آمریکا نه تنها تحریمهای جدیدی اعمال میکند بلکه راههای دور زدن آنها را نیز مسدود میسازد / تا چه زمانی باید در انتظار تحریم بعدی باشیم؟

روزنامه قدس به تازگی اعلام کرده است که وزارت خزانهداری ایالات متحده آمریکا در آخرین دور تحریمهای خود، به بخشهای راهآهن و حمل و نقل جادهای ایران حمله کرده و علاوه بر شرکتهای داخلی، شرکتهای خارجی که تأمینکننده تجهیزات و خدمات در امارات، ترکیه، اندونزی و سایر کشورها هستند، نیز در لیست تحریمها قرار گرفتهاند. واشنگتن به صراحت اعلام کرده که هدف این اقدام، قطع شبکههای تأمین و تدارکات به منظور جلوگیری از «دور زدن تحریمها» میباشد.
این تحریمها نه تنها به هدف آسیب زدن به سیستم حمل و نقل ریلی و جادهای کشور متمرکز شدهاند، بلکه به طور ویژه به شناسایی و مسدود کردن مسیرهایی پرداخته میشود که ممکن است به عنوان راههای فرار از تحریمهای قبلی عمل کنند. چرا که با وجود محاصره دریایی و محدودیتهای موجود در خطوط هوایی، استفاده از روشهای زمینی و کریدورهای اطراف بیش از پیش دارای اهمیت میشود. نظام تحریم هوشمندانهای که به این زنجیره مینگرد، هر حلقه جدیدی که به عنوان فرار شناسایی شود، به هدف بعدی تحریم تبدیل خواهد کرد.
در این فرایند احتمال دارد که مسیرها به طور کامل مسدود نشوند و گزینههایی برای پذیرش وضعیت موجود و عادیسازی در نظر گرفته شود؛ اما اگر این مسیرها هم در معرض تحریم مجدد قرار بگیرند، عملاً فقط زمان و هزینههای مربوط به محاصره تغییر یافته است.
میتوان اظهار داشت که هر تحریمی قابلیت دور زدن را دارد، اما هر روش دور زدن نیز ممکن است قابلیت شناسایی و تحریم مجدد را داشته باشد. در چنین فضایی یکی از اشتباهات استراتژیک در مواجهه با تحریمها این است که تنها به فکر یافتن مسیرهای جایگزین باشیم. زیرا با پذیرش قاعده تحریم و اقداماتی که از طرف دشمن صورت میگیرد، خود را در چرخهای گرفتار خواهیم کرد که با بسته شدن یک به یک مسیرهای جایگزین، گزینههای موجود به تدریج محدود و پرهزینهتر میشود. همچنین، تحریمهای ایالات متحده آمریکاییها سالهاست که فقط به مقصد ایران معطوف نیستند، بلکه هدف اصلی آنها بیاثر ساختن شبکههایی است که دور زدن تحریمها را ممکن میسازند و شامل واسطهها، تأمینکنندگان، بانکهای عامل، شرکتهای حملونقل و حتی طرفهای معامله در کشورهای ثالث میشود. این تحریمها بر خلاف یک ساختار ثابت، شبکهای متحرک هستند که خود را با مسیرهای جدید تنظیم میکنند. با این حال، با کنار هم گذاشتن ترتیب جدید تحریمها میتوان تصوری بزرگتر ایجاد کرد؛ دسترسیهای مالی، دریایی، هوایی، زمینی و ریلی و… و همچنین حق دسترسی به قطعات، فناوری، بیمه، خدمات و شبکههای واسطه، به تصویر یک محاصره چندلایه منجر میشود که جنگ را از جغرافیای نظامی به دنیای دسترسیها منتقل کرده است.
در نتیجه، تحریمها به شکل یک محاصره اقتصادی استراتژیک درآمدهاند که به طور ویژه به زیرساختهای ارتباطی جامعه و قابلیتهای آن برای بقا آسیب میزنند. این میدان جنگ وسیع که تنها در تقاطع نیروهای نظامی قابل تعریف نیست، آتش خود را در بسیاری از بخشهای اقتصادی نمایان میسازد؛ از جمله نفتکشی که قادر به دریافت بیمه نیست، بندر امنی که نمیتواند به شناورهای خاصی خدمات ارائه دهد، هواپیمای آماده پرواز که فرودگاهی برای پذیرایی از آن وجود ندارد، یا کارخانهای که به واسطه کمبود یک قطعه وارداتی نمیتواند فرآیند تولید خود را به اتمام برساند.
این شبکه تحریمها در حال ایجاد دیوارهای محاصره است و در چنین شرایطی نباید منتظر تحریم بعدی بمانیم و به دنبال راههای دور زدن آنها بگردیم. برای شکستن محاصره باید معادله تغییر کند و نباید اجازه داد که تنگتر شدن فضای محاصره، اوضاع را برای ما دشوارتر سازد.
17302



