کشتن فرزند معتاد توسط پدر

در اوایل سال ۱۴۰۳، گزارشی مبنی بر وقوع یک درگیری خونین به نیروی انتظامی گزارش شد. بهدنبال این حادثه، مأموران به محل وقوع درگیری، که یک خانه در جنوب تهران بود، اعزام شدند. بررسیهای اولیه نشان میداد که ماجرا میان پدر و پسر جوانی بوده و در پی آن، پسر خانواده به واسطه ضربات متعدد چاقو جان خود را از دست داده است.
پس از دستگیری مرد میانسال، تحقیقات لازم انجام و پرونده برای بررسی به شعبه ۸ دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
جریان دادگاه چگونه بود؟
جلسه محاکمه با حضور مادر مقتول آغاز شد. وی به جایگاه مراجعه کرده و گفت: «همسرم هرگز نیت کشتن پسرمان را نداشت. او به خاطر اعتیادیش، مدتی بود که ما را تحت فشار قرار داده بود و در روز حادثه قصد داشت با چاقو به من آسیب بزند که همسرم مانع او شد و متأسفانه پسرم کشته شد. از این رو من رضایت کامل خود را اعلام میکنم.»
سپس متهم به جایگاه رفت و با تأیید اظهارات همسرش تصریح کرد: «هیچ پدری نمیخواهد حتی کمترین آسیبی به فرزندش برسد. در روز حادثه، بهصورت ناخواسته باعث مرگ پسرم شدم. او ابتدا با مادرش مشاجره کرد و سپس با چاقو به سمت او حملهور شد. همسرم در حال فرار بود که من به آنها رسیدم و لگدی به پسرم زدم و او به زمین افتاد. من چاقو را از دستش گرفتم تا بروم که این بار او به من حمله کرد. وقتی برگشتم تا از خودم دفاع کنم، در حین گلاویز شدن، چاقو به او آسیب رساند. باور کنید اصلاً نمیدانستم چه کاری انجام میدهم.»
با پایان این جلسه، قضات متهم را از اتهام قتل عمد تبرئه کرده و پرونده را برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم به شعبه ۵ دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال کردند.
محاکمه پدر از جنبه عمومی جرم
در این جلسه، متهم بار دیگر احساس ندامت و پشیمانی نسبت به فوت پسرش ابراز داشت.
قاضی از متهم پرسید: بر اساس گزارش پزشکی قانونی، شما ۵ ضربه چاقو به پسرتان وارد کردهاید، در حالی که شما در اظهاراتتان فقط به دو ضربه اشاره میکنید.
متهم پاسخ داد: در حین درگیری، من تنها قصد داشتم مانع از آسیب چاقو به او شوم، اما بهطور ناخواسته این اتفاق افتاد. نمیدانم چند ضربه و به کدام نقاط بدن او اصابت کرده، چرا که درگیری خیلی سریع پیش آمد. در حال حاضر نیز ابراز تأسف میکنم.
پس از پایان جلسه، قضات برای صدور رأی به شور رفتند.



