اپل چطور تحت مدیریت تیم کوک تغییر کرد

جابز کلید رهبری اپل را به مردی سپرد که تقریباً هیچ شباهتی به خودش نداشت و شش هفته بعد، در ۵۶ سالگی درگذشت.

تیم کوک اما وارث شرکتی شد که روند روبه‌رشد و روشنی داشت. آیفون در سال مالی ۲۰۱۱ رشد ۸۱ درصدی را تجربه کرد و به درآمد ۴۷ میلیارددلاری رسید. آیپد نیز تنها یک سال پس از معرفی ۳۲ میلیون دستگاه فروخته بود و با سرعت کاربران بیشتری را مسحور خود می‌کرد.

مدیرعامل جدید نقش ناجی شرکتی در حال مرگ را ایفا نمی‌کرد. او باید به همه‌ی نگاه‌های پارانوئیدی که تک‌تک کلمات و حرکاتش را زیر نظر داشتند، نشان می‌داد که موفقیت‌های اپل ادامه دارند.

کوک به جای خلق محصولات شگفت‌انگیز، نظم و پایداری را به اپل آورد.

کوک می‌دانست که با تقلید از جابز راه به جایی نمی‌برد. اگر تلاش می‌کرد شبیه او رفتار کند، بیشتر به همه یادآوری می‌کرد که جابز نیست. پس باید راه متفاوتی برای پیشرفت شرکت می‌یافت، راهی متناسب با مهارت‌های خاص خودش.

و البته توانایی‌های کوک سال‌ها پیش از مدیرعاملی‌اش آشکار شده بودند. کوک در سال ۱۹۹۸، زمانی که اپل هنوز برای بقا می‌جنگید، مدیریت عملیات را بر عهده گرفت. انبارهای شرکت پر از محصولاتی بود که فروش نمی‌رفتند و با معرفی نسل بعدی، هر روز ارزش کمتری پیدا می‌کردند.

کوک تعداد تأمین‌کنندگان را کاهش داد، موجودی انبارها را پایین آورد و بخش بزرگی از تولید را به شرکای بیرونی سپرد.

جابز همیشه می‌فهمید مردم چه می‌خواهند، حتی قبل از آنکه خودشان خبر داشته باشند. کار تیم کوک از لحظه‌ی تبدیل ایده به محصولی واقعی آغاز می‌شد تا میلیون‌ها دستگاه یکسان در موعد مقرر، با کیفیتی ثابت، به فروشگاه‌های سراسر جهان برسند. به‌زعم او دستگاهی که در انبار می‌ماند، حکم سرمایه‌ای را داشت که هر روز کم‌ارزش‌تر می‌شد.

پس از مرگ جابز، همین توانایی به روش اداره‌ی اپل تبدیل شد. کوک می‌خواست موفقیت شرکت به شهود، سلیقه و حضور هیچ فردی وابسته نباشد؛ شرکتی که بتواند توانایی نهفته در چند محصول بزرگ را بارها در مقیاسی بسیار وسیع‌تر تکرار کند.

در منطق جدید شرکت طراحی‌ها باید در مقیاس میلیونی تولید می‌شدند، چرخه‌ی عرضه منظم کار می‌کرد و رشد سودآوری تضمین می‌شد. اپل آرام‌آرام از شرکتی که جهان را با غافلگیری‌هایش میخکوب می‌کرد، به امپراتوریِ بی‌رقیبی تبدیل شد که بزرگ‌ترین هنرش، حذف کامل غافلگیری بود.

رویای چینی اپل و کابوس وابستگی زنجیره تأمین

اپل می‌توانست محصولاتش را در کالیفرنیا طراحی کند؛ اما برای تسخیر جهان باید تولید را به جایی می‌برد که خواسته‌های غیرمعمولش را تاب بیاورند.

ماشین تولید بی‌رقیب اپل در چین، در نهایت به بزرگ‌ترین اهرم فشار علیه این شرکت تبدیل شد

هر نسل تازه به قطعات جدید، ماشین‌آلات اختصاصی و خطوط مونتاژی نیاز داشت که گاهی باید ظرف چند هفته تغییر می‌کردند. اگر نرخ فروش فراتر از انتظار بالا می‌رفت تولید هم باید به‌سرعت افزایش می‌یافت. شرکت پاسخ این مسئله را در چین یافت.

اپل صرفاً به دنبال نیروی کار ارزان نمی‌گشت. مهندسان اپل با تأمین‌کنندگان چینی کار می‌کردند، تجهیزات جدیدی وارد خطوط تولید می‌شد و کارگران و متخصصان برای اجرای طراحی‌هایی آموزش می‌دیدند که ساختشان در چنین مقیاسی سابقه نداشت. تیم کوک در چین یکی از کامل‌ترین زنجیره‌های تأمین جهان را توسعه داد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا