بدون سینما تاب‌آوری ملی به دست نمی‌آید

با اینکه پاسخ به این پرسش مهم نیازمند بحث کارشناسی عمیق و آسیب‌شناسی شایسته است، نباید از این واقعیت غفلت ورزید که انسان چندبعدی، هم مانند نیازهای جسمانی خود، به رفع نیازهای روانی، روحی و فکری نیز احتیاجمند است. بسیاری از مشکلات و تنش‌های فیزیکی در بدن انسان ممکن است ریشه در ناکامی‌های روحی و روانی او داشته باشد که به دلیل عدم بروز واضح مانند حس گرسنگی و تشنگی، معمولاً نادیده گرفته می‌شوند.

توجه به نقش سینما در زمان بحران، مستلزم تغییر نگاه خطی و تک‌بعدی به مسئله اولویت‌هاست. ما در مدیریت بحران با دو نوع نیاز مواجه هستیم: نیازهای بقا (مانند غذا، لباس و امنیت فیزیکی) و نیازهای تاب‌آوری (مانند امید، همبستگی و معنا). چنانچه نیازهای بقا را به‌عنوان سخت‌افزار حیات جمعی در نظر بگیریم، نیازهای تاب‌آوری نرم‌افزار آن به شمار می‌آیند که کارایی آن سخت‌افزار را تعیین می‌کنند. در شرایط کنونی، سینما دیگر یک کالای لوکس نیست، بلکه به‌عنوان زیرساخت تاب‌آوری جمعی شناخته می‌شود.

باید به خاطر داشت که جامعه کنونی ایران، به‌ویژه پس از تجربه پرتنش جنگ، به یک ترمیم گسترده در ابعاد ذهنی، روحی و روانی نیاز است و در این راستا، بدون تردید زبان سینما و جادوی تصویر می‌تواند نقشی به شدت تاثیرگذار ایفا نماید.

پس از جنگ، جامعه‌ای تحویل داده می‌شود که اعتماد اجتماعی آن تضعیف شده است؛ هم اعتماد افقی میان شهروندان و هم اعتماد عمودی به نهادها آسیب می‌بیند. سینمای باکیفیت، با به نمایش گذاشتن زندگی‌های دیگر، می‌تواند دیوارهای ذهنی را کاهش دهد و همدلی را از نو زنده کند. در چنین فضایی، سینما به‌نوعی یک جلسه درمان گروهی به شمار می‌آید که در آن، تماشاگرانی که یکدیگر را نمی‌شناسند، در یک اتاق تاریک همزمان باهم می‌خندند، می‌گریند و به درکی مشترک از واقعیت می‌رسند. این «تجربه مشترک» امروز از هر داروی آرام‌بخش دیگری برای بهبود شکاف‌های روانی ناشی از ناامنی‌های ذهنی جامعه، حیاتی‌تر است.

جامعه‌شناسی روان‌کاوانه بر این نکته تأکید می‌کند که تروما زمانی مخرّب می‌شود که فاقد روایت و شاهد باشد. جنگ و تحریم‌ها، مجموعه‌ای از آسیب‌های غیرمشخص و پراکنده را به ذهنیت جمعی تحمیل می‌کند و سینما با زبان استعاره، نماد و داستان، این آشفتگی‌های بی‌چهره را به یک «داستان قابل فهم» تبدیل می‌کند. در سالن تاریک سینما، مخاطب نه تنها از واقعیت خشن فرار نمی‌کند، بلکه فرصتی برای مواجهه‌ای ایمن با ترس‌های درونی خود پیدا می‌کند و از شدت نشانه‌های استرس پس از سانحه در سطح اجتماعی می‌کاهد.

و اما یک نکته مهم دیگر در شرایط فعلی جامعه و ضرورت پرداختن به مقوله سینما را می‌توان از بعد اقتصادی نیز بررسی کرد.

نگاه یک‌بعدی به سینما باعث غفلت از کارکرد صنعتی آن می‌شود. اگر سینما را به‌عنوان یک صنعت فرهنگی زنجیره‌ای در نظر بگیریم که شامل رشته‌های مختلفی مانند نویسندگی، بازیگری، تصویربرداری، گریم و سایر عوامل فنی است، در شرایط بیکاری گسترده، سرمایه‌گذاری هوشمندانه در سینما، حتی با بودجه‌های محدود و حمایت از فیلم‌های کم‌هزینه و مستقل، می‌تواند به رونق کسب‌وکار بخشی از افراد جامعه کمک کند. بنابراین، چالش دولت در تأمین معیشت نباید منجر به تعطیلی سینما شود، بلکه ضرورت تولید فرهنگی بومی و کم‌هزینه را بیشتر می‌سازد.

در خاتمه، بر اهمیت این نکته تأکید می‌کنم که اگر دولتمردان و برنامه‌ریزان فرهنگی امروز سینما را به‌عنوان یک هزینه جانبی نادیده بگیرند، فردا ناچار به پرداخت هزینه‌های بسیار بیشتری برای درمان افسردگی جمعی، خشونت‌های خاموش و فروپاشی‌های روانی خواهند شد.

*دبیر بخش فیلم و هنرهای نمایشی وزارت آموزش و پرورش

5959

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا