افزایش تنش‌ها: تأثیر جنگ ایران و آمریکا بر بازار جهانی انرژی

از تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، همزمان با آغاز ضربه نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران، بازار نفت جهانی شاهد یکی از ناپایدارترین و در عین حال تعیین‌کننده‌ترین دوران‌های خود در چند دهه اخیر بود. در این زمان، اصول سنتی عرضه و تقاضا به‌طرز مشهودی تحت تأثیر عوامل ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی و تهدیدات نظامی قرار گرفت. در این مقطع، جنگ‌های مستقیم در خاورمیانه، تشدید درگیری‌ها میان ایران و آمریکا، کشمکش‌ها در تنگه هرمز، افزایش فشارهای نیروی دریایی و همچنین پیشرفت کند مذاکرات دیپلماتیک، به بازسازی ساختار قیمت‌گذاری نفت منجر شد و بازار را وارد مرحله‌ای جدید با نوسانات و جهش‌های ناگهانی کرد.

آغاز این دوران، بازار نفت را در وضعیتی نسبتاً متعادل و vulnerable قرار داد. قیمت نفت برنت در دامنه ۶۵ تا ۷۵ دلار به نوسان بود و انتظار غالب بر این بود که ثبات اوپک‌پلاس ادامه یابد و تقاضای جهانی به آرامی افزایش یابد. ولی این تعادل شکننده بلافاصله با شروع حملات نظامی مستقیم در خاورمیانه فروپاشید. هم‌زمانی ورود ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل به تقابل نظامی، موجب شد بازار جهانی نفت به‌سرعت وارد وضعیت «ریسک سیستماتیک انرژی» شود؛ شرایطی که در آن، حتی تهدیدات عرضه به اندازه نقص واقعی در ارائه تأثیرگذار است.

در نخستین واکنش بازار، قیمت نفت برنت بسرعت مرز میانه ۷۰ دلار را گذر کرده و به سطوح ۹۰ و سپس ۱۰۰ دلار رسید. این افزایش به‌خاطر افت واقعی تولید نبود، بلکه به دلیل تغییر دیدگاه بازار نسبت به امنیت منابع عرضه از خلیج فارس ارزیابی می‌شد. در این مرحله، بازار به‌جای تحلیل‌های بنیادی، تحت تأثیر احساسات روانی قرار گرفت و فعالیت معامله‌گران بیشتر تحت تأثیر اخبار ژئوپلیتیکی قرار گرفت.

با افزایش تنش‌ها، توجه بازار به‌طور طبیعی معطوف به تنگه هرمز شد؛ مسیری حیاتی که یک‌پنجم نفت جهانی از آن عبور می‌کند. این محل به سرعت از یک مسیر تجاری به یک پارامتر کلیدی در عرصه ژئوپلیتیک تبدیل گردید. افزایش ناامنی دریایی، تهدید حمل و نقل دریایی و سختی‌های عملیاتی به‌طرز چشمگیری هزینه‌های حمل‌ونقل نفت را افزایش داد و قیمت بیمه نفتکش‌ها به سطوح بی‌سابقه‌ای صعود کرد. عملاً حتی بدون انسداد کامل، بازار با «اختلال انتظاری عرضه» روبرو شد و این موضوع، پایی برای تعریف یک سطح قیمت جدید برای نفت شد.

در ادامه شرایط بحرانی، با افزایش تعداد نیروهای نظامی آمریکا در منطقه و تشدید فشارها بر مسیرهای دریایی، احتمال محاصره دریایی ایران به‌عنوان یک عامل کلیدی به بازار معرفی شد. این واقعه، ریسک ناشی از عرضه را از ابعاد منطقه‌ای به سطح جهانی ارتقا داد و اینگونه قیمت بازار به احتمال افت روزانه چند میلیون بشکه واکنش نشان داد. در این مرحله، نفت تنها وابسته به تولید نبود، بلکه به بالقوه اختلال‌های تولید و صادرات نیز وابسته گردید.

دو قله تاریخی در بازار نفت

این دوره به اوج خود به‌ویژه در دو زمان خاص رسید. نخستین بار در ۱۸ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که قیمت نفت برنت به ۱۲۰ دلار افزایش پیدا کرد. این قیمت نه تنها به‌عنوان یک سقف روانی جدید در بازار شناخته شد، بلکه نشان از ورود بازار به مرحله جدیدی از قیمت‌گذاری داشت. موج دوم در ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ رخ داد، آنگاه که قیمت نفت برنت با جهش حدود ۸ دلاری از مرز ۱۲۰ دلار عبور کرد. در این مرحله، دلیل اصلی افزایش قیمت نه ناشی از جنگ مستقیم، بلکه تهدید به ادامه محاصره دریایی و احتمال بسته شدن تنگه هرمز بود که به سرعت انتظارات بازار را دستخوش تغییر کرد و موج جدیدی از تقاضای سفته‌بازانه را به‌وجود آورد.

در کنار این تغییرات نظامی، مذاکرات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا به‌عنوان عامل مکمل، ولی ناپایداری در بازار ایفای نقش کرد. این مذاکرات که با میانجی‌گری کشورهای دیگر مانند پاکستان انجام می‌گرفت، هرگز به توافقی پایدار منجر نشد و به‌طور مقطعی متوقف و از سر گرفته می‌شد. بازار نفت به این مذاکرات واکنش دوگانه‌ای نشان داد؛ به‌طوری‌که هر خبر مثبت باعث اصلاحات محدود قیمتی می‌شد و هر خبر منفی موجب جهش‌های دوباره آن می‌گردید. در واقع، دیپلماسی در این زمان به ابزار کاهش ریسک مبدل نشد، بلکه به یکی از منابع نوسان تبدیل شد.

از منظر عملیاتی، تنگه هرمز در تمام این دوران هرگز به‌طور کامل مسدود نشد، ولی در حالتی نیمه‌فعال و پرریسک قرار داشت. عبور کشتی‌ها با احتیاط نظامی، تأخیرهای طولانی و افزایش سطح احتیاط همراه بود. تعدادی از نفتکش‌ها برای کاهش ریسک، سیستم‌های موقعیت‌یاب خود را غیرفعال کرده و مسیرهای غیرشفاف را انتخاب کردند. این وضعیت منجر به افت کیفیت لجستیکی و افزایش هزینه‌های عملیاتی شد و به‌طور غیرمستقیم عرضه مؤثر نفت در بازار جهانی را دچار کاهش کرد.

از منظر اقتصاد کلان، پیامد مستقیم این تحولات، ظهور یک موج جدید از تورم انرژی در سطح جهانی بود. اروپا با افزایش بهای برق و سوخت مواجه گردید، آمریکا تحت فشار سیاسی ناشی از افزایش قیمت بنزین قرار گرفت و اقتصادهای آسیایی به سمت تقویت ذخایر استراتژیک روی آورده‌اند. این چرخه به‌سرعت موجب انتقال افزایش قیمت نفت به سایر بخش‌های اقتصاد جهانی گردید و فشارهای تورمی بیشتری را به‌وجود آورد.

در نهایت، بازار جهانی نفت در این دوره وارد یک معادله بنیادین جدید شد که در آن سه عامل کلیدی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کردند: نخست، جدال‌های ژئوپلیتیکی به‌عنوان عامل اصلی؛ دوم، امنیت مسیرهای انرژی به ویژه تنگه هرمز؛ و سوم، مالی‌شدن بازار و افزایش نقش سفته‌بازی در قیمت‌گذاری. در چنین شرایطی، قیمت نفت دیگر صرفاً محصول تعامل عرضه و تقاضا نیست، بلکه به‌وضوح نمایانگر سطوح تنش‌های سیاسی و امنیتی نه تنها در سطح منطقه‌ای که در سطح بین‌المللی نیز می‌باشد.

سناریوهای پیش‌روی بازار نفت/نفت به کدام سو می‌رود؟

در کنار تجزیه و تحلیل تحولات گذشته، پیش‌بینی سناریوهای پیش‌رو نشان می‌دهد که بازار نفت با چندین مسیر محتمل در آینده مواجه است.

سناریوی اول، که می‌توان آن را «کاهش تنش به شکل کنترل‌شده» نامید، فرض می‌کند که مذاکرات دیپلماتیک به‌تدریج به یک چارچوب پایدارتر دست یابند و سطح درگیری نظامی کاهش یابد. در این صورت، ریسک ژئوپلیتیکی کاهش یافته و قیمت نفت می‌تواند به دامنه ۸۰ تا ۹۵ دلار بازگردد، هرچند بازگشت به زیر ۷۰ دلار در این سناریو بسیار بعید به‌نظر می‌رسد.

سناریوی دوم، به نام «تداوم وضعیت تنش‌آلود بدون جنگ گسترده»، به‌نظر می‌رسد بازار در وضعیت کنونی باقی بماند. در این فرض، تنگه هرمز همچنان پرریسک خواهد بود، مذاکرات بدون نتیجه ادامه خواهد داشت و قیمت نفت در دامنه ۹۰ تا ۱۱۰ دلار نوسان می‌کند. این سناریو از منظر بازار به‌عنوان محتمل‌ترین وضعیت شناخته می‌شود، زیرا نه تنها جنگ کاهش نمی‌یابد بلکه به‌جنگی تمام‌عیار نیز تبدیل نخواهد شد.

سناریوی سوم، یعنی «تشدید بحران و اختلال جدی در تنگه هرمز»، می‌تواند بازار را به فاز کاملاً جدیدی هدایت نماید. در این حالت، هرگونه انسداد واقعی یا اختلال گسترده در تردد نفتکش‌ها می‌تواند قیمت‌ها را به سطوح بالای ۱۳۰ دلار و شاید فراتر از آن سوق دهد. با اینکه این سناریو کم‌احتمال‌تر به نظر می‌رسد، اما قوی‌ترین تأثیرات را بر اقتصاد جهانی خواهد گذاشت و امکان ایجاد موج جدیدی از رکود تورمی را فراهم می‌کند.

در نهایت، سناریوی چهارم که می‌توان آن را «توافق ناگهانی یا شوک دیپلماتیک مثبت» نامید، شامل یک توافق سریع و غیرمنتظره میان طرف‌های درگیر است. در این حالت، بازار به‌سرعت با کاهش ریسک مواجه می‌شود و احتمال اصلاحات شدید قیمتی به سطح ۷۵ تا ۸۵ دلار وجود دارد. با این وجود، تجربیات این دوره نشان داده است که حتی در صورت کاهش تنش، سطح قیمت‌ها به‌طور کامل به دوران پیش از بحران بازنخواهد گشت؛ زیرا بخشی از ریسک‌های ژئوپلیتیکی به‌صورت ساختاری باقی خواهند ماند.

۲۲۳۲۲۴

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا