آیا این مرد همانند یک تخت بیمارستان و یک پرستار به حقوق فرهنگی این کشور دسترسی دارد؟!/ کامران فانی را به خانه سالمندان برنگردانید

نرگس کیانی: اوایل مهرماه سال ۱۴۰۴، خبر تلخ بودن وضعیت استاد کامران فانی، فهرست‌نویس و کتابشناس برجسته، در یک خانه سالمندانی در کرج، دل دوست‌داران فرهنگ و هنر را در غم فرو برد. بنا به گفته‌های فروزنده اربابی، تنها عضو ایرانی بنیاد بین‌المللی مولانا، این استاد هیچ‌گاه ازدواج نکرده و به تبع آن، فرزندی نیز ندارد. او به این مکان که اربابی آن را «مکانی غیر استاندارد» توصیف کرده، از سوی یکی از خویشاوندان دور خود منتقل شده بود. فروزنده اربابی، همسرش محمد بردبار، مفسر مثنوی معنوی و جانباز جنگ، که از دوستان خوب کامران فانی نیز به شمار می‌آید، تلاش کرد تا در راستای انتقال استاد فانی به بیمارستان سینا اقدام کند. گرچه هماهنگی‌هایی میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت بهداشت صورت گرفته بود و کتابخانه ملی نیز در جریان قرار داشت، اما اربابی به صورت شخصی و با اطلاع عارف خرمشاهی، برای اعزام استاد فانی هزینه کرد.

در نیمه‌های شب جمعه، ۱۸ مهرماه، استاد کامران فانی به بیمارستان سینا منتقل شد و در این زمان، فروزنده اربابی، بدون حضور همسر بیمار، با وجود سپری کردن سن ۶۵ سالگی، ۲۴ ساعت را در کنار فانی در بیمارستان گذرانید. طبق مشاهدات اربابی، استاد فانی به دلیل سوءتغذیه، وزن قابل توجهی را از دست داده بود. اربابی وضعیت تکلم فانی را در آن زمان نامفهوم و شرایط جسمانی‌اش را ناشی از گرسنگی زیاد و بی‌قراری شدید توصیف کرد. به گفته اربابی، در روز سوم بستری شدن کامران فانی در بخش وی‌آی‌پی بیمارستان سینا، اندک نشانه‌های بهبودی نمایان شد. در همین روزها، غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی و دیگر مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دیداری با استاد فانی داشتند اما پس از آن، به گفته اربابی «خداحافظ، یاعلی از تو مدد!» بیان کردند.

گام نادرست نخست: ترخیص زودهنگام

فروزنده اربابی اظهار می‌کند که استاد کامران فانی آرام آرام به مرحله‌ای نزدیک می‌شد که می‌توانست دوباره بخورد و بنوشد و کمی از قدرت گفتار خود را بازیابد. اما گام نادرست نخست، ترخیص زودهنگام او از بیمارستان بود. اربابی به رغم توضیحاتش درباره وضعیت و چگونگی انتقال فانی به خانه سالمندان پس از ترخیص، قادر به تغییر تصمیم پزشک معالج نشد. بنابراین، کامران فانی این بار به خانه سالمندانی در شهرک غرب تهران منتقل گردید. در این برهه، غلامرضا امیرخانی و بهاالدین خرمشاهی دوباره به عیادت کامران فانی آمدند. فروزنده اربابی که به طور مرتب یک روز در میان به دیدار استاد می‌رفت و اقلامی مانند پوشاک و میان‌وعده برای او تهیه می‌کرد، پس از چند روز نکته‌ای را متوجه شد.

گام نادرست دوم: بازگشت به خانه سالمندان، این بار در شهرک غرب تهران

او به تدریج شاهد افت کیفیت جسمانی فانی در مقایسه با روزهای بستری‌اش در بیمارستان شد. گویا فانی دوباره به دوران قبل از بستری شدن در بیمارستان بازگشته بود، به روزهایی که در خانه سالمندان کرج به سر می‌برد و بیشتر اوقاتش را در خواب سپری می‌کرد. این وضعیت تا روز جمعه گذشته، نهم آبان، ادامه داشت تا زمانی که اربابی متوجه شد وضعیت جسمی و روانی فانی به شدت رو به وخامت می‌رود. به همین دلیل، ساعت ۱۴ روز یکشنبه، ۱۱ آبان‌ماه، دوباره به دیدار کامران فانی رفت. اما به محض ورود به اتاق، متوجه عفونت ریوی و افزایش بی‌قراری و تشنج مقطعی او شد. پرسش اربابی از کارکنان خانه سالمندان، آنجا که جواب‌های معین یا حتی متناقضی شنید، وی را در وضعیت عاطفی دشواری قرار داد. فوراً با کارکنان کتابخانه ملی تماس گرفت و وضعیت مطلقاً بحرانی فانی را اعلام و انتقال او به بیمارستان را خواستار شد.

گام نادرست سوم: گذشت ساعت‌ها تا انتقال دوباره به بیمارستان

مدت ۶ ساعت به طول انجامید تا بالاخره به اربابی گفته شود که برای انتقال فانی به نزدیک‌ترین بیمارستان، لازم است خود او با شماره ۱۱۵ تماس بگیرد. هرچند او خاطرنشان کرد که اگرچه حاضر است با هزینه شخصی خود فانی را در پزشکی خصوصی بستری کند، اما به هیچ وجه نمی‌خواهد او را به آمبولانسی بسپارد که ممکن است استاد را به بیمارستان دولتی ببرد. بنابراین، کامران فانی شب دوشنبه، ۱۲ آبان‌ماه را با وجود عفونت ریوی، بی‌قراری و تشنج در خانه سالمندان گذراند. اربابی مجدداً در صبح دوشنبه وضعیت جسمانی فانی را به کتابخانه ملی گزارش داد. سرانجام در روز سه‌شنبه، ۱۳ آبان‌ماه، فانی دوباره به بخش وی‌آی‌پی بیمارستان سینا بستری شد. در این شرایط دشوار، با توجه به مشکلاتی که در بلعیدن غذا داشت، خود اربابی مسئولیت خرید انجی تیوب سیلیکونی برای رساندن غذا و دارو از طریق بینی به معده را به عهده گرفت. روایت اربابی از آن صحنه‌ها، بسیار دردناک و غم‌انگیز است. تلاش پزشکان برای قرار دادن انجی تیوب سیلیکونی برای بیمار ۸۲ ساله‌ای که ۷۲ ساعت از آخرین وعده غذایی‌اش می‌گذشت، نتایج نامطلوبی به بار آورد. سرانجام صبح چهارشنبه، ۱۴ آبان، متخصصی به بالین کامران فانی آمد و موفق به گذاشتن انجی تیوب سیلیکونی شد.

گلایه‌ها و درخواست‌ها

فروزنده اربابی به شدت از ترخیص زودهنگام کامران فانی از بیمارستان سینا در اولین بستری شکایت می‌کند و همچنین اعلام می‌دارد که همه از شرایطی که در پی ترخیص فانی او را به خانه سالمندان می‌برد، آگاه بوده‌اند، اما هیچ اقدام عملی برای تهیه خانه‌ای با پرستاری ۲۴ ساعته برای او انجام نمی‌شود.

او با تأکید بر این نکته که در درجه نخست به عنوان یک شهروند ایرانی و سپس به عنوان یک فعال فرهنگی از مسئولان می‌خواهد که در ترخیص فانی از بیمارستان شتاب نکنند. سوال دردناک او این است که آیا این مرد به اندازه یک تخت بیمارستانی و یک پرستار حق به گردن فرهنگ این کشور ندارد؟! اربابی بارها تأکید می‌کند که کامران فانی باید به بهبودی کامل برسد تا بتواند از بیمارستان مرخص شود. وی همچنین خاطرنشان می‌کند که پس از ترخیص، نیاز به خانه‌ای با پرستاری و معاش معین برای گذران زندگی دارد تا مجدداً به خانه سالمندان برگشت نکند. او با دل‌شکستگی می‌پرسد آیا ما به آن حد به انحطاط اخلاقی و فقر مالی دچار شده‌ایم که اجازه دهیم کامران فانی دوباره به خانه سالمندان منتقل شود؟!

فروزنده اربابی با ذکر نام مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم و محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، درخواست می‌کند تا تدابیری ویژه برای بهبود وضعیت کامران فانی اتخاذ شود. جمله پایانی اربابی از دردناک‌ترین جملاتی است که می‌توان از او شنید: اگر عاقبت کار چنین باشد که پایان کار کامران فانی باشد، بهتر است همگی از هرآنچه مربوط به فرهنگ و هنر است، توبه کنیم.

۵۹۲۴۲

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا