رشد سریع مغز در کودکان ممکن است نشانهای از احتمال افسردگی در دوران نوجوانی باشد

آیا میتوان ابتلای کودکان به افسردگی و اضطراب را سالها قبل از ظهور علائم اولیه پیشبینی کرد؟ یک تحقیق وسیع نشان میدهد که اختلاف در زمان بلوغ نواحی مختلف مغز قادر است تا چهار سال پیشتر، نشانههای آسیبپذیری در برابر این اختلالات را نمایان سازد.
تیم تحقیقاتی دانشگاه آیووا و موسسه پزشکی مس جنرال بریگهام با تحلیل نزدیک به ۳۰ هزار تصویربرداری مغزی، تغییرات رشد مغز را در کودکان با گذشت شش سال بررسی کردند. یافتهها نشان میدهند که سرعت بلوغ بعضی مناطق مغزی، بهویژه آنهایی که مسئول پردازش اطلاعات حسی هستند، با احتمال حس افسردگی و اضطراب در سنین نوجوانی در ارتباط است.
در دوران کودکی و نوجوانی، ناحیهی خارجی مغز به نام قشر مخ به تدریج نازکتر میشود. این تغییرات بخشی از روندی به نام «هرس سیناپسی» هستند که در آن، مغز ارتباطات عصبی غیرضروری را حذف میکند تا به عملکرد مؤثرتر شبکههای عصبی یاری رساند.
طبق گزارش نیچر، محققان با پیگیری رشد مغز کودکان از سن تقریباً ۹ سالگی متوجه شدند که بلوغ مناطق مختلف مغز بهطور یکنواخت انجام نمیشود. نواحی حسی اولیه، مانند قشر بینایی، در حدود ۱۳ سالگی به مراحل بلوغ میرسند، در حالی که مناطق پیشانی که مسئول تمرکز، برنامهریزی و تنظیم احساسات هستند، در حدود ۱۶ سالگی کامل میشوند.
تحلیل اسکنها در کنار ارزیابیهای سلامت روان نشان میدهد کودکانی که در ۹سالگی دارای قشر مخ ضخیمتری در نواحی حسی بودند، بیشتر در معرض بروز علائم افسردگی و اضطراب تا سن ۱۳ سالگی قرار داشتند.
ممکن است ضخامت بیشتر قشر مخ نشانهای از تأخیر در عبور طبیعی بلوغ مغز باشد. جاشوا رافمن، روانپزشک موسسه پزشکی مس جنرال بریگهام و یکی از نویسندگان این تحقیق، اظهار میدارد که برای درک مسائل سلامت روانی باید علاوه بر عملکرد هریک از نواحی مغز، به زمان بلوغ آنها نیز توجه نمود.
در بخش دیگری از این تحقیق، دانشمندان متوجه شدند که نواحی مغزی مرتبط با احتمال افسردگی و اضطراب با شبکههایی از ژنها همپوشانی دارند که از قبل از تولد فعال میشوند.
برخی از زمینههای آسیبپذیری در برابر ناهنجاریهای سلامت روان ممکن است با فرایندهای ژنتیکی که در دوران جنینی فعال بودهاند، در ارتباط باشند
یافتهها نشان میدهند که بستر آسیبپذیری برای برخی ناهنجاریهای سلامت روان میتواند از دوران جنینی شکل بگیرد. با این حال، هنوز روشن نیست که چطور این فرایندهای ژنتیکی بر احتمال بروز اختلالات روانی در نوجوانی تأثیر میگذارند. یکی از احتمالها این است که تأخیر در بلوغ مغز، مسیر انعطافپذیری عصبی را تحت تأثیر قرار داده و سازگاری کودک با محیط را مشکلتر میسازد.
با وجود این یافتههای امیدبخش، پژوهشگران متذکر میشوند که هنوز امکان پیشبینی ابتلای کودکان به افسردگی یا اضطراب از طریق اسکن مغز وجود ندارد. الگوهای شناسایی شده بر پایه بررسی جمعیت قابل توجهی از کودکان بهدست آمده و برای کاربرد در تشخیص بالینی نیاز به تحقیقات بیشتری داریم.
آورام هولمز، متخصص علوم اعصاب از دانشگاه راتگرز که در این تحقیق شرکت نداشته، میگوید این پژوهش یکی از شفافترین تصاویری است که تا به حال از روند رشد قشر مخ از کودکی تا نوجوانی ارائه شده است؛ اما یافتههای آن بهتنهایی برای پیشبینی اختلالات روانی در افراد کافی نیستند.
نتایج این تحقیق که در حال حاضر بهصورت پیشچاپ منتشر شده و هنوز مورد داوری علمی قرار نگرفته است، میتواند به درک هرچه بهتر ارتباط میان رشد مغز و سلامت روان در سالهای نوجوانی کمک کند.



