متقاعد کردن طرف آمریکایی برای پذیرش کنسرسیوم غنی‌سازی، اساس مذاکرات است / فرصت‌های فراوانی را نادیده گرفتیم / اگر مذاکرات به صورت مستقیم است، چرا ویتکاف به تهران فراخوانده نشد؟

خبرآنلاین- زهره نوروزپور: پس از گذشت هفت ماه از پایان جنگ دوازده روزه و مذاکرات مسقط، ایران در آستانه یک جنگ تمام عیار منطقه‌ای قرار دارد. با افزایش تنش‌های نظامی، کشورهای منطقه در تلاشند تا راهکاری برای جلوگیری از آغاز جنگ پیدا کنند. جنگی که اگر آغاز شود، به سادگی قابل کنترل نخواهد بود و کل منطقه را به آتش جنگ فرسایشی می‌کشد. بر همین اساس، میانجیگری کشورهای عربی و ترکیه تاکنون به نتایج مذاکرات روز جمعه در مسقط منجر شده است.

در این راستا، سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل خاورمیانه و کاردار سابق سفارت ایران در انگلستان، در گفت‌وگو با خبرآنلاین بیان داشت که مهم نیست مذاکره در چه مکانی انجام می‌شود، آنچه حائز اهمیت است این است که اگر شما قبول کرده‌اید که باید مذاکراتی مستقیم داشته باشید، چرا ویتکاف به تهران نیاید؟ چرا باید به کشور دیگری برود؟ و چرا شما در پاسخ به حضور ویتکاف در واشنگتن نمی‌روید؟ او همچنین بر لزوم تلاش‌های وزیر امور خارجه در مذاکرات برجام تاکید کرده و گفت که رئیس‌جمهور نیز باید یک فرستاده ویژه برای مذاکرات تعیین کند و آن فرد باید ظریف باشد، چون او آگاهی کامل و تجربه لازم در این زمینه را دارد. ساداتیان در ادامه افزود: عراقچی باید موضوع کنسرسیوم هسته‌ای را برای ویتکاف مطرح کند، زیرا این بهترین گزینه برای ایران است. اگر کنسرسیوم پذیرفته نشود و ایران پیش‌شرط‌های آمریکا را بپذیرد، به معنای این است که جنگ به مرحله بعدی خواهد رفت.

متن کامل مصاحبه خبرآنلاین با سیدجلال ساداتیان را در ادامه می‌خوانید:

برای مذاکرات ویژه، رئیس‌جمهور باید نماینده‌ای تعیین کند

*** ارزیابی شما از فضای فعلی سیاسی و نفس مذاکره چیست؟

ما فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم، مسئله‌ای که هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند. در شرایطی که امتیازاتی بسیار خوب در سطح منطقه داشتیم و امکان چانه‌زنی بیشتری برای ما فراهم بود، نتوانستیم از این فرصتها به درستی استفاده کنیم. یکی از این فرصتها، زمانی بود که دولت روحانی و دکتر ظریف در عرصه سیاسی کشور فعال بودند. آقای ظریف به وضوح اعلام کرده بود که بگذارید این توافق شکل بگیرد، اما پاسخ منفی شنید و امتیازها به دولت بعدی منتقل شد. دولت بعد نیز افرادی را به میدان فرستاد که قادر به بازگرداندن آمریکا به برجام نبودند و وضعیت دشواری به وجود آمد. به تدریج این امتیازات و گزینه‌هایی که داشتیم، ضعیف‌تر شد و به مرور زمان از دست رفت. اکنون به اینجا رسیده‌ایم.

اما همچنان، در همین وضعیت هم باید سعی کنیم که از شرایط کمترین آسیب را ببینیم تا کار به جنگ نکشد. بله، در برخی مواقع جنگ اجتناب‌ناپذیر است، اما در موقعیت‌هایی که می‌توانیم از آن اجتناب کنیم، باید این کار را انجام دهیم. در حال حاضر، آقای دکتر عراقچی در هم‌پوشانی با شورای عالی امنیت ملی و دستورات رئیس‌جمهور مسئول ادامه مذاکرات است. در مصاحبه‌ای قبلاً پیشنهاد داده‌ام که رئیس‌جمهور باید فرستاده‌ای ویژه برای مذاکرات تعیین کند. در آمریکا، وزیر خارجه کنار گذاشته می‌شود و نماینده ویژه رئیس‌جمهور مانند آقای ویتکاف انتخاب می‌شود و ما نیز باید همین رویکرد را دنبال کنیم. یعنی باید آقای دکتر ظریف را به عنوان نماینده ویژه انتخاب کنیم تا مذاکرات را پیش ببرد و وزیر خارجه نیز دیگر امور را مدیریت کند تا کارهای وزارت خارجه بر زمین نماند.

به هر حال، فرصت‌های ما که می‌توانستیم از ظرفیت‌های سیاسی خود استفاده کنیم و تا کنون به دلایل غیرموجه و برخی بی‌ارزش از آن استفاده نکردیم، سبب شده‌اند که شرایط به این شکل کنونی باشد.

اگر قرار است مذاکره‌ای مستقیم صورت گیرد، چرا آقای ویتکاف به تهران نمی‌آید؟

حال گفته‌اند که این مذاکرات در ترکیه و با حضور آقای اردوغان انجام شود، اما نهایتاً محل مذاکرات در مسقط تعیین شده و به نظر من مکان هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. وقتی قرار است مذاکره مستقیم انجام گیرد، چه اشکالی دارد که آقای ویتکاف به تهران دعوت شود و مراحل بعدی مذاکره به واشنگتن منتقل شود؟ آیا نمی‌گویند که می‌خواهیم مذاکره مستقیم داشته باشیم؟ زمانی اعلام کردند که مذاکره‌ای وجود ندارد و در شرایط کنونی، مذاکره معنایی ندارد. حالا که گفتگوها دوباره آغاز شده است، چه اشکالی دارد که با آمدن ویتکاف به پایتخت، از ظرفیت تهران و موقعیت این شهر به همراه دیگر شخصیت‌های تأثیرگذار بهره ببریم؟ مذاکرات مستقیم در پایتخت دو کشور می‌تواند فضای تصمیم‌سازی آن‌ها را به خوبی مدیریت کند و به ما در رسیدن به نتایج مطلوب کمک کند.

اقناع طرف آمریکایی در پذیرش کنسرسیوم غنی‌سازی کلید مذاکرات است / فرصت‌های زیادی را از دست دادیم / اگر مذاکره مستقیم است چرا ویتکاف به تهران دعوت نشد؟

سه موضوع مورد بررسی در مذاکرات

*** اصل مذاکره به چه موضوعاتی مربوط می‌شود؟

ایران با پیش‌فرض‌هایی مواجه است که از سوی آمریکا تعیین شده و شامل سه شرط یا پیش‌شرط است؛ البته در آغاز ریاست جمهوری ترامپ، آقای پمپئو دوازده پیش‌شرط را مطرح کرده بود که اکنون به سه پیش‌شرط مختصر شده‌اند که شامل موضوعات هسته‌ای، منطقه‌ای و موشکی و تعداد موشک‌های ایران است.

ایران بر این نکته تأکید دارد که مسائل مرتبط با حوزه موشکی ما مورد مذاکره قرار نخواهد گرفت و تاکید می‌کنیم که درباره هر یک از این شروط به طور جداگانه گفتگو خواهیم کرد. پر واضح است که حساسیت اصلی به موضوع هسته‌ای مربوط می‌شود.

در عرصه هسته‌ای، چند موضوع مورد توجه قرار دارد؛ اولین و مهم‌ترین مسئله این است که ایران به هیچ وجه به سلاح هسته‌ای دست نیابد. ایران از ابتدا تأکید کرده که در دکترین دفاعی ما سلاح هسته‌ای جایی ندارد و ما به دنبال آن نیستیم. با این حال، آن‌ها قانع نشده و به دنبال تأمین اطمینان‌هایی هستند که ایران هیچ‌گونه غنی‌سازی در داخل نداشته باشد. موضوع دیگر مربوط به انتقال اورانیوم است؛ یعنی ایران باید تمامی سانتریفیوژها را تعطیل کند و به هیچ وجه غنی‌سازی انبوه در داخل نداشته باشد. به بیان دیگر، ایران باید هر مقدار که بیشتر از توافق برجام غنی‌سازی انجام داده، آن را واگذار کند.

بخش عمده این میزان شامل ۴۰۹ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی است که ایران اعلام کرده در زیر آوار فردو باقی مانده و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر بازرسی آن تأکید دارد. تهران در پاسخ اعلام کرده که فعلاً بازرسی از فردو مقدور نیست و پروتکل جدیدی ضروری است. بر اساس پادمان‌ها و پروتکل‌ها، بازرسی در شرایط عادی انجام می‌شود و نه در زمان‌هایی که سایت هسته‌ای بمباران شده است و آلودگی هسته‌ای رخ داده باشد. حالا آن‌ها این موضع ایران را به عنوان وقت‌کشی تعبیر کرده‌اند و اعلام کردند: یا بازرسان بیایند یا اورانیوم تحویل دهند.

دیگر اصل موضوع این است که ایران از رده تعهدات خود خارج شده و غنی‌سازی بیشتری انجام داده است. در سمت دیگر، ایران معتقد است که آمریکا از برجام خارج شده و اروپا نیز تعهدات خود را به این توافق عمل نکرده است، و این فشارها به تدریج بر ما افزوده شده است. آن‌ها توقعات غیرمعقولی از ما داشته‌اند. ایران پس از یک سال صبر استراتژیک در برابر خروج آمریکا از برجام، غنی‌سازی را به ۵ درصد رساند و سپس به ۲۰ درصد و در نهایت به ۶۰ درصد افزایش داد. در این مسیر، همچنین از سانتریفیوژهای ای‌آر ۲، ای‌آر ۴، ای‌آر ۹ و پس از آن ای‌آر ۱۲ استفاده شد که کیفیت اورانیوم را افزایش می‌دهد.

اگر واقعاً نگران برنامه هسته‌ای ایران هستید، در کنسرسیوم شریک شوید

امروز، ایران پیشنهاد داده که یک کنسرسیوم هسته‌ای شامل همسایگان ایران، از جمله امارات و عربستان و چند کشور غربی مانند فرانسه شکل گیرد تا هر کشور عضو، سهم خود را از غنی‌سازی تولیدی برداشت کند و در این راستا نیز نظارت مناسبی بر تولید اورانیوم ۳ درصدی تحت توافق برجام وجود داشته باشد. با توجه به فشارهای اسرائیل، آمریکا معتقد است که باید کامل غنی‌سازی را از بین ببرد. ایران هم که هزینه‌های زیادی متحمل شده، این را نمی‌پذیرد. طرف ایرانی به صراحت بیان می‌کند که نمی‌توانیم فرایند غنی‌سازی را متوقف کنیم و درخواستی از شما داشته باشیم. ما غنی‌سازی را انجام می‌دهیم و به شکل صلح‌آمیز از آن استفاده می‌کنیم. اگر نگرانید که این غنی‌سازی استفاده غیرصلح‌آمیز خواهد داشت، در آن کنسرسیوم شریک شوید و بر روی آن نظارت کنید. محور گفتگو در این زمینه نیز همین است.

نکته دیگر در گفتگوها؛ تحویل غنی‌سازی ۶۰ درصدی است که ایران اعلام کرده که یا باید به کشور ثالث منتقل شود یا فروخته شود. آن‌ها ادعا دارند که ایران با اورانیوم ۴۰۹ کیلوگرم حداقل توانایی ساخت ۱۰ بمب اتمی را دارد و تهران همچنین اعلام می‌کند که در ازای عدم پایبندی شما به تعهدات، غنی‌سازی خود را افزایش داده است و نمی‌تواند مشکل خاصی بابت انتقال اورانیوم داشته باشد.

مسئله دیگری نیز این است که ایران به بازرسان اجازه بازرسی نداده و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم اجازه فعالیت مشابه سابق را به دست نیاورده است. اگر دو موضوعی که پیشتر اشاره شد برطرف شوند، امکان حل این مشکل نیز وجود خواهد داشت.

اقناع طرف آمریکایی در پذیرش کنسرسیوم غنی‌سازی کلید مذاکرات است / فرصت‌های زیادی را از دست دادیم / اگر مذاکره مستقیم است چرا ویتکاف به تهران دعوت نشد؟

آن‌ها نمی‌خواهند ایران قوی باشد؛ تهران، مانع جاه‌طلبی‌های اسرائیل است

*** ما در مرز باریکی میان جنگ و مذاکره هستیم و اگر مذاکرات مسقط به نتیجه نرسد، احتمالاتی برای حمله نظامی وجود دارد. به این موضوع چه میزان اعتقاد دارید؟ پیش‌بینی شما چیست؟

مسئله حمله نظامی به دو نگرش مختلف بستگی دارد؛ نگرش اول این است که اسرائیل به شدت به دنبال این موضوع است. لابی اسرائیل و شخص نتانیاهو به همراه حامیانش در کنگره آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که با توجه به آسیب‌هایی که ایران در منطقه دیده و همچنین موقعیت ضعیف داخلی‌اش، فرصتی است تا به ایران حمله کنند و آن را شکست دهند. لابی اسرائیل می‌داند که به تنهایی قادر به حمله به ایران نیست، بنابراین انتظار دارند که آقای ترامپ اجازه توافق و حمله را صادر کند. به این ترتیب، اسرائیل می‌تواند به قدرت بلامنازع منطقه تبدیل شود و مانع از قدرت‌گیری ایران شود. در برابر این دیدگاه، کشورهای همسایه ایران، عربستان، ترکیه و دیگر کشورهای عربی مانند مصر نیز نسبت به این موضوع نگران هستند و می‌دانند که اگر حمله نظامی به ایران صورت گیرد، به سود آن‌ها نخواهد بود. بنابراین، آن‌ها علی‌رغم اینکه نمی‌خواهند ایران قوی شود، بر این نظرند که وجود یک ایران متعادل، مانع از جاه‌طلبی اسرائیل می‌شود.

ترامپ به دنبال پیاده‌سازی طرح ونزوئلاست؛ هدف نهایی او چین است

نگرش دوم به دیدگاه ترامپ برمی‌گردد، که به دنبال آن است تا با ایجاد ترس و رعب به اهداف خاص خود دست بیابد. هدف او حفظ ساختار و قدرت ایران است. او می‌خواهد با مانوری سریع، مانند آنچه در ونزوئلا انجام داد، دستاوردهایی را کسب کند. در آنجا ساختار ونزوئلا بر جای ماند، در حالی که ترامپ بر نفت این کشور تسلط پیدا کرد. او به دنبال کسب تسلط بر ایران نیز هست و در عین حال مانع از فشار لابی اسرائیل می‌شود. اگر او نتواند اهدافش را از طریق گفت‌وگو و مذاکره برآورده کند، ممکن است به ناچار حمله‌ای محدود انجام دهد. اما برنامه آمریکا تحت رهبری ترامپ به‌طور جدی از جنگ‌های فرسایشی پرهیز دارد، چرا که تجزیه و تحلیل‌هایش درباره هزینه‌های جنگ نشان می‌دهد که ممکن است با مشکلاتی از سوی چین و روسیه مواجه شود که منافع خود را در نظر می‌گیرند. آن‌ها نمی‌خواهند جنگ به‌ صورت فرسایشی و طولانی‌مدت کشیده شود. هدف نهایی آن‌ها این نیست که ایران را به کلی خراب کنند، بلکه در پی ایران ضعیفی هستند که هیچ‌کس قدرت ایستادگی در برابر آن‌ها را نداشته باشد.

ترامپ قصد دارد کنترل انرژی تنگه هرمز را در دست گیرد

ترامپ در این زمینه دچار این مسأله شده که آیا می‌تواند با مذاکرات به مهار ایران بپردازد؟ به‌ویژه در مورد مسائل منطقه‌ای که تهدیدی برای اسرائیل نباشد و بتواند اهداف خاص خود را دنبال کند. یکی از اهداف او کنترل بر منابع انرژی این منطقه است، به این معنا که ۴۰ درصد انرژی جهانی که از تنگه هرمز می‌گذرد، را به دست آورد. این ابزار لازم به وی کمک می‌کند که چین را مهار کند و حتی بتواند تایوان را نیز از این طریق تهدید کند. این که آیا آرزوهای ترامپ محقق خواهد شد یا خیر، موضوعی است که نیاز به بحث و گفت‌وگوی بیشتری دارد.

زمستان سخت تبعات سنگینی برای ایران داشته است؛ ارسال پهپاد به اوکراین در حقیقت مقابله با اروپا بود

*** اشاره کردید که کشورهای عربی نیز احساس خطر کرده‌اند. اتفاق جدیدی که در مذاکرات دیدیم، این بود که کشورهای عربی جایگزین کشورهای اروپایی شدند. نظر شما در این زمینه چیست؟

این دو دلیل دارد؛ اول اینکه ایران با تفکیک اروپا از خود و مطرح کردن مسأله زمستان سخت در آستانه حمله روسیه به اوکراین، این فرصت را از دست داد که بتواند کمبود های انرژی اروپا را جبران کند. مسئولین آن زمان بر این باور بودند که اگر بگوییم اروپا در آستانه زمستان سخت قرار دارد، آن‌ها از ما درخواست کمک خواهند کرد. این دیدگاه تبعات سنگینی برای ایران به همراه داشت. در دور اول ریاست جمهوری ترامپ، اروپا در کنار ایران قرار داشت. اما اکنون آن‌ها به سمت آمریکا علیه ایران حرکت کرده‌اند و اسنپ بک (مکانیسم بازگشت تحریم‌ها) را فعال کرده‌اند. البته این عدم همکاری اروپایی‌ها به هیچ وجه به معنی نادیده گرفتن خطای ایران نیست. ایران نیز در مقام پاسخ، سطح غنی‌سازی را بالا برد و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش نداد. اما در آن زمان، ایران می‌توانست به‌ راحتی اروپا را در کنار خود نگه‌دارد تا در موقعیت کنونی نقش‌آفرینی کند. در حقیقت، ما خودمان موفق نشدیم که اروپا را از خودمان دور کنیم و شرایط به‌گونه‌ای رقم خورد که ایران با تهدیدات جدید روبه‌رو شد.

اردوغان در آتش ماجرا سوخت

دلیل دوم، آن است که اعراب تحت تأثیر اقداماتی که اسرائیل انجام می‌دهد برانگیخته شده‌اند. تا کنون، ایران توازن را در برابر اسرائیل حفظ کرده است. اما در شرایط جدید که اردوغان نیروهای مربوط به داعش را در ادلب و سوریه تقویت کرده است، این موضوع باعث شده که اسرائیل نه تنها جولان را بگیرد، بلکه بخش‌های دیگری از سوریه را نیز اشغال کند و به این ترتیب آغاز به شهرک‌سازی کند. در تحولی که میان اردوغان و بن سلمان انجام شد، هر دو خواستار خروج اسرائیل از سوریه شده‌اند. به‌نوعی می‌توان گفت که اردوغان به هدفی که داشته نرسیده و در این موضوع بیشترین سود را اسرائیل برده است. این تحرکات به وضوح برای اعراب نگران‌کننده است، چرا که این وضعیت ممکن است بر طرح‌های توسعه‌ای آن‌ها تأثیر بگذارد و توزیع قدرت در منطقه به نفع اسرائیل تغییر کند.

اعراب نمی‌توانند در برابر درخواست‌های آمریکا برای جلوگیری از جنگ با ایران مقاومت کنند

البته این‌گونه نیست که اعراب به راحتی قادر به ایستادگی در برابر آمریکا باشند. در زمینه‌های مالی و نظامی، مانند مصر، توان کافی برای مقابله با درخواست‌های آمریکا ندارند. به همین دلیل است که کشورهای مختلف از طریق اقدامات دیپلماتیک تلاش دارند تا اجازه ندهند که مانع‌ای در برابر ایران به وجود آید. قطر و مصر نقش میانجی‌گری ایفا کرده و عربستان و ترکیه نیز هر یک به نوعی به دنبال پیشگیری از جنگ هستند.

اقناع طرف آمریکایی در پذیرش کنسرسیوم غنی‌سازی کلید مذاکرات است / فرصت‌های زیادی را از دست دادیم / اگر مذاکره مستقیم است چرا ویتکاف به تهران دعوت نشد؟

اگر عراقچی بتواند مسأله کنسرسیوم را برای ویتکاف تشریح کند، این می‌تواند نقطه عطفی باشد

*** ایران به چه رویکرد و سیاستی نیاز دارد تا مذاکرات موفقیت‌آمیز باشد؟

اگر آقای عراقچی توانسته باشد مسأله کنسرسیوم را در مذاکرات برای ویتکاف توضیح دهد و او را قانع کند، شاید این نقطه عطفی باشد که بتوانند مسائل دیگر را نیز حل و فصل کنند. پیشتر نیز گفتم؛ مطرح کردن تحویل اورانیوم غنی شده، و همچنین بازرسانی که به پایش مسائل بپردازند، مورد تاکید قرار می‌گیرد. اما اصل و اساس موضوع این است که مسأله کنسرسیوم به‌درستی جا بیفتد. اگر به عنوان پیش‌شرط به ما بگویند که این موضوع را بپذیرید، این پذیرش به ضرر ایران خواهد بود و می‌تواند آغازگر جنگ باشد. برخی دوستان در نظامی‌ها و نیروهای سپاهی به سختی تاکید دارند که نباید هیچ‌گونه انعطافی نشان داد زیرا با این رویکرد احتمال دارد خواسته‌های دیگری مطرح شود. با وجود این، برخی اظهارات متفاوت وجود دارد که می‌گوید ایران در شرایط کنونی باید احتیاط بیشتری به خرج دهد و روند شناسایی خود را تغییر دهد تا مذاکرات متأثر نشود. خود اعراب نیز از گفت‌وگوها حمایت می‌کنند.

۳۱۵/۴۲

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا