تندیس جنجالی والرین؛ از تغییرات انقلاب تا فرودگاه مهرآباد

این اثر هنری برای نخستین بار در روز جمعه ۱۶ آبانماه ۱۴۰۴ در میدان انقلاب به نمایش درآمد و بهطور موقت در دسترس عموم قرار گرفت. سازمان زیباسازی شهرداری تهران ابتدا اعلام کرده بود که نصب این تندیس در میدان انقلاب بخشی از یک برنامه نمایشی کوتاهمدت خواهد بود و مکان دائم آن در ورودی فرودگاه مهرآباد در نظر گرفته شده است.
پس از پایان مهلت نمایش، تندیس والرین به همراه مراحل فنی و مقاومسازی شبانه از میدان انقلاب خارج شد و نهایتاً در روز جمعه ۱۲ دیماه در مسیر غرب به شرق اتوبان لشگری، پیش از دوربرگردان فرودگاه مهرآباد نصب گردید. بر اساس اظهارات مسئولان شهری، هدف از این جانمایی، قرار دادن اثر در معرض دید دیپلماتها، سفیران خارجی و مهمانان رسمی در بدو ورود به کشور است؛ زیرا اکثر پروازهای رسمی خارجی از فرودگاه مهرآباد انجام میشود.
داود گودرزی، معاون خدمات شهری و محیط زیست شهرداری تهران، هرگونه تغییر نظر در مورد جانمایی این اثر را رد کرده و تأکید کرده است که از ابتدا محل دائمی تندیس در ورودی فرودگاه مهرآباد و میدان آزادی مشخص شده بود و نمایش آن در سایر نقاط شهر تنها جنبه موقت و فرهنگی داشته است. او به برخی از واکنشها را ناشی از «فضاسازی رسانهای» دانسته و بیان کرده که شهرداری به روند تقویت نمادهای تاریخی و هویتی شهر ادامه خواهد داد بدون آنکه به حواشی دامن بزند.
علاوه بر توضیحات رسمی، مجسمه «شکست والرین» با انتقادات برخی هنرمندان و منتقدان هنر شهری نیز روبرو شده است. بهداد لاهوتی، یکی از منتقدان، این اثر را از لحاظ ایده، کیفیت اجرا و نوع متریال فاقد استانداردهای لازم دانسته و باور دارد که بازآفرینی یک نقشبرجسته تاریخی و میراثی، نیازمند دقت، مشاوره تخصصی و مصالح مناسب است و نه تصمیمات شتابزده اداری.
او و دیگر منتقدان همچنین به فرآیند شکلگیری پروژه اشاره کردهاند؛ فرآیندی که به گفتهی ایشان بدون برگزاری فراخوان تخصصی، عدم مشارکت انجمن مجسمهسازان و با شفافیت محدود در انتخاب هنرمند و ایجاد اثر به پیش رفته است. این در حالی است که مجسمه توسط پیام قانع ساخته شده و حتی قبل از نصب نیز انتقاداتی نسبت به روند ساخت آن مطرح شده بود.
در نهایت، مجسمه «شکست والرین» امروزه در مکانی با کارکرد بینالمللی قرار گرفته و قرار است بهعنوان نمادی تاریخی و هویتی، روایتگر بخشی از تاریخ ایران برای مردم داخلی و خارجی باشد؛ هرچند مسیری که طی شده نشان داد که هنر شهری بیش از هر چیز دیگر نیازمند گفتگوی دائمی میان مدیران، هنرمندان و افکار عمومی است.



