چالش‌ها و فرصت‌های گفتگوهای ایران و ایالات متحده

همزمان با نزدیک شدن به زمان انقضای قطعنامه ۲۲۳۱، تلاش‌ها برای از سرگیری مسیر دیپلماتیک شدت یافته و مقامات جمهوری اسلامی ایران شروط مشخص و همگن‌تری را برای آغاز مجدد گفت‌وگو با ایالات متحده مطرح کرده‌اند. این شروط از دیدگاه تهران به عنوان پیش‌شرط نیست، بلکه به عنوان الزامات ضروری برای یک «مذاکره واقعی و اثرگذار» تلقی می‌شود.

اعتماد پایین ایران به نیت آمریکا در پی تحولات اخیر، بخصوص حملات هماهنگ‌شده بامداد ۲۳ خرداد، به سطحی بی‌سابقه رسیده است. این حملات به‌طور هماهنگ و با اطلاع قبلی ایالات متحده صورت‌گرفته و در نتیجه، سه سایت هسته‌ای ایران را هدف قرار داد. این رفتار در حالی رخ داد که دو کشور خود را برای دور ششم مذاکرات آماده می‌کردند؛ نشانه‌ای بارز از این مسأله که آمریکا حتی در دوران گفت‌وگو نیز به استراتژی فشار نظامی و تقابل پایبند است.

از سوی دیگر، به نظر می‌رسد یکی از محورهای مذاکرات فعلی ایران با تروئیکای اروپایی در استانبول، توقف احتمالی تصمیم سه کشور اروپایی عضو برجام برای فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک در ازای بازگشت ایران به میز مذاکره با ایالات متحده باشد؛ موضوعی که هرچند به‌طور رسمی از سوی اروپا اعلام نشده، اما در ارزیابی ناظران از روند تحولات دیپلماتیک، اهمیت ویژه‌ای دارد.

در روزهای اخیر، تعدادی از اظهارات رسمی از مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران در خصوص احیای گفتگوهای هسته‌ای با ایالات متحده منتشر شده که روی لزوم فراهم‌سازی «شرایط واقعی برای مذاکره مؤثر» تأکید دارند. با توجه به این اظهارات که کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت خارجه، نیز در گفت‌وگو با نمایندگان بیش از بیست رسانه بین‌المللی در نیویورک بیان کرده، سه محور کلیدی وجود دارد:

– جلب اعتماد ایران و تاکید بر عدم قابلیت اعتماد به آمریکا

– جلوگیری از استفاده از مذاکرات به‌عنوان ابزاری برای مقاصد پنهانی از جمله اقدامات نظامی

احترام و شناسایی حقوق ایران تحت معاهده عدم اشاعه شامل غنی‌سازی متناسب با نیازهای ایران

– لغو تحریم‌ها

مجید تخت روانچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه و مذاکره‌کننده ارشد ایرانی در مذاکرات پیرامون توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام)، در گفت‌وگو با یک رسانه ترک پس از مذاکرات جمعه سوم مرداد ماه درباره پیش‌شرط‌های ایران برای از سرگیری مذاکرات با ایالات متحده بیان داشت: «پیام‌هایی بین ایران و ایالات متحده از طریق برخی کشورهای میانجی در حال رد و بدل است. چند کشور در تلاشند تا ارتباط میان ایران و ایالات متحده را برقرار کنند. با این وجود، ما با حملات اسرائیل و سپس ایالات متحده مواجه شدیم. این حملات در حین روند مذاکره رخ داد و به نوعی خیانت به دیپلماسی محسوب می‌شود.»

وی ادامه داد: «بنابراین قبل از آغاز دور جدید مذاکرات با ایالات متحده، بایستی تضمینی دریافت کنیم که ما با حملات مشابهی مواجه نخواهیم شد. ضروری است که دوباره به دیپلماسی خیانت نشود. اسرائیل و ایالات متحده با این حملات ما را شوکه کردند. ما نمی‌خواهیم دوباره همان داستان تکرار شود. ایالات متحده باید ما را متقاعد کند که این بار چنین اتفاقی نخواهد افتاد.»

تخت روانچی تصریح کرد: «علاوه بر این، نتایج مذاکرات باید بر اساس اصل برد-برد باشد. هر دو طرف باید احساس کنند که نفعی کسب کرده‌اند. ما نمی‌توانیم هیچ تحمیلی از سمت ایالات متحده را بپذیریم. به همین دلیل، گفت‌وگوهای واقعی نمی‌تواند قبل از حصول اطمینان از عدم تحمیل اراده ایالات متحده آغاز شود، مگر اینکه از تداوم مذاکرات اطمینان حاصل کنیم. هدف ما باید نتیجه‌ای باشد که هر دو طرف را راضی کند. ما اکنون به‌طور جدی در حال بررسی این موضوع هستیم. یک فرآیند جدید مذاکره با ایالات متحده تنها زمانی ممکن است که بر مبنای اصل برد-برد باشد و نباید دوباره در حین مذاکرات با حملات نظامی غافلگیر شویم.»

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه پیش‌تر درباره شروط جمهوری اسلامی ایران برای بازگشت به میز مذاکره گفته بود: «ایران همواره نشان داده که مایل به مذاکره بر پایه احترام متقابل است. دشمن ما (آمریکا) در سال ۲۰۱۸ با خروج یکطرفه از برجام، توافقی چندجانبه و بین‌المللی را نادیده گرفت. حملات آمریکا و اسرائیل می‌توانست به فاجعه‌ای انسانی و زیست‌محیطی منجر شود که نه تنها ایمنی و سلامت مردم ایران، بلکه سلامت منطقه را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.» او همچنین افزود: «دیپلماسی یک مسیر دوطرفه است و این ایالات متحده بود که مذاکرات را متوقف کرد تا مسیر حمله نظامی را انتخاب کند. بنابراین ضروری است که مسئولیت اشتباهات به رسمیت شناخته شود و نشانه‌ای قوی از تغییر رفتار مشاهده شود. باید اطمینان حاصل کنیم که در حین مذاکرات، ایالات متحده به حملات نظامی مبادرت نمی‌ورزد.»

از منظر تهران، شرط اساسی برای هرگونه پیشرفت در دیپلماسی، پایان دادن به دوگانگی رفتار ایالات متحده است؛ زیرا از دیدگاه ایران، مذاکره در سایه تهدید فعالیت‌های نظامی و تحریم نه‌تنها غیرمنطقی است، بلکه مشروعیت سیاسی و حقوقی ندارد. این نگرش در ماه‌های اخیر، به‌ویژه پس از حملات ۲۳ خرداد، در دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران حاکم شده است. گزاره‌هایی مانند «در شرایط کنونی هیچ برنامه‌ای برای گفت‌وگو با آمریکا نداریم» و «کشورهای اروپایی و آمریکا بدهی‌های عظیمی به ملت ایران دارند» از سوی اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تأکیدکننده همین موضع در سیاست خارجی جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه تحمیلی است.

با این حال، با توجه به حساسیت زمان و احتمال فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک توسط اروپا، هفته‌های پیش‌رو می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که راه دیپلماسی را نخواهد بست، اما شرط آن تغییرات ملموس در رفتار طرف مقابل است؛ تغییری که باید هم درعمل و هم در ساختار توافق آینده نمایان شود.

درحالی‌که شمارش معکوس برای تعیین وضعیت قطعنامه ۲۲۳۱ آغاز شده، هنوز هیچ چشم‌انداز روشنی در خصوص احیای توافق قبلی یا تفاهم جدید وجود ندارد. با این حال، پیام تهران صریح است: بدون تضمین، بدون رفع تحریم‌ها و بدون توجه به حقوق مشروع ایران، هیچ مذاکره‌ای شروع نخواهد شد.

ایران باید ابتدا روابط با آژانس و اروپا را تجدید کند

«علی بیگدلی» استاد روابط بین‌الملل و تحلیلگر سیاست خارجی، در پاسخ به این سوال که آیا در فضای سیاسی ایران می‌توان به بازگشت به میز مذاکره میان تهران و واشنگتن امیدوار بود، بیان کرد: روابط ایران و ایالات متحده به مرحله‌ای پیچیده و دشوار رسیده و با توجه به بی‌میلی ایالات متحده به ادامه مذاکرات، مشخص است که در مرحله نخست باید بتوانیم مسائل خود را از طریق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با اروپا حل کنیم و سپس به سمت آمریکا برویم.

وی در پاسخ به سوالی درباره چگونگی امکان دستیابی به توافق با اروپایی‌ها بیان داشت: آن‌ها در تلاشند تا بدون فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک، اختلافات را با ایران حل کنند. پیشنهاد من این است که ابتکاری طراحی کنیم تا آژانس با تغییرات در تیم یا چارچوب نظارتی، بتواند از تأسیسات هسته‌ای ایران به‌طور کامل بازرسی کند و گزارشی جامع به شورای حکام ارائه دهد. این گزارش می‌تواند کشورهای اروپایی عضو شورا را نیز از وضعیت دقیق سایت‌های هسته‌ای ما مطلع کند. اما از نظر امنیتی، ما این اقدام را به صلاح نمی‌دانیم.

ایستادن در نقطه صفر هزینه‌زا است

این استاد دانشگاه ادامه داد: در حال حاضر وارد مرحله‌ای بسیار پیچیده‌تری شده‌ایم؛ از جهات روابط با اروپا و موضوع اسنپ‌بک و همچنین در قبال ایالات متحده. واقعاً ما در معرض فشار از چهار نقظه، یعنی آمریکا، اروپا، اسرائیل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هستیم و باید کوشش کنیم تا از طریق آژانس، سطح تنش و فشارهای موجود را کاهش دهیم. سیاست همواره امری سیال است و با زمان دستخوش تغییر می‌شود. سیاستمداری که بخواهد به تمام گفته‌های گذشته خود پایبند بماند، موفق نخواهد بود. ما نمی‌توانیم در نقطه صفر باقی بمانیم و انتظار تحول داشته باشیم. باید در استراتژی‌های تعیین‌شده خود بازنگری کنیم و کاهش انتظارات‌مان را در نظر بگیریم.

بیگدلی بر ضرورت برخی تغییرات در سیاست خارجی ایران تأکید کرد: باید حداقل با اروپایی‌ها به توافقی دست یابیم. اگر چنین توافقی محقق نشود، ممکن است وضعیت به‌گونه‌ای پیش رود که نیاز به آمادگی برای یک حمله نظامی پیدا کنیم. بدون حل‌وفصل اختلافات با اروپا در مورد اسنپ‌بک، نمی‌توان هیچ‌گونه مذاکره‌ای با امریکا انجام داد.

اعتمادسازی در سیاست به معنای واقعی وجود ندارد

این تحلیل‌گر سیاست خارجی همچنین درباره قابلیت اجرایی شروط ایران توضیح داد: ما به صراحت گفته‌ایم که ایالات متحده باید تضمین دهد که به ایران حمله نخواهد کرد و نوعی اعتمادسازی باید صورت گیرد. با این حال، در علم سیاست حقیقی مفهوم اعتمادسازی در معنای مطلق وجود ندارد؛ کشورها به طور طبیعی نسبت به یکدیگر بی‌اعتماد هستند، اما همین بی‌اعتمادی عاملی برای امضای توافقات است. اگر مکانیسم اسنپ‌بک فعال شود، شرایط به مراتب سخت‌تر خواهد شد، تمام تحریم‌ها به حالت اولیه برمی‌گردند و مسأله به شورای امنیت کشیده می‌شود و ممکن است ما در زیر فصل هفتم منشور قرار بگیریم. همچنین، لازم است در نشست‌های با بازیگران مختلف در این پرونده ابتکارهایی از خود بروز دهیم و وضعیت پرونده هسته‌ای را از شرایط محدود فعلی خارج کنیم.

ایران باید در مذاکرات با اروپا طرح جدیدی تعریف کند

بیگدلی در ادامه در پاسخ به این سوال که با توجه به محدودیت زمانی، آیا فرصت ۶ ماهه که رسانه‌های غربی به‌عنوان پیشنهاد اروپا برای تعلیق‌فعال‌سازی اسنپ‌بک مطرح کرده‌اند می‌تواند راهگشا باشد، تصریح کرد: این می‌تواند به‌عنوان روزنه‌ای برای گشایش عمل کند، مشروط بر اینکه ما نیز هنگام مذاکره فاصله بگیریم از دیپلماسی دستوری. اگر این شش ماه را به فرصت تحولی در نظر بگیریم، باید اقداماتی تازه و متفاوت در پیش بگیریم. لازم است در یک ساختار سیاسی جدید وارد شویم تا بتوانیم تنش‌های فعلی را کاهش دهیم و مشکلات موجود را حل کنیم.

وی اضافه کرد: در واقع ما با اروپایی‌ها نوعی اختلاف فنی داریم و با آمریکایی‌ها نوعی اضطراب امنیتی؛ دو مشکلی که هم‌اکنون به قوت خود باقی است. باوجود اینکه اروپایی‌ها نسبت به آمریکا انعطاف‌پذیرتر هستند، آمریکا به شدت تحت تأثیر لابی‌های یهودی قرار دارد. پشت پرده، آمریکا و اسرائیل در حال تحریک اروپا به‌طور پنهانی هستند. بسیاری از سناتورهای آمریکایی نیز بر اروپا فشار می‌آورند تا به فعال‌سازی مکانیسم اسنپ بک بپردازند. در چنین شرایطی، ما همچنان با برخی حاشیه‌ها در سیاسی داخلی و خارجی مواجه هستیم، اما باید بپذیریم که سیاست، امری وابسته به زمان و مکان است. اکنون ایران نیازمند تمسک بیشتر به سیاستی عقلانی و منعطف است.

حوزه سیاست خارجی ایران از کمبود ابتکارات رنج می‌برد

این استاد دانشگاه در خاتمه اظهار کرد: یکی از انتقادات به سیاست خارجی کنونی، فقدان ابتکار عمل و سناریوهای متنوع است. به‌نظر من، بهترین ابتکار در این شرایط، کاهش تنش‌های ناشی از وضعیت موجود نسبت به آقای گروسی، مدیرکل آژانس است. در حال حاضر هیچ کدام از طرفین به دیدار یکدیگر نمی‌روند و ایران نیز بنا به برخی مواضع خود آماده پذیرایی از او نیست. اکنون معاون رافائل گروسی با تیم کارشناسی که خود معرفی کرده، قرار است به ایران سفر کند. امیدواریم ایران با این سفر موافقت کند تا آن‌ها بتوانند از نزدیک با وضعیت پیش‌آمده برای تأسیسات هسته‌ای ایران به‌دلیل تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا آشنا شوند. ایران می‌تواند در بازه زمانی معقول و با رعایت دقت‌های امنیتی و ایمنی در حوزه هسته‌ای، امکان بازگشت بازرسان آژانس را فراهم کند تا این کارشناسان گزارشی قابل قبول از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران تهیه کنند. چنین گزارشی می‌تواند به کاهش سطح تنش میان ایران و اروپا و ایالات متحده کمک کند و دریچه‌هایی تازه برای مذاکرات جدید باز شود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا