پایان دوران شیرین؛ نقص‌های تیم اوسمار کم‌کم به‌نمایش گذاشته می‌شود

تیم پرسپولیس تحت هدایت اوسمار در آغاز فصل، شروعی نویدبخش را تجربه کرد؛ کسب چند پیروزی به همراه جمع‌آوری امتیازات و نزدیک شدن به صدر جدول، این بار با شیوه‌ای متفاوت از قبل: «کسب پیروزی حتی بدون نمایش فوتبال زیبا». تیم اوسمار در اوایل فصل به گونه‌ای عمل کرد که بیشتر شبیه به یک پرسپولیس نتیجه‌محور بود؛ تیمی که شاید جذاب بازی نمی‌کرد، اما توانست از دل مسابقات دشوار، سه امتیاز را به دست آورد.

اما اکنون این رویکرد به مرحله‌ای حساس رسیده است. پس از حذف از جام حذفی، پرسپولیس در دو مسابقه از سه بازی اخیر خود شکست خورده و این وضعیت به خودی خود می‌تواند دلیل نگرانی‌های جدی باشد. در فوتبال ایران، اگر تیمی عملکرد خوبی نداشته باشد اما پیروز شود، عموماً قابل قبول است؛ مشکل زمانی شروع می‌شود که نه تنها کیفیت پایین باشد بلکه نتیجه هم به دست نیاید. در این صورت، «نتیجه‌گرایی» به یک توجیه معیوب تبدیل شده و امید جای خود را به تردید می‌دهد.

مواجهه با فولاد مصداق بارز این وضعیت بود. فولاد همان بازی‌ای را به نمایش گذاشت که انتظار می‌رفت؛ تیمی هماهنگ، جنگجو و حساب‌شده. با این حال، پرسپولیس به نظر می‌رسید غافلگیر شده است؛ این غافلگیری حتی پیش از آغاز بازی نیز به وقوع پیوست. وقتی تیمی در مراحل اولیه، یعنی طراحی بازی و روبرو شدن با برنامه حریف، عقب می‌افتد، این نشان‌دهنده اهمیت بیشتر کادرفنی است که باید نقد و بررسی شود.

اوسمار همچنین در این بازی «نیمه مربیان» را نیز واگذار کرد. تعویض‌ها نه تنها نتوانستند روند بازی را تغییر دهند، بلکه فشار جدیدی به فولاد وارد نکردند. تصمیماتی مثل خارج کردن سروش و تغییر به سیستم سه دفاعه، تنها نه تنها گره‌ای را باز نکرد، بلکه ریتم پرسپولیس را هم مختل کرد؛ تیمی که به جای یافتن راه‌هایی برای نفوذ، بیشتر در تردید و افسردگی فرورفت.

در این میان، مشکلات ناشی از مصدومیت‌ها نیز نمی‌تواند بهانه‌ای همیشگی باشد. تیمی که به قهرمانی می‌اندیشد باید در روزهای دشوار، برنامه دوم داشته باشد؛ راه‌حل باید ارائه دهد نه فقط توجیه. وابستگی بیش از حد به اورونوف نیز همین‌جا نمایان می‌شود؛ یک ستاره می‌تواند به جذابیت تیم بیفزاید، اما اگر همه چیز به حضور او وابسته باشد، غیبتش می‌تواند تمامی برنامه‌های تیم را مختل کند؛ همانطور که در بازی اخیر مشاهده شد.

نکته تلخ‌تر این است که خط دفاعی تیم دچار ضعف شده است. پرسپولیس در نیم‌فصل اول از نظر ساختار دفاعی یکی از تیم‌های مستحکم لیگ به حساب می‌رسید، اما در برابر یکی از ضعیف‌ترین خط‌های حمله مسابقات، سه بار دروازه‌اش باز شد؛ واقعیتی که نشان‌دهنده این است که مشکل تنها در خلق موقعیت یا کیفیت خط حمله نیست، بلکه پرسپولیس در امور دفاعی نیز با افت و بی‌نظمی مواجه شده است.

شکست در اهواز، به ماه عسل اوسمار در فوتبال ایران پایان داد. حالا دیگر صرفاً کسب پیروزی اهمیت ندارد؛ بلکه اوسمار باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن، به مفاهیم تیمش دوباره نگاهی بیندازد و به ایرادهای فنی پاسخ جدی‌تری ارائه دهد. زیرا با حذف از جام حذفی مقابل تراکتور، تنها چیزی که می‌تواند فصل پرسپولیس را نجات دهد، کسب قهرمانی در لیگ است؛ و برای تحقق این هدف، نتیجه‌گرایی بدون داشتن کیفیت کافی، دیگر جوابگو نخواهد بود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا