تحلیل و بررسی یک سقوط!

تعدادی از این آثار دارای داستانی شگفت‌انگیز و موضوعاتی قابل توجه هستند و ساختاری نسبتاً استاندارد دارند که در شرایطی با ثبات اجتماعی و اقتصادی می‌توانند شانس نسبی برای جلب توجه مخاطب داشته باشند؛ به عنوان مثال، آثاری نظیر «بهشت تبهکاری». با این وجود، حتی وجود مؤلفه‌های استاندارد در ساختار، بدون فراهم کردن شرایط و بستر مناسب برای اکران، نمی‌تواند به تنهایی مسئولیت فروش گیشه را به دوش بکشد.

در زمانی که تورم، بحران‌های منطقه‌ای و فشارهای طاقت‌فرسای معیشتی سایه افکنده‌اند، رفتن به سینما برای خانواده‌ها عملاً از فهرست اولویت‌ها حذف می‌شود. در این اوضاع، مخاطبی که از مشکلات عینی خسته شده، دیگر تمایلی ندارد برای تماشای قصه‌های معمولی و گرفته روزمره، نظیر فیلم «نیمه‌شب»، هزینه‌ای صرف کند و بار دیگر بر خستگی‌های روحی‌اش بیفزاید.

این فرار از سینما تنها به تماشاگران عام محدود نمی‌شود؛ حتی بخشی از تماشاگرانی که با مفاهیم و ارزش‌های فکری این آثار ارتباط برقرار می‌کنند، هنگامی که با هدف فرار از روزمرگی و تمدید اعصاب خانوادگی به سینما می‌روند، ترجیح می‌دهند فیلمی شاداب و امیدوارکننده تماشا کنند، نه اثرهایی که تنها بار اندوه، تلخی و مرثیه‌سرایی بیشتری بر دوش آنها بگذارد؛ مانند فیلم «سرزمین فرشته‌ها».

اما فراتر از نقاط قوت یا ضعف سازنده این فیلم‌ها، یک سؤال راهبردی و بی‌پاسخ باقی می‌ماند: چرا این آثار حتی در جذب و سازماندهی بدنه وفادار و هم‌فکر خود نیز موفق نشده‌اند؟

در روزهایی که تجمعات متنوع و باورنکردنی برگزار می‌شود، جالب اینجاست که حتی یک سخنران یا چهره فرهنگی ـ سیاسی وجود ندارد که حاضرین را به تماشای این آثار ترغیب کند یا حداقل طرحی هدفمند برای اهدای بلیت و سازماندهی تفریح جمعی این خانواده‌ها ارائه دهد!

پارادوکس ماجرا در آن است که درست در همین زمان، برخی سخنوران پر ادعا و رسانه‌های رسمی به شدت علیه جامعه هنری، کارگردانان و بازیگران انتقاد کردند و ادبیات طرد و حذف را در پیش گرفتند که این خود نتیجه مستقیم‌اش ایجاد دافعه، دلسردی و حتی شکاف فکری در میان همراهان و علاقه‌مندان به این حرکت فرهنگی شد.

کاملاً واضح است که چرخه تولید سازمان‌یافته در ایران از درک ابتدایی‌ترین اصول زنجیره پخش، پژوهش‌های مخاطب، بازاریابی و هم‌افزایی تبلیغاتی ناتوان است؛ این ناهماهنگی عمیق بین بخش تولید و نظام توزیع و رسانه در نهایت جز اتلاف منابع عمومی و شکست استراتژی‌های کلان چیزی را به همراه نخواهد داشت.

۵۹۵۹

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا