تمرکز بر خود و کاهش روابط احساسی؛ کسانی که خودمحوری بیشتری دارند، عشق کمتری را تجربه میکنند

فردگرایی، که به معنای ارجحیت دادن به اهداف فردی نسبت به منافع جمعی است، در سطح جهانی در حال رشد میباشد. در حال حاضر، یکی از جامعترین تحقیقات صورت گرفته دربارهی عشق نشان میدهد که این تمایل بر برداشت افراد از شریک زندگیشان نیز تأثیر گذاشته، گرچه لزوماً پیامدهای منفی به همراه ندارد.
بهگزارش نیوساینتیست، یاروسلاوا وارلا والنتووا از دانشگاه سائوپائولوی برزیل بیان میکند: «زمانی که به شدت عاشق کسی هستید و دائم به او فکر میکنید، ممکن است تواناییتان برای کار یا تحصیل تحت تأثیر قرار بگیرد. به همین ترتیب، کاهش تمرکز بر شریک عاطفی میتواند فرصتی برای صرف زمان و انرژی بیشتر در سایر روابط یا علایق فردی باشد.»
تحقیقات پیشین بهوضوح نشان دادهاند که فردگرایی در سطح جهانی در حال افزایش است. جولی ایتکن شرمر از دانشگاه وسترن در انتاریو کانادا اظهار میدارد: «نسلهای جوانتر امروز در مقایسه با همسالان نسلهای قبلی، به احتمال بیشتری خودمحور و فردگرا هستند.» ارتباط با دنیای مدرن و فناوری، بهویژه از طریق شبکههای اجتماعی، به عنوان دلایل اصلی این تغییر مطرح میشوند.
ارتباط با دنیای مدرن و فناوریهای نوین، بهوفور به عنوان عوامل مؤثر شناخته میشوند
با این حال، تأثیرات فردگرایی بر عشق بهطور کلی نتایج ضد و نقیضی را در تحقیقات به ارمغان آورده است. مارتا کووال از دانشگاه وروتسواف لهستان، که نتایج خود را در کنفرانس «عشق، در عمل و نظریه» در ادینبرا ارائه کرده، به محدودیتهای تحقیقات قبلی اشاره میکند: کوچک بودن نمونهها و تمرکز فقط بر یک یا دو کشور.
کووال و همکارانش برای رفع این نواقص، بیش از ۶۱ هزار بزرگسال بین ۱۸ تا ۹۰ سال از ۸۱ کشور را بررسی کردند؛ افرادی که از چند هفته تا چند سال در یک رابطهی عاطفی به سر میبردند. شرکتکنندگان در پرسشنامههای آنلاین میزان عشق خود به شریک زندگی را ارزیابی کرده و میزان توافقشان را با عباراتی مثل «با این فرد پیوند عاطفی عمیقی دارم» یا «متعهد به ادامهی این رابطه هستم» در یک مقیاس از یک تا پنج مشخص کردند.
در پرسشنامهای جداگانه نیز میزان فردگرایی شرکتکنندگان اندازهگیری شد؛ بهطور مثال، به جملههایی مانند «موفقیت گروه از موفقیت فردی مهمتر است» یا «افراد باید اهداف خود را تنها با در نظر گرفتن رفاه جمع دنبال کنند»، در مقیاسی از یک تا هفت امتیاز دادند.
یافتهها نشان داد که افرادی که ذهنیتی فردگرا دارند، عشق را با شدت کمتری تجربه میکنند؛ شهرداری که پس از کنترل متغیرهایی مانند جنسیت، سن و وضعیت اقتصادی همچنان برقرار بود. پژوهشگران این نتایج را در گروهی مجزا با مشارکت بیش از ۶ هزار نفر از ۵۰ کشور نیز تأیید کردند و به نتایج مشابهی دست یافتند.
توماس کوران از کالج اقتصاد لندن، توضیحی برای این پدیده ارائه میدهد: فردگرایی ممکن است توانایی ایجاد ارتباط با دیگران را تضعیف کند. او میافزاید: «اگر دائماً نگران خود و تصوری باشید که دیگران از شما دارند، حس رقابت بیشتری پیدا میکنید؛ زیرا احساس میکنید دیگران نیز برای منابع محدود در حال رقابت هستند.» بنابراین، به جای ایجاد ارتباطات مثبت، سؤال این است که چگونه بهترین تصویر ممکن از خود را به نمایش بگذارید.
کوران بر این باور است که این الگو میتواند نشان دادن آسیبپذیری را دشوار سازد؛ ویژگیای که در عمق عشق واقعی نهفته است: «در این شرایط، نشان دادن حقیقت خود به یک شخص دیگر مشکل میشود.»
با این وجود، راههایی برای غلبه بر این تأثیرات موجود است. شرمر پیشنهاد میدهد روشهایی مانند گفتگودرمانی میتوانند به افراد کمک کنند تا خود را بخشی از یک جامعهی بزرگتر ببینند، نه موجوداتی مجزا.
در ادامه، تیم کووال در نظر دارد تأثیر شدت عشق بر سلامت روان و کیفیت زندگی را بررسی کند. برای این منظور، حدود دو هزار نفر از افراد در روابط عاطفی در لهستان به مدت یک سال تحت نظر خواهند بود.



