آیفون تاشوی اپل؛ گوشی ۱۹۹۹ دلاری برای چه کسی است؟

اپل با معرفی آیفون دوئو وارد بازاری شد که سال‌ها در اختیار چند رقیب محدود بود؛ اما این ورود با یک پرسش بزرگ همراه است: چه کسی حاضر است برای یک گوشی تاشو حداقل ۱۹۹۹ دلار بپردازد؟ آیفون دوئو در رویداد اخیر اپل با نمایشگری بزرگ‌تر، بدنه‌ای باریک‌تر و مجموعه‌ای از قابلیت‌های نرم‌افزاری معرفی شد. مدیران شرکت روی این ایده تأکید کردند که محصول تازه می‌تواند هم‌زمان نقش تلفن، تبلت کوچک و مرکز شخصی پردازش هوش مصنوعی را ایفا کند. با این حال، جذابیت فنی همیشه به معنای شکل‌گیری یک بازار بزرگ نیست و قیمت این محصول، نخستین مانع جدی برای گسترش آن به شمار می‌آید.

در زمان معرفی، اپل چند سناریوی استفاده را به نمایش گذاشت. اجرای زوم، اسلک و نتفلیکس روی صفحهٔ بازشده نشان می‌داد که این دستگاه برای کار، ارتباط و سرگرمی طراحی شده است. صفحهٔ بزرگ‌تر فضای بیشتری برای دیدن اسناد، ویرایش محتوا و اجرای هم‌زمان چند برنامه فراهم می‌کند؛ ولی بیشتر این کارها پیش‌تر با یک آیفون عادی یا آیپد انجام می‌شد. بنابراین مزیت اصلی دوئو فقط قابلیت‌های تازه نیست، بلکه جمع کردن دو وسیله در یک بدنه است. همین تفاوت، تصمیم خرید را به بودجه، عادت کاربر و میزان علاقهٔ او به تجربهٔ جدید وابسته می‌کند.

جان ترنِس، مدیرعامل جدید اپل، نمایشگر بزرگ را در جایگاهی میان تجربهٔ آیفون و آیپد توصیف کرده است. اپل همچنین می‌خواهد از این فضای بیشتر برای قابلیت‌های هوش مصنوعی استفاده کند؛ قابلیتی که در سال‌های آینده می‌تواند نقش مهمی در مدیریت فایل‌ها، خلاصه‌سازی اطلاعات و اجرای دستیارهای هوشمند داشته باشد. اما در معرفی محصول، مرز میان «مرکز هوش مصنوعی شخصی» و یک گوشی تاشوی گران‌قیمت کاملاً روشن نشد. کاربر باید بداند چه کاری با این محصول ممکن می‌شود که با آیفون پرچم‌دار یا آیپد کوچک به همان شکل انجام نمی‌شود. نبود این توضیح، بخشی از ابهام بازاریابی اپل را بیشتر کرده است.

تحلیلگران بازار می‌گویند اپل برخلاف معرفی آیپد یا اپل واچ، برای آیفون دوئو مخاطب مشخصی تعریف نکرده است. آیپد در زمان عرضه به‌عنوان وسیله‌ای برای رسانه و سرگرمی معرفی شد و مدل‌های پرو بعداً به ابزار حرفه‌ای برای تولیدکنندگان محتوا تبدیل شدند. اپل واچ نیز از یک محصول مد روز به همراهی برای سلامت و ورزش تغییر مسیر داد. در مورد دوئو، پیام شرکت گسترده‌تر است: کار، بازی، فیلم، تولید محتوا و هوش مصنوعی. این گستردگی ممکن است انعطاف محصول را نشان دهد، اما هم‌زمان باعث می‌شود هیچ گروهی احساس نکند محصول دقیقاً برای نیازهای او ساخته شده است.

قیمت، عامل تعیین‌کنندهٔ بعدی است. مدل پایه با قیمت ۱۹۹۹ دلار در آمریکا عرضه می‌شود و نسخه‌ای با بیشترین ظرفیت ذخیره‌سازی تا ۳۱۹۹ دلار قیمت دارد. چنین فاصله‌ای با گوشی‌های معمولی، محصول را از انتخابی روزمره به خریدی لوکس تبدیل می‌کند. هزینهٔ بالاتر فقط به نمایشگر مربوط نیست؛ لولا، طراحی بدنه، آزمایش دوام و تولید پنل تاشو نیز هزینه‌های بالایی دارند. با این حال، کاربر نهایی به ساختار هزینه نگاه نمی‌کند و می‌پرسد آیا استفادهٔ روزانه از صفحهٔ بزرگ‌تر ارزش پرداخت هزاران دلار اضافه را دارد یا نه. پاسخ این سؤال برای هر مشتری متفاوت است.

بازار گوشی‌های تاشو نیز هنوز به اندازهٔ بازار تلفن‌های عادی گسترده نشده است. برآورد IDC نشان می‌دهد این محصولات در سال ۲۰۲۶ کمتر از سه درصد بازار جهانی تلفن هوشمند را تشکیل می‌دهند و انتظار نمی‌رود سهم آن‌ها در سال ۲۰۲۷ جهش بزرگی داشته باشد. این عدد نشان می‌دهد حتی ورود اپل هم نمی‌تواند به‌تنهایی محدودیت‌های قیمت، دوام و عادت کاربران را از میان بردارد. گوشی تاشو برای برخی افراد بهره‌وری بیشتری دارد، اما برای بسیاری دیگر وزن، ضخامت، نگرانی دربارهٔ آسیب صفحه و قیمت، مزیت نمایشگر بزرگ را خنثی می‌کند.

با وجود این محدودیت‌ها، نام اپل می‌تواند در ماه‌های نخست تقاضای قابل توجهی ایجاد کند. برآورد Counterpoint از فروش نزدیک به شش میلیون دستگاه تا پایان سال، بر پایهٔ تقاضای انباشتهٔ کاربران آیفون و جذابیت برند است. اگر این پیش‌بینی محقق شود، اپل می‌تواند حدود یک‌چهارم بازار جهانی گوشی‌های تاشو را در مدت کوتاهی به دست آورد. این موفقیت لزوماً به معنای عمومی شدن محصول نیست؛ ممکن است خریداران اولیه بیشتر علاقه‌مندان فناوری، کاربران پردرآمد و صاحبان کسب‌وکار باشند که قیمت را هزینهٔ آزمایش نسل جدید می‌دانند.

رقابت با سامسونگ نیز از همین‌جا آغاز می‌شود. سامسونگ از سال ۲۰۱۹ در بازار تاشو حضور دارد و با وجود مشکلات اولیه، سهمی نزدیک به ۴۰ درصد در اختیار گرفته است. این شرکت تجربهٔ بیشتری در تولید لولا، بهینه‌سازی نرم‌افزار و طراحی شکل‌های مختلف بدنه دارد. سامسونگ در واکنش به محصول اپل، روی طراحی پاسپورتی و قابلیت حمل‌پذیری تأکید کرده و در تبلیغات خود به سابقهٔ حضورش در این بازار اشاره کرده است. اپل اما مزیت دیگری دارد: اکوسیستم یکپارچه، فروشگاه نرم‌افزار، خدمات ابری و گروه بزرگی از مشتریان وفادار که می‌تواند راه‌اندازی یک دستهٔ محصول را آسان‌تر کند.

دوربین، نرم‌افزار و کیفیت لولا در تصمیم خریداران اهمیت زیادی خواهد داشت. کاربران یک گوشی تاشو انتظار دارند باز و بسته کردن روزانه، هزاران بار بدون ایجاد خط یا افت کیفیت انجام شود. آن‌ها همچنین می‌خواهند برنامه‌ها در حالت باز، چیدمان مناسب داشته باشند و انتقال میان نمایشگر بیرونی و داخلی بدون تأخیر انجام شود. اگر اپل بتواند تجربهٔ نرم‌افزاری را از رقبا بهتر کند، بخشی از قیمت بالاتر توجیه خواهد شد. اما اگر برنامه‌ها فقط تصویر کشیده‌شده‌ای از نسخهٔ معمولی باشند، نمایشگر بزرگ ممکن است به یک ویژگی نمایشی تبدیل شود.

هوش مصنوعی می‌تواند مسیر آیندهٔ دوئو را مشخص کند. اپل تلاش دارد بخشی از پردازش را روی خود دستگاه و بخشی را از راه سرویس‌های ابری انجام دهد تا پاسخ‌ها سریع‌تر و داده‌های شخصی کنترل‌شده‌تر بمانند. صفحهٔ بزرگ، مرور پاسخ‌ها، اصلاح متن، مقایسهٔ اسناد و مدیریت چند کار را آسان‌تر می‌کند. با این حال، ارزش واقعی این قابلیت‌ها به نرم‌افزارهایی بستگی دارد که توسعه‌دهندگان بیرون از اپل می‌سازند. اگر برنامه‌های حرفه‌ای از حالت تاشو استفاده نکنند، کاربران بعد از مدتی فقط یک گوشی گران‌تر با صفحهٔ بزرگ‌تر خواهند داشت.

تجربهٔ ویژن پرو برای اپل یک هشدار مهم است. آن محصول از نظر فناوری تحسین شد، اما قیمت بالا و نبود کاربرد روزمرهٔ روشن، فروش آن را به بازار محدودی محدود کرد. آیفون دوئو در موقعیت بهتری قرار دارد، زیرا تلفن همراه وسیله‌ای ضروری است و کاربر مجبور نیست یک دستگاه کاملاً تازه را به زندگی خود اضافه کند. با این حال، قیمت دوئو به محدوده‌ای نزدیک می‌شود که بعضی مشتریان می‌توانند با آن یک آیفون معمولی و یک آیپد بخرند. این مقایسه احتمالاً در تصمیم خرید نقش مهمی خواهد داشت.

در کوتاه‌مدت، اپل می‌تواند از سه مسیر رشد کند: افزایش تولید، توسعهٔ نرم‌افزارهای اختصاصی و کاهش قیمت در نسل‌های بعد. اگر تقاضا بالا باشد، هزینهٔ پنل و لولا با افزایش تولید پایین می‌آید. اپل نیز می‌تواند در نسل بعد بدنهٔ سبک‌تر یا ظرفیت‌های متفاوت ارائه کند. مسیر دوم، ساخت ابزارهایی است که واقعاً در صفحهٔ بزرگ بهتر کار کنند؛ از ویرایش ویدئو تا مدیریت پروژه و بازی. اگر کاربران دلیل کاربردی و تکرارشونده‌ای برای باز کردن گوشی داشته باشند، محصول از یک کالای لوکس به ابزار کار تبدیل می‌شود.

در نهایت، آیفون دوئو بیش از آنکه فقط یک گوشی تازه باشد، آزمونی برای قدرت اپل در ساختن یک دستهٔ محصول جدید است. برند اپل می‌تواند توجه جهانی را به گوشی‌های تاشو برگرداند، اما برای ادامهٔ این موج، تعریف مخاطب و کاربرد اصلی ضروری است. فروش اولیه احتمالاً به‌دلیل کنجکاوی و وفاداری زیاد خواهد بود؛ سنجش واقعی زمانی آغاز می‌شود که هیجان معرفی کاهش یابد و مشتریان عادی بخواهند قیمت را با استفادهٔ روزمره مقایسه کنند. موفقیت دوئو در این مرحله به دوام، نرم‌افزار و توضیح روشن ارزش محصول وابسته است.

منبع: Reuters

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا