اسلامی: میتوانیم بدون دستیابی به سلاح هستهای از کشور خود دفاع کنیم و توانایی بازدارندگی کافی داریم

آوش نوشت:
در هالهای از سر و صدا پیرامون پرونده هستهای ایران که سابقهای بیش از دو دهه دارد و در سایه تهدیدهای رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، هر اظهارنظر از سوی مقامات ایرانی و غیرایرانی این روزها مورد توجه قرار گرفته و میتواند نشانهای از تحرکی دیپلماتیک به شمار آید.
محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، در انتقاد از سیاسیکاریهای مدیرکل آژانس و پروندهای که درباره ایران شکل گرفته، تصریح کرد: به سبب ماهیت سیاسی پرونده هستهای کشورمان و همچنین فشارهای خارجی به مدیرکل، نه تنها امید به خاتمه این مسئله وجود ندارد بلکه احتمال افزایش این فشارها نیز همواره وجود دارد.
وی درباره احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در نشست آتی شورای حکام آژانس در ماه مارس گفت و افزود که کشورهای غربی و ایالات متحده از این فرصت برای افزایش فشار بر ایران بهرهبرداری خواهند کرد.
اسلامی همچنین بیان داشت که غنیسازی ۶۰ درصدی ایران در ماههای اخیر میتوانست مانع از اجرایی شدن اسنپبک و بازگشت قطعنامههای پیشین شود، اما تأکید کرد که در حال حاضر هیچگونه قطعنامهای وجود ندارد و به اعتقاد ایران و بسیاری از کشورها، این قطعنامهها دیگر اعتبار ندارند.
رئیس سازمان انرژی اتمی بار دیگر بر عدم تمایل ایران به ساخت سلاح هستهای تأکید و ذکر کرد که ایران حتی بدون دارا بودن تسلیحات هستهای، توانایی دفاع از خود را دارد و میتواند بازدارندگی لازم را فراهم کند.
اسلامی همچنین به همکاری مثبت روسیه در پروژههای نیروگاههای جدید بوشهر اشاره کرد و اعلام کرد که سوخت لازم برای نیروگاه اتمی بوشهر در سال ۲۰۲۶ نیز تأمین شده است.
متن کامل این گفتوگو را در ادامه مطالعه کنید.
آقای مهندس، وضعیت کنونی روابط میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی به چه شکل است؟ به نظر میرسد مدیرکل آژانس همچنان بر مواضع سیاسی خود پایبند است و به نظر نمیرسد این روابط به آرامش برسد؟
نکته حائز اهمیت، نگاهی به چیستی این پرونده است. به لحاظ ماهیتی، این مورد یک جریان سیاسی و ابزاری فشار به شمار میرود. بر اساس تجربیات ۲۵ سال گذشته و شواهد موجود، این پرونده سیاسی است و از چشمانداز غرب هرگز به نظر نمیرسد که به راحتی بسته شود. مذاکرات سالهای طولانی میان دولتهای مختلف در جمهوری اسلامی ایران به نتیجه برجام انجامید، اما ایالات متحده و سه کشور اروپایی به این توافق پایبند نماندند. نتیجهاش نیز این بود که با اسنپ بک همه چیز پایان یافت. لذا این موضوع یک پرونده سیاسی است و شواهد متعددی بر این مدعا وجود دارد.
پس از بمباران تاسیسات هستهای، آیا پروتکل جدیدی برای بازرسیها تنظیم شده است؟ آیا آقای کمالوندی و آپارو در تهران و وین مذاکراتی داشتهاند؟
موضوع جنگ ۱۲ روزه رویدادی استثنایی به حساب میآید و سابقهای از بمباران تاسیسات هستهای وجود ندارد، چرا که حمله نظامی به این تاسیسات به طور قانونی ممنوع است. در حالیکه تمام این سایتها در آژانس ثبت شده و تحت نظارت شدید قرار دارند و هیچگاه در مورد این سایتها گزارشی مبنی بر انحراف از ضوابط قانونی وجود نداشته است؛ به همین خاطر جنگ روانی وجود دارد که با استفاده از این موضوع، بهانهایی برای فشار سیاسی به کشور ما ایجاد کند. ما عضو ان پی تی هستیم و پروتکلهای پادمانی را نیز پیاده میکنیم، اما به موجب قانون مجلس شورای اسلامی، همکاری با آژانس علیرغم ضرورت امنیت تاسیسات و پرسنل صنعت هستهای تعلیق شده است. زمانی که مدیرکل آژانس این حمله را محکوم نکرده و به گزارشها و نامههای ما بیتوجهی میکند و در عوض به ما فشار میآورد، این به معنای مدیریت بخشی از این فشار است. با این حال، بازرسیهای سایتهای آسیب ندیده بهطور معمول طبق ضوابط آژانس انجام گرفته است.
وضعیت سایتهای آسیبدیده چگونه است؟
سایتهای آسیبدیده باید تحت نظام پادمانی تعریف شوند تا در صورت حمله با چه سازوکارهایی برخورد شود. آژانس تاکنون این تعریف را ارائه نکرده و همچنین آمادگی لازم برای اقدام نیز نشان نداده است. آنچه در ماده ۶۸ پادمان آمده به سوانح طبیعی مربوط میشود، اما در زمان بمباران و در شرایط امنیتی و نظامی که احتمال آن هم همچنان وجود دارد، باید وضعیت متناسب باشد. ما هر روز تهدیدات فعال داریم بهطوریکه مقامات اسراییلی و آمریکایی بهطور علنی تهدیدهایی را مطرح میکنند. بنابراین وضعیت امنیتی ما در شرایط جنگی است و طبیعی است که برای چنین وضعیتی رویهای تعریف و مصوب داشته باشیم و به آن عمل کنیم.
آیا در این شش ماه اقدامی مانند آواربرداری یا بازسازی انجام شده است؟
شرایط امنیتی و ملی ما تابع ضوابطی است که دنبال میکنیم. نکته اصلی برای ما این بوده که آژانس را وادار کنیم تا به وظایف حرفهای خود پایبند باشد و بهطور مستقل به اساسنامه خود عمل کند و مشخص کند که اگر سایتها مورد حمله قرار گرفتند چه ترتیباتی باید اتخاذ شود. آژانس موظف به انجام این کار است، حتی در مهرماه و در کنفرانس ۲۰۲۵ آژانس در وین، ما طرحی برای منع حملات نظامی به تاسیسات هستهای ارائه کردیم که باید در کنفرانس عمومی به تصویب میرسید، اما تحت فشار آمریکا و اروپا و با تبعیت آژانس، اجازه طرح آن را نیز ندادند، در حالی که طرح ما عمومی بود و شامل تمامی کشورها میشد. بنابراین زمانی که جلوی چنین طرحی گرفته میشود و رویهای نیز تدوین نمیگردد و تهدیدات همچنان وجود دارند، بهطور طبیعی ما بر اساس قوانین داخلی و امنیت ملی خودمان تصمیمگیری خواهیم کرد.
برخی بر این باورند که با حمله به سایتهای غنیسازی ایران و توقف فعالیتهای آنها، موضوع هستهای دیگر جذابیتی برای آمریکا ندارد و به سمت مسائل غیرهستهای پیش میروند. آیا واقعاً این جذابیت از بین رفته و صنعت هستهای ایران در حوزه غنیسازی به مرحلهای رسیده که دیگر برای مذاکره قابل دستیابی نباشد؟
اگر به سند استراتژی امنیت ملی آمریکا نگاه کنید، میبینید که در رأس اولویتهای آن، علوم و فنون و صنایع پیشرفته قرار دارد. رئیسجمهور ایالات متحده به سه موضوع اصلی اشاراتی دارد که شامل توسعه هوش مصنوعی، صنعت هستهای و فناوری کوانتوم است. بنابراین اگر این سه حوزه از فناوریهای کلیدی به شمار میروند، چگونه میتواند برای ایالات متحده مجاز باشد، در حالی که صنعت هستهای برای ایران حیاتی است، ممنوع باشد؟ این نمایانگر معیاری دوگانه و نقض هنجارهای بینالمللی است.
نظر من این است که آیا هنوز توانمندی غنیسازی برای ما به حدی است که آمریکاییها بخواهند بهعنوان موضوعی برای مذاکرات با آن برخورد کنند؟
بمباران تاسیسات به معنای فیزیکی است، اما اصل کار با فناوری و دانش هستهای است که ذاتا در کنترل ما قرار دارد.
در ماه مارس (اسفند آینده) نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پیش است. پیشبینی شما از این نشست چیست؟ برخی بر این عقیدهاند که اظهارات اخیر گروسی زمینهسازی برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل است.
در جلسات قبلی شورای حکام نیز قطعنامههای ضد ایرانی صادر شده و فشار را بر کشور ما افزایش دادهاند و همچنین سعی دارند تا آرامش داخلی کشور را برهم زنند که نشانههای واضحی از خصومت آنهاست. بهطور طبیعی از موقعیت نشست شورای حکام هم بهرهبرداری خواهند کرد. پیشبینی من این است که از این فرصت نیز برای افزایش فشار استفاده خواهند کرد.
پس احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت وجود دارد؟
بله، این احتمال وجود دارد. البته این که پرونده ارجاع شود یا خیر، موضوعی ثانوی است، زیرا این امر یک شیوه فشار به شمار میرود. چرا باید آمریکا از ۶۵ نهاد بینالمللی خارج شود؟ رئیسجمهور گفته است که این نهادها به نفع ایالات متحده فعالیت نمیکنند و بدین ترتیب از آنها خارج خواهیم شد. بنابراین این نهادها برای منافع آمریکا مورد استفاده قرار میگیرند. ترامپ نیز در سند استراتژی ملی بهصراحت اعلام کرده که روسای جمهوری پیشین منافع آمریکا را از طریق سازمانهای بینالمللی پیگیری میکردند و این سازمانها در این زمینه موفق نبودهاند؛ به همین دلیل باید با قدرت نظامی و اقتصادی، منافع خود را تأمین کنیم. این رویکرد به معنای آسیب به منشور ملل متحد است که منافع تمامی کشورها را در یک چارچوب حقوقی حفظ میکرد. در چنین جهانی هر کشوری باید با مؤلفههای قدرت خود، منافع خود را احیا کند.
ایران پیش از اجرای اسنپبک اعلام کرده بود که آماده است تا اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد خود را خارج کند یا رقیق کند تا اسنپبک و قطعنامههای قبلی اجرایی نشوند. آیا این گزینه و پیشنهاد از سوی ایران همچنان در مذاکرات برای طرف مقابل مطرح است؟
موضوع مهم آن است که اصولاً تولید اورانیوم ۶۰ درصد برای تأمین نیازهای آتی کشور است. بهعنوان مثال، در حوزه پیشران هستهای به این میزان از غنیسازی نیاز داریم، چرا که روند پیشین پاسخگوی نیازهای آینده ایران نبوده است. البته باید توجه داشت که بحث توقف انباشت اورانیوم ۶۰ درصد و معامله این مواد در مقطعی برای لغو تحریمها و قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه ۲۲۳۱ مطرح شده بود.
در آن زمان برای جلوگیری از اسنپبک و بازگشت به ۶ قطعنامه، گزینهای در نظر داشتیم که مواد ۶۰ درصد خروجی داشته باشیم، اما باید به این نکته توجه کرد که پس از ۱۸ اکتبر در سال دهم قطعنامه ۲۲۳۱، عملاً از نگاه ما و نیز از منظر حقوقی، ۶ قطعنامه گذشته دیگر وجود ندارد و در این ارتباط نامههایی به آژانس و دیگر نهادهای ذیربط ارسال کردیم.
در ۷ ماه گذشته، ایران دو واقعه مهم را از جانب دشمنان خود تجربه کرده است: یکی جنگ ۱۲ روزه و دیگری ناآرامیهای تلخی که بر اثر نفوذ نیروهای بیگانه بهوجود آمد. برخی این تحلیل را تقویت کردند که ایران باید به سمت سلاح هستهای سوق دهد تا در برابر این اقدامات بازدارندگی ایجاد کند. آیا هنوز هم اعتقاد دارید که ما برای دفاع از خود نیازی به تسلیحات هستهای نداریم؟
بارها تأکید شده که سلاح هستهای جایی در دکترین نظامی ما ندارد و مقام معظم رهبری نیز در این باره فتوا صادر کردهاند. از منظر استراتژیک و با توجه به توانمندیهایی که ایران دارد، به سلاح هستهای نیاز نداریم و بدون تسلیحات هستهای میتوانیم از کشور خود دفاع کنیم و به بازدارندگی لازم دست یابیم. این سؤال مرتبط با منافع ملی و امنیت ملی است که دارای بعد راهبردی میباشد.
پیشرفت واحدهای دو و سه نیروگاه اتمی بوشهر چگونه است و روسها در ساخت این واحدها و تأمین سوخت واحد یک چه همکاریهایی داشتهاند؟
روسیه بهطور کامل و با کیفیت همکاری میکند و در بهترین شرایط همکاری میان ما برقرار است. پیشرفت واحدهای دو و سه نیروگاه اتمی بوشهر بهطور مطمئن مثبت بوده است. در سال ۱۴۰۱ فقط ۲۰۰ نفر در این پروژهها فعالیت داشتند، اما اکنون تعداد آنها به ۶۰۰۰ نفر رسیده و اگر بتوانیم منابع لازم را تزریق کنیم، به سادگی میتوانیم به ۱۲۰۰۰ نفر نیروی کار دست یابیم. مصالح لازم برای نیروگاه در حال حاضر در کارخانجات داخلی ساخته میشود. ما در نظر داریم با پایان سال پنجم برنامه هفتم، به ترتیب واحدهای دو و سه نیروگاه اتمی را به مدار عملیاتی وارد کنیم.
آیا روسها در تأمین مالی ساخت نیروگاه بوشهر و تأمین سوخت آن مشکلی دارند؟
بله، البته در تأمین مالی و مسائل مربوط به تبادل پول و مشکلات مالی وجود داشته، اما اکنون مشکلی وجود ندارد. سوخت مورد نیاز تأمین شده و سوخت سال ۲۰۲۶ نیز سفارش داده شده و تأمین شده است که در زمان مقرر در نیروگاه استفاده خواهد شد.
۳۱۰۳۱۰



