کروزو برای کارخانههای سیار هوش مصنوعی ۳.۹ میلیارد دلار گرفت

در تب هوش مصنوعی، مدلها هر چند ماه عوض میشوند؛ اما ساختمانی که آنها را اجرا میکند با سرعت نرمافزار بالا نمیآید. زمین، برق، ترانس، سیستم خنککننده و هزاران پردازنده باید کنار هم قرار بگیرند و هر تأخیر، میلیونها دلار سختافزار را بیکار میگذارد. کروزو برای حل همین گلوگاه ۳.۹ میلیارد دلار سرمایه تازه جذب کرده است. دور سری F، ارزش شرکت را به ۳۰.۹ میلیارد دلار رسانده و قرار است هم پروژههای عظیم دیتاسنتری و هم واحدهای کوچکتر و قابلحملی را تأمین کند که شرکت نام «کارخانه هوش مصنوعی» روی آنها گذاشته است.
سرمایهگذاری تازه را Atreides Management، مبادله کپیتال و Valor Equity Partners بهطور مشترک هدایت کردهاند و مجموعهای از سرمایهگذاران بزرگ دیگر، از انویدیا تا GIC و TPG، در آن حضور دارند. رقم دور بهتنهایی نشان میدهد زیرساخت محاسباتی دیگر حاشیه صنعت هوش مصنوعی نیست. شرکتهایی که مدل میسازند به ظرفیت فوری نیاز دارند و سرمایهگذارها حاضرند برای کسی پول سنگین بگذارند که بتواند فاصله میان برق نیروگاه و توکن خروجی را کوتاه کند.
از دیتاسنتر غولپیکر تا واحدی که با کامیون میرسد
بخشی از پول برای پروژههای فعلی کروزو مصرف میشود؛ از جمله مجموعه بزرگ ابیلین در تگزاس که OpenAI از ظرفیت آن استفاده میکند. این نوع پردیسها برای دهها هزار پردازنده ساخته میشوند و مقیاسشان امکان مدیریت متمرکز شبکه، خنکسازی و نگهداری را فراهم میکند. در مقابل، زمان ساخت طولانی، نیاز عظیم به برق و مخالفت ساکنان محلی از مشکلات جدی آنهاست. شهرها نگران مصرف آب، صدای تجهیزات، اشغال زمین و فشاری هستند که یک مرکز بزرگ بر شبکه برق وارد میکند.
پاسخ دوم کروزو «Spark» نام دارد؛ دیتاسنترهای ماژولاری که در کارخانه شرکت ساخته میشوند، با کامیون جابهجا میشوند و میتوان آنها را نزدیک منبع برق نصب کرد. بهجای آنکه صدها نیروی ساختمانی ماهها در محل کار کنند، بخش بزرگی از مونتاژ در محیط کنترلشده انجام میشود. وقتی واحد به مقصد رسید، اتصال برق و شبکه باقی میماند. این الگو شبیه تفاوت ساخت سنتی ساختمان با سازه پیشساخته است: همه پیچیدگی حذف نمیشود، اما زمان و تعداد متغیرهای محل پروژه کاهش مییابد.
اندازه کوچکتر یک مزیت دیگر هم دارد. همه مشتریان به پردیسی در حد یک شهر نیاز ندارند. دانشگاه، شرکت صنعتی یا ارائهدهنده خدمات منطقهای ممکن است چند رک قدرتمند در کنار برق در دسترس بخواهد. واحد ماژولار میتواند در نزدیکی نیروگاه، مزرعه انرژی تجدیدپذیر یا سایتی با ظرفیت آزاد مستقر شود. اگر تقاضا بالا رفت، ماژولهای بعدی اضافه میشوند. البته «قابلحمل» بودن به معنای نصب در هر پارکینگ نیست؛ اتصال الکتریکی سنگین، فیبر، مجوز و دفع گرما همچنان لازم است.
کروزو از کجا به این نقطه رسید؟
ریشه شرکت با تصویر امروزش فرق دارد. کروزو در سال ۲۰۱۸ فعالیت خود را با استخراج رمزارز و استفاده از گازهای همراه نفت آغاز کرد؛ گازی که در میدانها سوزانده میشد. ایده این بود که تجهیزات محاسباتی نزدیک منبع قرار گیرند و انرژیای را مصرف کنند که انتقالش صرفه اقتصادی ندارد. با جهش تقاضا برای پردازش هوش مصنوعی، شرکت مسیر خود را تغییر داد. همان تجربه بردن محاسبات به کنار انرژی، اکنون در ساخت دیتاسنترهای هوش مصنوعی به کار میآید.
مدل درآمدی کروزو سه لایه دارد. در حالت نخست، فضای دیتاسنتر و برق را به مشتریای اجاره میدهد که پردازندههای خودش را میآورد. در حالت دوم، خود شرکت GPU تهیه میکند و آن را اجاره میدهد. حالت سوم فروش مستقیم توان پردازشی برای اجرای مدل، بهویژه استنتاج، است. این تنوع کمک میکند کروزو با مشتریان متفاوت کار کند؛ از شرکتی که ناوگان تراشه اختصاصی دارد تا تیمی که فقط میخواهد از طریق نرمافزار به ظرفیت آماده وصل شود.
قرارداد پنجساله ۱۳ میلیارد دلاری با شرکت معاملاتی Jane Street نمونهای از مقیاس تازه کسبوکار است. براساس گزارش منتشرشده، کروزو در این قرارداد GPU و زیرساخت هوش مصنوعی تأمین میکند. نامهایی مانند متا، مایکروسافت و اوراکل نیز در فهرست مشتریان شرکت دیده میشوند. چنین قراردادهایی درآمد آینده را قابل پیشبینیتر میکند، اما همزمان تعهد سنگینی میسازد: ظرفیت باید در موعد مقرر آماده باشد و خرابی یا کمبود برق میتواند رابطهای چندمیلیارددلاری را به خطر بیندازد.
سرمایه زیاد برای صنعتی با هزینههای بیشتر
ارزشگذاری کروزو در کمتر از یک سال جهش بزرگی کرده است. شرکت ده ماه پیش ۱.۳۸ میلیارد دلار با ارزش حدود ۱۰ میلیارد دلار جذب کرده بود؛ دور تازه رقم ارزشگذاری را بیش از سه برابر کرده است. این رشد نشاندهنده عطش بازار است، ولی نباید آن را با سودآوری قطعی یکی دانست. دیتاسنتر کسبوکاری سرمایهبر است. زمین و ساختمان تنها آغاز هزینهاند و پردازندههای پرتقاضا، شبکه پرسرعت و سامانه خنککننده مدام به سرمایه تازه نیاز دارند.
ورود سه عضو تازه به هیئتمدیره نیز برای مرحله بعد معنا دارد: مدیر مالی Cloudflare، یک مدیر باسابقه زیرساخت دیجیتال و جیبی استرابل، بنیانگذار Redwood Materials و عضو هیئتمدیره تسلا. استرابل پیشتر شخصاً در کروزو سرمایهگذاری کرده و شرکت نیز نخستین مشتری کسبوکار ذخیرهسازی انرژی Redwood بوده است. حضور او پیوند برق، باتری و محاسبات را پررنگ میکند؛ سه بخشی که در دیتاسنترهای جدید دیگر جدا از هم طراحی نمیشوند.
کروزو همچنین با بانکهای سرمایهگذاری درباره عرضه عمومی احتمالی گفتوگو کرده است. ورود به بورس میتواند منابع بیشتری فراهم کند، اما شرکت را زیر ذرهبین هزینه، بدهی و زمانبندی پروژهها میبرد. بازار ممکن است امروز برای زیرساخت هوش مصنوعی هر قیمتی بپردازد، ولی ساخت ظرفیت اضافه در نقطه نامناسب یا با قرارداد ضعیف سالها روی ترازنامه باقی میماند. مزیت کروزو باید در اجرا ثابت شود: رساندن برق و پردازنده به مشتری سریعتر از رقبا، بدون آنکه هزینه ساخت از کنترل خارج شود.
ایده «کارخانه سیار هوش مصنوعی» جذاب است، چون مسئله صنعت را به شکلی ملموس بیان میکند. مدلهای تازه فقط کد نیستند؛ برای کارکردن به جایی نیاز دارند که انرژی را به محاسبه تبدیل کند. ماژولهای Spark شاید بخشی از تأخیر ساخت را کم کنند و امکان استفاده از منابع برق پراکنده را بدهند، اما محدودیت شبکه، تراشه و خنکسازی را جادو نمیکنند. سرمایه ۳.۹ میلیارد دلاری به کروزو فرصت میدهد این ایده را در مقیاس امتحان کند.
اگر شرکت موفق شود، دیتاسنتر آینده همیشه یک مجموعه عظیم در حاشیه شهر نخواهد بود. بخشی از ظرفیت میتواند به صورت واحدهای استاندارد نزدیک محل تولید برق پخش شود و هنگام رشد تقاضا سریعتر گسترش یابد. اگر هزینه و پیچیدگی عملیاتی بالا بماند، همان پردیسهای بزرگ برنده خواهند بود. دور تازه سرمایهگذاری در واقع پولی برای پاسخدادن به همین پرسش است: آیا زیرساخت هوش مصنوعی را میتوان مانند سختافزار کارخانه ساخت و حمل کرد، یا زمین و شبکه برق همچنان سرعت دنیای نرمافزار را تعیین میکنند؟
منبع: TechCrunch



