به یادماندنیترین تجربهام برخورد آسیایی با استقلال است

در آغاز دهه ۱۳۹۰، باشگاه سپاهان با برونو سزار، مهاجم برزیلی، به توافق رسید و او بهسرعت در ترکیب زردپوشان جا پای خود را محکم کرد و شروع به گلزنی نمود. این بازیکن جوان، در سن ۲۳ سالگی توانست خود را با شرایط جدید وفق دهد و در مدت زمان کوتاهی ۷ گل به ثمر برساند. چندی بعد، او اردوی سپاهان را به مقصد امارات ترک کرد. جالب است که حالا او ۳۹ ساله است و به تازگی از دنیای فوتبال خداحافظی کرده است.
سزار با یک لبخند دلنشین از روزهای شیرین و پرهیجان خود یاد میکند: «من فوتبال را در ریو برانکو، تیم زادگاهم آغاز کردم. در همان زمان، مدیربرنامههایم پلی میان من و سپاهان ایجاد کرد و به ایران آمدم تا با پیراهن یکی از بزرگترین باشگاههای این سرزمین به میدان بروم.»
وقتی از او درباره اولین لحظهای که پیراهن طلایی سپاهان را پوشیدیم سوال کردیم، چشمانش درخشان شد: «آن روز از خوشحالترین روزهای زندگیام بود. به خوبی میدانستم که سپاهان نه صرفا یک تیم، بلکه تاریخ و افتخار بزرگی را در خود نهفته دارد؛ با بازیکنان نامی و جامهای درخشان. احساس کردم به خانه دومم برگشتهام.»
و ماندگارترین یادگار او در سپاهان؟ بدون شک جامی بود که با این تیم بالای سر برد. با افتخار گفت: «قهرمانی با سپاهان، نخستین عنوان بزرگ حرفهای من بود. هنوز صدای تشویق تماشاگران در ورزشگاه نقشجهان در گوشم میپیچد و این جام برایم همیشه در یاد خواهد ماند.»
سختترین بازیای که او در ذهن دارد؟ لحظهای مکث کرد و پاسخ داد: «بازی مقابل استقلال در لیگ قهرمانان آسیا، که در اصفهان صورت گرفت. آنها تیمی قوی و منظم بودند، اما ما در خانه خود جنگیدیم و پیروز شدیم؛ چه شب فراموشنشدنیای بود!»
از او پرسیدیم چه چیز در سپاهان او را شگفتزده کرده بود؛ پاسخش قاطع و روشن بود: «ساختار حرفهای، امکانات بینظیر، نظم تیمی و کیفیت بازیکنان؛ چیزی از بهترین تیمهای برزیل کم نداشت. اگر دوباره فرصتی برایم پیش بیاید، بدون هیچ hesitation ای، تا آخرین روز بازی خود در سپاهان باقی میمانم.»
درباره تفاوتهای فوتبال در ایران و برزیل گفت: «تفاوت فاحشی نمیبینم. هر دو کشور دارای استعدادهای خارقالعاده، تیمهای قدرتمند و هوادارانی پرشور هستند. سطح لیگ ایران بسیار بالا است و به نظر من در بسیاری از زمینهها با فوتبال برزیل همسطح است.»
خارج از زمین فوتبال، برونو سزار همان مرد ساده و خانوادهدوستی است که شما تصور میکنید: «وقتی آزاد هستم، با دوستانم فوتبال بازی میکنم یا در کنار خانوادهام استراحت میکنم. این دو فعالیت همیشه به من انرژی میدهند.»
برخلاف بسیاری از لژیونرهایی که ایران را فقط بهعنوان یک توقفگاه موقت میبینند، او رویای بازگشت دارد؛ نه بهعنوان بازیکن، بلکه با کتی و شلوار مربیگری: «آرزویم این است که روزی به سپاهان بازگردم، این بار در نقش مربی. سپاهان فقط یک باشگاه نبود؛ بخشی از هویت ورزشی من شد.»
در پایان، با نگاهی پرامید خاطرنشان کرد: «هر دو کشور ایران و برزیل آیندهای درخشان در پیش دارند. استعدادها فراواناند و اگر حمایتها ادامه پیدا کند، موفقیتهای بزرگتری در انتظار خواهد بود.»



