدا میکند.
یک نمایشگاه بینالمللی صرفاً بهدلیل وجود نامهای لاتین بر روی دیوارها تعریف نمیشود.
یک نمایشگاه حقیقی بینالمللی باید بتواند به این سوالات پاسخ دهد:
چند شرکت خارجی بهطور مستقیم در نمایشگاه حاضر بودهاند؟
از چند کشور هیأتهای تجاری به این نمایشگاه آمدهاند؟
چند خریدار خارجی بهطور خاص دعوت شدهاند؟
چند مذاکرات B۲B بین تولیدکنندگان ایرانی و خریداران خارجی انجام شده است؟
چه میزان قراردادهای صادراتی یا همکاریهای صنعتی بهوجود آمده است؟
چقدر انتقال فناوری، سرمایهگذاری مشترک یا همکاریهای تولیدی شکل گرفته است؟
و از همه زیباتر:
خروجی این نمایشگاه برای پیشرفت صادرات صنعت تأسیسات ایران دقیقاً چه بوده است؟
اگر پاسخ روشنی به این پرسشها وجود نداشته باشد، بهکاربردن عبارت «بینالمللی» بیش از آنکه نشانهای از ماهیت اقتصادی نمایشگاه باشد، ممکن است به یک عنوان تبلیغاتی تبدیل شود.
وقتی نمایشگاه از تولید فاصله میگیرد
مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه تولیدکننده ایرانی در چنین رویدادی است.
هدف نمایشگاه صنعت تخصصی باید پیش از هر چیز، به نمایش گذاشتن ظرفیتهای صنعتی کشور باشد؛ جایی که نوآوری، طراحی، مهندسی، تولید داخلی و توان صادراتی تولیدکنندگان ایرانی بهخوبی نمود پیدا کند.
اما اگر در اصلیترین نقاط نمایشگاه، برندهای وارداتی بیشتر از تولیدکنندگان داخلی دیده شوند، باید پرسید:
آیا این نمایشگاه در خدمت توسعه صنعت است یا فقط تمرکز بر گسترش فروش بازار؟
میان این دو، تفاوتی عمیق وجود دارد.
یک نمایشگاه صنعتی در صورتی به تضعیف تولید کمک میکند که تفاوت بین تولیدکننده، مونتاژکننده، نماینده فروش، واردکننده و شرکت خارجی برای بازدیدکننده مشخص نباشد.
در چنین وضعیتی، ممکن است یک شرکت واردکننده با بزرگترین سازه تبلیغاتی، همان جایگاه را در نمایشگاه بهدست آورد که یک تولیدکننده ایرانی با کارخانه، کادر انسانی، سرمایهگذاری، تحقیق و توسعه و هزاران ساعت تلاش مهندسی کسب کرده است.
این دیگر صرفاً موضوعی مربوط به نمایشگاه نیست؛ بلکه به جهتگیری سیاست صنعتی مرتبط میشود.
نمایشگاه صنعتی یا رقابت بودجههای تبلیغاتی؟
یکی از نگرانیهای چنین روندی این است که معیاری برای دیدهشدن در نمایشگاه، بهجای توان تولید و فناوری، به قدرت مالی جهت اجاره فضای بزرگتر و انجام تبلیغات وسیعتر تبدیل شود.
در این حالت، تولیدکنندهای که سالها در زمینه داخلیسازی محصول، ایجاد اشتغال، توسعه آزمایشگاه و ارتقای کیفیت سرمایهگذاری کرده، ممکن است در کنار شرکتی قرار گیرد که تنها مزیت آن، واردات و توزیع برند خارجی است.
نتیجه چیست؟
برند خارجی نمایانتر میشود، اما صنعت ایرانی لزوماً رو به رشد نخواهد رفت.
این همان نقطهای است که یک نمایشگاه صنعتی ناخواسته از «ویترین تولید» به «ویترین تجاری» مبدل میشود.
ابهام بزرگ؛ «ساخت ایران» کجاست؟
بازدیدکننده باید بتواند فقط با یک نگاه دریابد که محصول پیش روی او:
کاملاً ساخت ایران است.
دارای درصد مشخصی از ساخت داخل است.
در داخل مونتاژ شده است.
تحت لیسانس تولید میشود.
نمایندگی رسمی یک شرکت خارجی است.
واردات کالای نهایی است.
یا به شرکتی خارجی تعلق دارد که بهطور مستقیم در نمایشگاه حضور داشته است.
زمانی که این تفکیک وجود نداشته باشد، تصویر ارائهشده از صنعت دچار اختلال میشود.
در این شرایط ممکن است حجم زیادی از برندهای خارجی در ذهن مخاطب بهعنوان «بینالمللی بودن نمایشگاه» ثبت گردد، در حالی که واقعیت اقتصادی آن تنها تجارت در بازار ایران باشد.
صادرات؛ حلقه مفقوده نمایشگاه
معیار موفقیت یک نمایشگاه صنعتی نباید فقط به تعداد غرفهها، متراژ سالنها، شمار بازدیدکنندگان یا حجم جمعیت در راهروها محدود شود.
اینها تنها شاخصهای اجراییاند و لزوماً نمایانگر توسعه صنعتی نیستند.
برای صنعتی که سالها درباره ظرفیتهای صادراتی خود سخن گفته است، باید پرسیده شود:
این نمایشگاه برای تولیدکننده ایرانی چه میزان بازار خارجی فراهم کرده است؟
چند خریدار بینالمللی واقعی در نمایشگاه حاضر شدهاند؟
چند قرارداد یا تفاهمنامه تجاری بهثمر رسیده است؟
و چه برنامه مشخصی برای معرفی تولیدکنندگان ایرانی در بازارهای منطقه وجود داشته است؟
تا زمانی که این معیارها منتشر نشود، نمیتوان تنها با دیدن چند برند جهانی در سالنها از موفقیت بینالمللی نمایشگاه صحبت کرد.
۲۲ تصویر، یک پیام
۲۲ تصویری که در این گزارش آمده، واقعیت بصری را به روشنی به نمایش میگذارد:
برندهای خارجی سهم عمدهای از فضای تبلیغاتی و نقاط کلیدی نمایشگاه را در اختیار دارند.
اگرچه این تصاویر بهتنهایی نمیتوانند اطلاعات دقیقی درباره میزان واردات، تعداد واقعی شرکتهای خارجی یا حجم قراردادهای صادراتی نمایان سازند، اما آنها سؤالی کلیدی را برای برگزارکنندگان و سیاستگذاران مطرح میکنند:
چرا در نمایشگاهی که باید نمایانگر توان صنعت تأسیسات ایران باشد، سهم برندهای خارجی در برخی از نقاط اصلی این اندازه برجسته شده است؟
اگر این حضور ناشی از مشارکت مستقیم بینالمللی است، آماری از آن منتشر شود.
اگر نمایندگی و واردات است، با این عنوان معرفی گردد؛ و اگر محصول در داخل تولید شده، سهم ساخت داخل آن نیز باید بهروشنی ذکر شود.
شفافیت، سادهترین پاسخی است که به این ابهام میتوان داد.
«بینالمللی» بودن باید قابل اندازهگیری باشد
یک نمایشگاه بینالمللی را نباید بر مبنای تعداد لوگوهای خارجی سنجید.
بینالمللی بودن باید در نشانههایی چون حضور مستقیم شرکتهای خارجی، خریداران خارجی، هیأتهای تجاری، قراردادهای صادراتی و سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری و توسعه بازار برای تولیدکنندگان ایرانی قابل مشاهده باشد.
در غیر این صورت، این احتمال وجود دارد که نمایشگاهی با نام «بینالمللی» عملاً به یکی از بزرگترین ویترینهای بازاریابی داخلی برای برندهای خارجی تبدیل شود؛ در حالی که تولیدکنندگان ایرانی همچنان با دشواریهای قابل توجهی در راه دیدهشدن، توسعه بازار و صادرات مواجه هستند.
مسئله اصلی در حال حاضر بر سر برندهای خارجی نیست.
چالش این است که نمایشگاه صنعتی نباید به محلی تبدیل شود که تجارت در مرکز توجه قرار گیرد و تولیدکننده ایرانی از صحنه دور بماند.
اگر قرار است این رویداد عنوان «بینالمللی» را به خود بگیرد، برگزارکنندگان باید بهروشنی با آمار و ارقام نشان دهند که چنین بینالمللی بودن چه بازدهی برای صنعت ایران داشته است.
وگرنه سؤال هنوز پابرجاست:
بیستوپنجمین نمایشگاه تأسیسات تهران یک نمایشگاه بینالمللی صنعت ایران بود یا صرفاً یک نمایشگاه داخلی برای عرضه برندهای بینالمللی؟






