فیلترینگ، قواعد را از سنین پایین به کودکان می‌آموزد؛ وجود فیلترشکن در هر تلفن همراه، نشان‌دهنده عدم امکان اجرای قوانین است

فیلترینگ در کشور سال‌هاست به عنوان ابزاری با اهدافی مانند امنیت بیشتر، حمایت از کودکان و هدایت کاربران به سمت پلتفرم‌های داخلی توجیه شده است؛ اما همزمان، استفاده از فیلترشکن به جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی دیجیتال ایرانیان تبدیل گشته است. آیا این سیاست‌ها توانسته‌اند به اهداف خود دست یابند یا نه، و در عوض، عواقب ناخواسته‌ای نظیر عادی‌سازی قانون‌گریزی، تضعیف نظارت خانواده‌ها و افزایش ناامنی سایبری را به بار آورده‌اند؟ این سؤالات را با مرضیه ادهم، پژوهشگر در حوزه سیاست‌گذاری رسانه و فضای مجازی، مطرح کرده‌ایم؛ متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:
 

عادی‌سازی استفاده از فیلترشکن، آموزش قانون‌گریزی از سنین پایین

ادهم در پاسخ به این سؤال که استفاده گسترده از فیلترشکن چه پیامدهایی برای جامعه به خصوص کودکان به همراه دارد، بیان کرد: «به نظر من مهمترین مسئله این است که وقتی رفتن به سراغ فیلترشکن به یک ضروریت تبدیل می‌شود و در نهایت به یک رفتار عادی می‌انجامد، در واقع قانون‌شکنی نیز به عادی‌سازی می‌رسد. کودکان از آغاز زندگی شاهد هستند که برای انجام امور روزمره باید به دور زدن قانون اقدام کنند. در چنین فضایی، مفاهیمی چون رده‌بندی سنی، کنترل زمان استفاده، نظارت والدین و قفل کودکان به سادگی قابل نقض می‌شوند. هیچ‌گونه آموزش یا نظارت اجباری نمی‌تواند تأثیر بیشتری از آنچه کودک در کودکی از اطرافیانش می‌آموزد، داشته باشد. بنابراین، بزرگترین آسیب این وضعیت، از بین رفتن فرهنگ قانون‌مداری و پایبندی به اصول قانونی است.»
او همچنین افزود: «از طرف دیگر، والدین نیز دیگر قادر به استفاده از ابزارهای نظارتی که در بسیاری از کشورها کاربرد دارد، نمی‌باشند؛ زیرا بسیاری از این ابزارها در کنار فیلترشکن‌ها به درستی کار نمی‌کنند. در نتیجه، خانواده‌ها یا دسترسی فرزند خود را به طور کامل مسدود می‌کنند یا به صورت کامل رهایش می‌کنند؛ در حالی که آنچه در دنیا امروز مورد تأکید است، نظارت فعال و مستمر والدین در تعامل با فرزندان است، نه ممنوعیت‌های مطلق یا رهاسازی کامل.»

ادهم در ادامه گفت: «موضوع دیگری که محدود به کودکان نیست، خود فیلترشکن‌ها هستند. استفاده از فیلترشکن‌های رایگان، کانفیگ‌های ناشناس و ابزارهای مشابه، گوشی‌های کاربران را در معرض خطر انواع بدافزارها، ابزارهای جاسوسی، فیشینگ و سرقت اطلاعات قرار می‌دهد. در این شرایط، حریم خصوصی کاربران به مخاطره می‌افتد. به هر طریق که بنگریم، سیاست فیلترینگ به اهداف خود دست نیافته است. زمانی که آمار رسمی نشان می‌دهد که حدود ۸۰ تا ۸۳ درصد کاربران اینترنت در ایران این محدودیت‌ها را دور می‌زنند، یعنی آن سیاست مؤثر نبوده است. اگر قانون تأثیرگذار بود، چنین حجمی از تخلف در برابر آن شکل نمی‌گرفت.»

جامعه بارها نظر خود را درباره فیلترینگ بیان کرده، اما به گوش مسئولین نرسیده است

این پژوهشگر در ادامه اظهار داشت: «مدتی که استفاده از فیلترشکن کاهش یافته بود، بیشتر به دلیل افزایش هزینه‌های دسترسی به این ابزارها بود، نه اینکه مردم دیگر نیازی به آن احساس نکنند. به همین علت، جامعه بارها پیام خود را به سیاست‌گذاران منتقل کرده است، اما این پیام نادیده گرفته شده است. همواره گفته می‌شود که هدف از این محدودیت‌ها، حفاظت از کودکان و ایجاد اینترنتی امن برای آن‌هاست؛ اما در عمل، همزمان حق دسترسی آزاد بزرگترها و حقوق شهروندی در فضای اینترنت نادیده گرفته شده و این تضاد به وجود آمده و نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود.»
او

تجربه استفاده برخی از مردم از شبکه‌های اجتماعی یا حتی تحریم پلتفرم‌های داخلی، نمادین شده و به نوعی افشاگری در برابر این سیاست‌ها را به نمایش می‌گذارد. بزرگترین آسیب‌دیده در این موقعیت، کودکان هستند. در شرایطی که تمامی این محدودیت‌ها تحت عنوان حمایت از کودکان اجرا می‌شود، در واقع حق آن‌ها برای داشتن یک محیط امن و حق دسترسی مناسب و سالم آن‌ها به اینترنت آسیب می‌بیند.

سپس اضافه کرد: «شواهد روشن است؛ پس از فیلتر شدن اینستاگرام، نه تنها کاربرانش را از دست نداد، بلکه استفاده از آن افزایش یافت. تلگرام هم همین روند را تجربه کرده و امروزه طبق آمار، بخش بزرگی از کاربران همچنان از آن استفاده می‌کنند. حتی معضل اینترنت به یکی از بزرگترین خواسته‌های انتخاباتی مردم تبدیل شده که خود نشان از خواست جامعه دارد.»

وقتی بر روی هر گوشی فیلترشکن نصب است، یعنی قانون غیرقابل اجرا است

ادهم با تأکید بر اینکه هیچ‌کس مخالف تنظیم‌گری نیست، گفت: «مسئله این است که این نوع تنظیم‌گری به نیازهای جامعه پاسخ ندادهاست. به جای اقدام به محدودسازی محض، باید به دنبال راهکارهای خلاقانه‌تر و مؤثرتر رفت. زمانی که تقریباً بر روی هر تلفن همراهی فیلترشکن وجود دارد، یعنی قانونی وضع شده که اجرایش برای بخش بزرگی از جامعه ممکن نیست. قانون زمانی مفید است که مانند بستن کمربند ایمنی یا واکسیناسیون، به یک رفتار داوطلبانه و پذیرفته شده تبدیل شود، نه اینکه مردم هر روز ناچار باشند که برای انجام کارهای عادی از آن سرپیچی کنند.»

او در پایان گفت: «به نظر من این سیاست نه تنها معکوس عمل کرده، بلکه استفاده افراد از برخی شبکه‌های اجتماعی یا تحریم پلتفرم‌های داخلی به جنبه‌ای نمادین تبدیل شده و نوعی بیان ضدیت با این سیاست‌هاست. بزرگترین قربانی این وضعیت کودکان هستند. در حالی که تمامی این محدودیت‌ها تحت عنوان حمایت از کودکان اعمال می‌شود، در حقیقت هم حق آن‌ها برای محیطی امن آسیب می‌بیند و هم حق دسترسی سازگار و سالم آن‌ها به اینترنت.»

این پژوهشگر حوزه فضای مجازی بر این باور است که تداوم سیاست فیلترینگ نه تنها به تحقق اهدافی نظیر حفاظت از کودکان و کاهش استفاده از پلتفرم‌های خارجی نرسیده، بلکه منجر به عادی‌سازی قانون‌گریزی، کاهش اثربخشی ابزارهای نظارت والدین و افزایش خطرات ناشی از فیلترشکن‌های ناامنی گشته است. از دیدگاه وی، تنظیم‌گری در فضای مجازی یک ضرورت انکارناپذیر است، اما این هدف تنها با محدودسازی حاصل نمی‌شود و به سیاست‌هایی نیاز دارد که ضمن تأمین امنیت کودکان، حقوق شهروندان را برای دسترسی آزاد، ایمن و مسئولانه به اینترنت نیز به رسمیت بشناسد.

خبرآنلاین

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا