آیا محاصره زمینی ایران توسط آمریکا خیالی بیش نیست؟ واشنگتن در انتظار تسلیم اقتصادی ایران است

طبق گزارشی از خبرآنلاین، روزنامه همشهری اشاره کرده که محاصره دریایی از تاریخ 24 تیر آغاز شده و محاصره هوایی نیز از اول مهرماه در فضای ایران به مرحله اجرا درآمد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده اخیراً اعلام نموده که این کشور در همکاری با پاکستان و ترکیه در تلاش است که تمامی راههای زمینی ایران را قطع کند؛ وی کشورهایی را به عنوان مقصد انتخاب کرده که در زمان جنگ، بیشترین تبادلات زمینی را با ایران داشتهاند. این در حالی است که استراتژی “سیاست خارجی؛ اول از همسایه” از سال 1400 و پیگیری تکمیل کریدورهای تجاری که قرار بود عبور از ایران را تسهیل کند، احتمالاً با پیشبینی این روزهای “ایران درگیر جنگ” و طراحی معابر جایگزین تدوین و دنبال شده است.
افزایش شدت محاصره پس از آن انجام میشود که ایالات متحده به اهداف کلیدی خود در اقدامات قبلی نائل نشد. اسکات بسنت در تاریخ 5 مهرماه پیشبینی کرد که ایران در مدت دو هفته آینده نفتی در دریاها نخواهد داشت که در مقابل آن چیزی دریافت کند. او انتظار داشت که ایران به زانو درآید و با گذشت این مهلت و تأثیر نداشتن چنین اقدامی، دولت آمریکا در توهمی جدید، محاصره زمینی ایران را در دستور کار قرار داد.
محورها و کریدورهای دسترسی
ایران به طور معمول در سالهای اخیر از 6 محور برای ارتباط با کشورهای اطراف خود بهرهبرداری کرده است. بعضی از این محورها مانند کریدور شمال-جنوب دارای رسمیت هستند و برخی دیگر به عنوان راههای دسترسی و ترانزیتی شناخته میشوند:
مسیر ترکیه و اروپا
مسیر عراق و غرب
مسیر پاکستان و شرق
مسیر افغانستان و اتصال به چابهار
کریدور شمال-جنوب به روسیه از طریق آذربایجان
ترکمنستان و قزاقستان به آسیای مرکزی، روسیه و چین
ترکیه؛ شریکی که از قطع ارتباط متضرر میشود
ایران و ترکیه تقریباً ۵۳۴ کیلومتر مرز زمینی مشترک دارند که کنترل کامل بر روی تمامی مسیرهای آن به سادگی امکانپذیر نیست.
بازرگان–گوربولاک، رازی–کاپیکوی و سرو–اسندره، 3 مسیر اصلی در تجارت و جابهجایی زمینی این دو کشور محسوب میشوند.
حجم تبادل تجاری دو جانبه در سال ۲۰۲۵ حدود ۵/۵ میلیارد دلار برآورده شده؛ متوقفسازی این روابط برای بازرگانان و بخشهای مختلف اقتصادی هر دو کشور ایجاد خسارت خواهد کرد.
از آنجا که ایران و ترکیه بخشی از مسیرهای ارتباطی آسیا و اروپا را تشکیل میدهند، اختلالات در این مسیرها تأثیر مستقیمی بر زنجیرههای حملونقل و تأمین کالا خواهد گذاشت.
وزارت تجارت ترکیه همچنین در دوران جنگ تحمیلی سوم اعلام نمود که با وجود متوقف شدن تردد روزانه مسافران، عبور محمولههای تجاری از هر سه مرز ادامه دارد.
پاکستان؛ مرزهایی فراتر از یک گذرگاه
پاکستان از طریق گذرگاههای میرجاوه-تفتان، گبد-ریمدان و مند-پیشین، با ایران مبادلات تجاری دارد. گذرگاه کوهک-چدگی نیز در فهرست تجارت مرزی این دو کشور قرار دارد. موقعیت گبد به لحاظ نزدیکی به گوادر پاکستان و چابهار ایران، این مسیر را به لحاظ تجارت و اتصال بندری از اهمیت خاصی برخوردار میکند.
اگرچه حجم تجارت در مسیرهای زمینی پاکستان به نسبت کمتر از تجارت دریایی است و نمیتواند جایگزین کامل واردات ایران شود، اما ارزش آن بیشتر در تنوعبخشی به راههای ورود کالا و حفظ بخشی از مبادلات تجاری در زمان فشار اقتصادی میباشد.
در ماههای اخیر، اسلامآباد بر تقویت روابط اقتصادی با ایران تأکید کرده و دو کشور در زمینه گسترش تجارت مرزی، تجارت تهاتری و همکاریهای حملونقلی به بحث و گفتگو پرداختهاند.
در نشست تجاری مردادماه، دو کشور هدف بلندپروازانه رساندن حجم تجارت سالانه به ۱۰ میلیارد دلار را مطرح کردند؛ همچنین سفرهای متعددی از مقامات پاکستانی و ایرانی گواهی بر تداوم تبادلات تجاری زمینی است.
در تیرماه، مقامهای دو کشور در خصوص بهبود زیرساختهای ریلی پاکستان، تسهیل در ترخیص محمولهها و احیای خط آهن اسلامآباد-تهران-استانبول مذاکراتی انجام دادند. این همکاریها نشان میدهد که اسلامآباد تجارت با ایران را بخشی از استراتژی اتصال منطقهای خود میبیند.
عراق؛ مسیر غربی هنوز فعال است
عراق از جمله بازارهای با اهمیت برای صادرات ایران و یکی از محورهای کلیدی در تجارت این دو کشور به شمار میآید.
وجود مرزهای مشترک و شبکهای از گذرگاههایی مثل مهران، باشماق، خسروی و سومار، زمینه ادامه مبادله را مهیا میسازد، هرچند که مشکلات امنیتی و اداری ممکن است به کاهش سرعت عبور محمولهها منجر شود. طبق گزارشی که در تاریخ 25 شهریور منتشر شد، اکثر گذرگاههای تجاری ایران و عراق دوباره به حالت فعالیت درآمدهاند.
دبیرکل اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق، جهانبخش سنجابی شیرازی، اعلام کرد که گذرگاه سومار بهطور روزانه حدود ۳۰۰ کامیون را جابهجا میکند و در همین راستا، بیش از ۴۰ هزار کامیون صادراتی ایران نیز از مهران عبور کردهاند. این آمار مربوط به بازه زمانی بین ابتدای فروردین و 21 شهریور میباشد.
چابهار و افغانستان؛ مسیری برای دسترسی به دریا
در مهرماه گزارشی منتشر شد که نشان میدهد بیش از ۱۱۰ هکتار زمین در بندر چابهار با هدف فعالیتهای اقتصادی افغانستان به آن اختصاص یافته است. این اقدام بخشی از تلاشهای ایران برای توسعه تجارت افغانستان از طریق بندری در خاک خود به شمار میرود.
اما نباید این خبر را به معنای واگذاری کنترل بندر به افغانستان یا ایجاد مسیری عمدتاً به سمت واردات کالا به ایران تفسیر کرد. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و چابهار به آن امکان دسترسی به حملونقل دریایی و بازارهای جهانی را فراهم میآورد.
این همکاری برای ایران نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا ارتباط تجاری با افغانستان و بهرهبرداری از ظرفیتهای حملونقل در شرق کشور را تقویت میکند.
کریدور شمال-جنوب؛ از هند تا روسیه
کریدور بینالمللی شمال-جنوب، هند و بنادر خلیجفارس را از طریق ایران و مناطق قفقاز و دریای خزر به روسیه و شمال اروپا متصل میکند. این شبکه میتواند وابستگی ایران به مسیرهای جنوبی را کاهش دهد.
بخش ریلی این کریدور در آذربایجان طولی حدود ۵۱۱ کیلومتر دارد. توسعه ارتباط ریلی ایران با آذربایجان و روسیه میتواند تسهیلکننده انتقال محمولهها باشد.
قزاقستان نیز در این کریدور نقشآفرین است. آمارهای رسمی این کشور نشان میدهد که حجم تجارت دو جانبه با ایران در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۳۰ میلیون دلار رسیده و حمل بار در کریدور شمال-جنوب افزایش یافته است. این ارقام مؤید فعالیت این مسیر هستند.
ترکمنستان و ارمنستان؛ پشتیبانهای مکمل
ترکمنستان به دلیل هممرزی با ایران و موقعیتش در مسیرهای آسیا مرکزی میتواند در جابهجایی کالا از قزاقستان و دیگر کشورهای همجواری نقش مؤثری ایفا کند. توسعه این مسیرها میتواند پیوند ایران را با شبکههای ترانزیتی شمال و شرق گسترش دهد. هرچند، نباید مقادیر کلی ترانزیت ترکمنستان را با حجم بار عبوری از ایران اشتباه گرفت.
ارمنستان نیز به عنوان یک مسیر مکمل در شمال غرب ایران به حساب میآید. طبق آمار وزارت امور خارجه ارمنستان، تجارت بین دو کشور در سال ۲۰۲۵ به حدود ۷۶۸ میلیون دلار رسید. مبادلات انرژی شامل گاز و برق نیز بخشی از همکاریهای دوجانبه این دو کشور محسوب میشود. این مسیرها میتوانند بخشی از فشار بر روی شبکه حملونقل ایران را کاهش دهند.
17302



