عامل نامحسوس افزایش تورم در اقتصاد ایران / «نفت دیگر متعلق به ملت نیست، حتی در دست دولت هم نیست» / اقتصاد ایران به سمت چپ هدایت شده است

امیرعباس آذرموند: در قسمت ابتدایی گفتوگو با همت قلیزاده، تحلیلگر بازار انرژی، موضوعی را که او «کودتای نفتی ۱۳۸۶» مینامد، مورد بررسی قرار گرفت. قلیزاده بیان کرد که با اقدامات دولت نهم، قیمت نفت پالایشگاهها و پتروشیمیها بر اساس نرخهای جهانی تعیین شد و این اقدام باعث شد تا شدت تورم در کشور به طرز قابل توجهی افزایش یابد و اکنون، با گذشت دو دهه از آن تصمیمات، نشانههای آن در اقتصاد کشور مشهود است.
وی در ادامه فصل دوم گفتوگوی خود با خبرآنلاین، با تأکید بر این که نفت دیگر در ایران ملی نیست، نخستین گام برای عبور از وضعیت تورمی کنونی را خنثی کردن سیاستهای دوران ۸ ساله دولتهای نهم و دهم و بازگرداندن قیمتگذاری انرژی به قبل از سال ۸۶ دانست. به اعتقاد او، میزان قاچاق بنزین در کشور آنقدر که در رسانهها مطرح میشود، زیاد نیست و نسبت به وضعیت کنونی، کشور در نقطه خطر و بحران قرار دارد و اصلاحات فوری ضروری بهنظر میرسد.
قلیزاده تصریح کرد که اگر سیاستهای اقتصادی انرژی تغییر نمیکرد و کشور با همان دیدگاه قبلی ادامه مییافت، اکنون قیمت دلار آمریکا بایستی حدود دو هزار تومان میبود. او در مورد تورم در دو سال آینده پیشبینی کرد که در هر دو سال تورم سه رقمی خواهد بود و در سال ۱۴۰۶، این مورد حتی فراتر از سال ۱۴۰۵ خواهد بود.
جزئیات کامل این بخش از گفتوگو را در ادامه میتوانید مطالعه کنید.
آیا امروز میتوانیم بگوییم که نفت ایران ملی است؟
نه تنها نفت ما ملی نیست بلکه حتی در اختیار دولت هم نیست.
پس نفت در اختیار کیست؟
این نفت در چنگال الیگارشیها قرار دارد و باید این مسئله به وسیله نظام جمهوری اسلامی مجدداً در اختیار بازگردانده شود و توانایی آن را تنها دولت ندارد. در مجمع تشخیص مصلحت نظام ساعتها بحث کردیم و توانستیم اثبات کنیم که وقتی تمام مردم خواب هستند، نقدینگی از کجا ایجاد شده است. صبح، دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت از زیر زمین استخراج میشود و با قیمت جهانی ثبت میگردد و بر این اساس وامها از بانکها دریافت میشود.
بسیاری معتقدند که بانک مرکزی نقدینگی را تولید میکند اما بانک تحت فشار تورم و ارزش ارز است و علی رغم تمام اقداماتی که باید انجام دهد و حتی نظارتها را تقویت کند، نقدینگی همچنان افزایش مییابد زیرا یک بانک نامرئی نفتی ایجاد شده است. دولت نیز در این شرایط گرفتار شده، فریدمن میگوید دولتها همه فاسدند اما ما اقتصادهای دولتی موفق داریم، مانند کره جنوبی.
بالاترین قوانین اقتصادی در آمریکا تصویب میشود. در حال حاضر دولت در برابر تورم متوقف مانده و نمیتواند حقوق کارمندان را بیش از ۲۰ درصد افزایش دهد و خود قربانی همین وضعیت شده است.
اگر به موضوع اندازه دولت بپردازیم، حتی بچههای محله هم میگویند ژاپن به اندازه مدیران ما کارمندان دارد اما در واقع وقتی بررسی میکنیم، نسبت جمعیت کارمندان در ایران و ژاپن برابر است. در ایالات متحده و اروپا نیز همینگونه است. در فرانسه ۶ میلیون کارمند وجود دارد در حالی که جمعیت کشور ۵۶ یا ۶۰ میلیون نفر است. از هر زاویهای که نگاه کنیم، دولت ایران کوچک است. در حال حاضر برخی معتقدند که حکومت بزرگ است، که این مسئله را هم انکار نمیکنم ولی حکومت به معنای دولت نیست. در واقع دولت همان قوه مجریه است اما مردم، کلانتری، شهرداری، نظامیها و سازمان تامین اجتماعی را نیز دولت میدانند و خلاصه این که، در کشور ما، دولت از تمام حاکمیت کوچکتر است. حتی اگر ستاد اجرایی حضرت امام یا شرکتها و بانکهای ما ثروتمند باشند، به کام ملت نخواهد بود، چرا که آنها هیچ مسئولیتی نسبت به مردم ندارند و این دولت است که باید متعهد باشد. دولت به هر حال در کشور ما کوچک و به نظر ناتوان میآید. کوچکترین حلقه حاکمیت در کشور ما همان قوه مجریه است، در حالی که در دیگر کشورها این چنین نیست. او توانایی ندارد از شهرداریها بپرسد که چقدر شهر آسفالت شده و در عین حال قیر رایگان در اختیار آنها قرار میگیرد. بهرهوری و کارایی دولت به حداقل رسیده است. کارمندان دولت تنها ۱۰۰ دلار در ماه حقوق میگیرند. آینده اقتصاد ایران نگرانکننده است و در تضاد با بمبهای دشمن، کشور را دچار مخاطره میکند. کودتای نفتی ۸۶ علیه اقتصاد ایران آن را از پا در میآورد.
آیا باید در پی ملی کردن نفت باشیم؟
به عبارت دیگر، باید نفت را ملی کنیم. طرز فکر امروزی که مصدق را تمسخر میکنند خود نشاندهنده اهمیت این موضوع است. به نظر من، روندی که طی کردهایم در واقع دموکراسی را در کشور به حاشیه رانده زیرا همانطور که آقای حسین عظیمی فرمودند، نمیتوان از نفت صحبت کرد و از دموکراسی هم غافل ماند. ما آزادی مردم را با فاجعه نفتی ۸۶ به خطر انداختیم. تقویت دموکراسی و افزایش مشارکت مردم هنگامی که ثروتها به این نحو توزیع شده، به مخاطره میافتد و مکانیزم انتخابات نیز دیگر به درد مردم نمیخورد.
آیا اوضاع واقعاً اینقدر بحرانی است؟
اوضاع واقعاً بحرانی است. موضوع نان و شرف این مردم است. کارمندی که ماشینش خراب میشود، به دلیل نداشتن پول برای تعمیر آن، بلافاصله بیکار میشود. ما فریب خوردهایم. ترامپ در سخنرانیاش گفت اگر من نیایم، کمونیسم در آمریکا پیروز میشود و دقیقاً همین حرفها را به ما میزنند. هر بار از ما چیزی میگویند میگویند اینها کمونیست هستند. در کمونیسم و لیبرالیسم دزدی بد است. من از مسئولان کشور تقاضا میکنم به مسئله ملی کردن نفت توجه کنند.
ما باید اقدام کنیم تا انسجام ملی شکل بگیرد و نخستین گام برای افزایش این انسجام، این است که پدران از فرزندانشان شرمنده نباشند. با این تورم فعلی، اگر تا پایان سال دلار به ۳۰۰ هزار تومان برسد، قیمت هر شانه تخممرغ به یک میلیون تومان خواهد رسید. قیمتها از پیشبینیهای ما سریعتر در حال افزایش هستند.
باید چه اقداماتی صورت گیرد؟
من پیشنهاداتی دارم. صحیحترین راه بازگشت به معادله پیش از ۸۶ است. یعنی باید به شیوهای که در ۱۰۰ سال گذشته، موفق عمل کردهایم بازگردیم. حتی در اروپا امروز بحث دولتی کردن شرکتهای بزرگ در بین است. من با اقتصاد رقابتی مخالف نیستم اما اگر یک فرد بزرگسال به یک کودک زور بگوید، من باید دخالت کنم، چرا که جان آن کودک در خطر است. در اقتصاد ایران اگر بخواهیم جان سالم از این طوفان بیرون برویم، تمامی فعالیتهای انجام شده از ۸۶ تا ۹۲ مصداق مینگذاری در زندگی مردم است و باید خنثی شوند. نفت باید به وضعیت گذشته خود برگردد و پالایشگاهها حقالعمل کار شوند. ما ۹ پالایشگاه دولتی داشتیم که خصوصی شدند. پالایشگاه اصفهان که ۸۰۰ میلیارد تومان قسطی خریداری شد، امسال ۸۰ همت سود خالص کسب کرده و خود پالایشگاه اعلام کرده که در ۱۴۰۵، سود خالص او ۱۷۷ همت خواهد بود.
روغن خودرو در کشور ما گرانتر از نرخ جهانی است
اگر این صنایع در دست دولت بود، آیا امروز با این میزان کسری بودجه مواجه میشدیم؟
اگر این پالایشگاهها به فروش نمیرفتند، با چنین کسری بودجهای روبرو نمیشدیم و حتی وضعیت شرکتها نیز بهتر بود. وعده و وعیدها که اگر پالایشگاهها را بفروشیم، اوضاع گل و بلبل خواهد شد، کاملاً اشتباه بود. بر اساس مطالعه دکتر حسن درگاهی، این صنایع در زمان دولتی بودن وضعیت بهتری داشتهاند، حتی فساد نیز در آن دوران کمتر بوده است. اگر پالایشگاههای کشور به فروش نمیرفتند، دولت با کسری بودجه روبرو نمیشد و شرمنده کارمندانش نمیشد. امروز بنزین بر اساس تصمیماتی بالای ۱۰ هزار تومان تعیین شده است تا کالابرگ چند دهک بالاتر رود.
امروز روغن خودرو در کشور ما گرانتر از نرخ جهانی است، در حالی که کارگری ۳۰ میلیون تومان حقوق میگیرد و تجهیزات متعلق به ۶۰ سال پیش است. من در یک برنامه تلویزیونی بحث کردم که نظام قیمتگذاری در حوزه فرآوردههای ویژه شبیه به این است که پای فردی روی یخ است. مدیری در تلویزیون گفت که این نتیجه درستی است و ما هر ۱۵ روز میشنویم که قیمتها باید بالا رود.
امروز نفت ملی ما در اختیار بخش خصوصی قیمتگذاری میشود و این طرز عمل اشتباهی است. زمین دموکراسی به پولهای فساد اشغال شده است. نماینده مردم به معنای واقعی کم داریم و باید دنبال نمایندگان واقعی باشیم در شرایطی که خصوصیسازی به درستی اجرا نشده است. باید از آقای شریعتی بپرسیم که چگونه هزینه تولید هر لیتر بنزین را بدون احتساب نفت ۲۰ هزار تومان اعلام کرده است. در سایت کدال، در صورتهای مالی پالایشگاه، بهای تمام شده هم مشخص است.
بیایید به سوال قبلی برگردیم. چه اقداماتی باید انجام دهیم؟
در حوزه اقتصاد و اگر به یافتههای خودم تاکید کنم، تمامی تصمیمات دولتهای نهم و دهم در زمینه انرژی باید خنثی شود و تمام مصوبات باید لغو گردند. قانون هدفمندسازی یارانهها نیز مسئلهای جدی است. بر اساس این قانون، نرخ گاز ۹ هزار درصد افزایش یافته است و هیچ نشانه بهبودی مشاهده نمیشود. از آذر ۸۹ تا شهریور ۱۴۰۵ این روند را تجربه کردیم و نتایج آن کاملاً روشن است.
در نمودارها شاهدیم که هزینههای ما به شدت بالا رفته اما مصرف مردم هر سال کاهش یافته است. آمریکا و اسرائیل نمیتوانند ما را شکست دهند، اما اقتصاد خودمان میتواند ما را شکست دهد و به نظر من همین today عین واقعیتها زنگ خطر را به صدا درآوردهاند. واقعیت کشور ما در تهران نیست، بلکه در روستاهای شرق و غرب کشور، در مرزهای ایران قرار دارد و اگر این اقشار به ساحت سقوط بروند، کار تمام است.
در بحث اندازه دولت، بپذیریم که اگر دولتها فاسد باشند، از زمان پیدایش کمونها و تا به امروز، دولتها وجود خواهند داشت و باید طبقه نخبگانی را جلب کنند. اما در ایران، وضعیت دولتیها به حدی بد شده که مردم به حتی دولت با کت و شلوار نگاه چپ میکنند. سی سال است که در این کشور بدگویی از دولت و کارمندان آن وجود دارد و این مسئله عمداً در تاریخ ما به وجود آمده است و منعقد کننده تضعیف نهاد دولت شده است. اکنون زمان بیداری است و اگر بیدار نشویم، کشور دچار سقوط خواهد شد؛ نه به واسطه حمله خارجی، بلکه به دلیل مسائلی که از سالها پیش در کشور ایجاد شده است. ما سالهاست با تورم دو رقمی مواجه هستیم و مرگ شایستهسالاری را شاهدیم و مردم فقط ناظر صحنه هستند. اکنون یکی از بزرگترین داراییهای کشورمان همین مردم هستند که باید به آنها بگوییم ما تصور میکردیم اگر نفت را از صفر به ۸۰ دلار برسانیم، به سود کشور خواهد بود. گفته میشود ۱۳۰ میلیارد دلار انرژی توزیع میشود که ۷۰ میلیارد آن گاز است، آیا گاز هم قاچاق میشود؟
آیا منظورتان به اصطلاح یارانه پنهان انرژی است؟
بله، دقیقاً به یارانههای به اصطلاح انرژی اشاره میکنم. درحال حاضر گفته میشود که یارانه پنهان انرژی وجود دارد اما واقعیت این است. اگر کالایی با قیمت ۱۰۰ تومان تولید شود و من آن را ۸۰ تومان بفروشم و بنابراین ۲۰ تومان را از محل бюджет تأمین کنم، این تنها یک حسابکتاب است. حالا اگر نگاه کنیم هزینه تولید بنزین با حمل ونقل به جایگاه ۵ هزار تومان است و هیچ یارانهای پرداخت نمیشود.
پالایشگاهها در گزارشهای خود هشدار میدهند که این سودهای کلان نه به علت تولید بیشتر، بلکه به دلیل افزایش جهانی قیمت نفت و نوسانات ارز حاصل شده است. ما در حال حاضر اداره کشور را از دست دولت و جمهوری اسلامی خارج کردهایم و اگر این روند ادامه یابد، دلار به یک میلیون تومان خواهد رسید و آنگاه واقعی به بن بست خواهیم رسید. این ماشین با سرعت ۲۰۰ کیلومتر به دیوار خواهد خورد و باید ترمز را بکشیم.
نرخ رشد اقتصادی ایران ۱۸ سال است که دچار سکته شده
شما چند روز پیش اشاره کردید که کشور در یک اتاق گاز قرار گرفته است، آیا هنوز هم به این عقیده هستید؟
دماسنج اقتصاد، قیمتها هستند؛ قیمتهایی که هر لحظه تغییر میکنند. در زمان ما، اگر یک دانشجو گرسنه بود، میتوانست به سوپرمارکت رفته و یک قوطی تن ماهی و چند تخممرغ خریداری کند؛ اما امروزه حتی کسی که ۲۰ سال سابقه کار دارد، برای خرید یک قوطی تن ماهی هم با مشکل روحی مواجه است. هزینه خرید تخممرغ به شدت بالا رفته و چیپس به قیمت ۲۵۰ هزار تومان رسیده است. حالا طبقه متوسط هم قادر به تهیه پوشاک نیست. به بازار پوشاک بروید و متوجه شوید کسی نیست. نرخ رشد اقتصادی ایران ۱۸ سال است که با موانع جدی روبرو شده و به نزدیک صفر رسیده است. این اقتصاد شبیه به بیماری است که مدتها در کما است و به سمت مرگ میرود.
در دولت چهاردهم علیرغم مشکلات موجود، میتواند به سمت اصلاح این قوانین برود. اگر این مصوبات دولت نبود، اکنون نمایندگانی تحت حمایت میآید و از افزایش قیمتها دفاع میکنند. کشور در وضعیت عادی نیست و نباید چنین آمالی داشت. باید مردم را از زیر بار فشار اقتصادی نجات بدهیم و به تقویت دولت بپردازیم. فرهنگی که قیمتگذاری داریم از حوزه انرژی آغاز شده و بر قیمت سادهترین محصولات حتی سوپرمارکتی تأثیر گذاشته است.
۷ یا ۸ سال پیش خودم گفتم آقا بیایید کلاهمان را قاضی کنیم، اینکه مردم شعار میدهند هزینهها دلاری و درآمد ریالی است حرف سیاسی نیست، بلکه حقیقت دارد. این موضوع در واقع پایه علمی دارد و یک واقعیت زندگی عمومی مردم است؛ و اکنون همه همین حرف را تکرار میکنند. اینکه هیچکدام از دولتهای بعد از دولت دهم نتوانستهاند بر تورم تسلط پیدا کنند از این است که یک کانون تورمزا فعال است و باید به سراغ آن بروند. شکلگیری عبارت یارانه پنهان از سال ۶۹ خود مشکلساز است. ما قرار بود رابط مالی نفت را بهبود ببخشیم اما کار برعکس شد و منابع عظیم نفتی را به دست عدهای خاص دادهایم.
در واقع نفت دیگر عصای دست نبود و تبدیل به یک مانع شد؟
در مبانی اقتصاد گفته میشود که رابطه مصرف به درآمد مردم مربوط است که تحت شرایطی، مقدار مصرف تابع درآمد خواهد بود. این ایده مال جان مینارد کینز است که به نظریه مصرف کینزی معروف است. خود من هم ۱۰۰ سال آخرین تولید و مصرف نفت را بررسی کردم. دو ستونی که نهادهای امنیتی و برنامهریزی به آن توجه کنند. نتایج این بررسی نشان میدهد که مردم ما از جمله کم مصرفترین مردم جهان در حوزه انرژی هستند و بسیاری از چیزها را به اخبار و رسانهها واگذار کردهایم و این تصور بوجود آمده که ما واقعاً پرمصرف هستیم. مفهوم یارانه انرژی را به این شکل به تصویب رساندهایم و به واقعیت تبدیل شده است.
ایرانیان امروز یکی از کم مصرفکنندهترین قشرها در حوزه برق هستند، اما در صحنه تبلیغات به گونهای نشان داده میشود که مردم پرمصرف هستند. ترازنامههای انرژی وزارت نیرو باید مطالعه شود؛ در آن آمده که هر چه سطح زندگی در دنیا بالا برود، مصرف برق نیز افزایش خواهد یافت. در هند، برای جمعیت ۱.۵ میلیاردی خود، تولید برق به دو برابر سرعت رشد کرده است. مصرف بالای برق به عنوان نشانهای از توسعه محسوب میشود.
در اروپا یکی از معیارهای توسعه، میزان مصرف برق تلقی میشود. حتی جشنواره وابستگی برق را در عرصه بینالمللی به نشانههای پیشرفت دریافت کردهاند. ما در این زمینه باید توجه داشته باشیم و البته اگر به گزارشات آینده نگاه کنیم، فهم خواهیم کرد که وضعیت به چه شکل است.
آیا میتوانیم بگوییم دلیل پایین ماندن مصرف برق در ایران، رفاه پایینتر مردم و مختل شدن روند توسعه است؟
مردم فقط میتوانند برق مصرف کنند و دیگر عصری برای قاچاق وجود ندارد. یک اروپایی ۲۰ تا ۳۰ دستگاه برقی در خانه خود دارد، اما در مناطق کمبرخوردار شهری و روستایی، آنها فقط یک تلویزیون و یک یخچال و چند لامپ دارند، ولی در اروپا حتی بخاریها هم برقیاند.
در نهایت میخواهم بحث مصرف انرژی را اینگونه تمام کنم که میزان سرانه مصرف انرژی مردم ایران با چین در حد یکسان است، کشوری که نه نفت دارد و نه گاز و ۵۱ درصد انرژی آن نیز به وسیله زغال سنگ تأمین میشود و جمعیت آن ۱.۵ میلیارد نفر است. این در حالی است که ما کشور ثروتمندی در زمینه نفت و گاز هستیم، اما چین به این منابع دسترسی ندارد.
مسئله دیگری این است که در کجای دنیا با افزایش قیمت، مصرف کاهش یافته است؟ در آبان ۹۸ به زور ادعا کردند که مصرف به ۲۰ درصد کاهش یافته و در نهایت نه تنها مصرف بنزین کم نشد که حتی مصرف ۲ درصد هم افزایش یافت. انحرافات ناشی از این سفارش معادل ۲۲ درصد بود.
مصرف سرانه انرژی ما از کشورهای ترکیه، عربستان، عمان، کویت، عراق، بحرین و امارات پایینتر است
گاهی این ادعا مطرح میشود که با افزایش قیمت بنزین یا ارز، دولت میتواند کسری بودجه خود را کاهش دهد، اما در عمل، کسری بودجه همچنان افزایش مییابد. موضوع چیست؟
دولت باید توجه داشته باشد که نباید به صورت حسابداری به اقتصاد نزدیک شود. آنها میگویند با افزایش قیمت انرژی، کسری بودجه کاهش خواهد یافت، اما شما باید مشاهده کنید که به دلیلی طوفان نفتی که به راه افتاده است، کسری بودجه و نمودارهای اقتصادی روز به روز به بدتر شدن پیش خواهد رفت. خود نهاد دولت زیر فشار اقتصادی در حال له شدن است و قادر به اجرای یک طرح عمرانی نیست و نمیتواند حقوق مناسب به کارمندانش بدهد. وضعیت زندگی یک کارمند دهه ۷۰ را با شرایط امروز مقایسه کنید. در آن زمان، سکه دریافت میکرد، فرزندش به مهدکودک میرفت، خدمات رفتوآمد داشت و حتی در برخی شهرستانها میگفتند که کارمندان نباید در صف نان بایستند. حال و روز کارمندان امروز بسیار دشوار شده و بسیاری از آنها ۷۰۰ درصد از تورم عقب ماندهاند. ۸۵ درصد قدرت خرید کارمندان نسبت به سال ۹۰ کاهش یافته است. کارمندان بیکار به دو شغله مشغول هستند و در اداره به فکر کار دوم خود هستند و به همین دلیل تا دیروقت سر کار در اسنپ میروید.
این اقتصادی است که هدف داریم؟ چالشهایی که پیش رو داریم دو سوال هستند: یا در آیندهای نزدیک، اقتصادی ضعیف و جامعهای ناپایدار خواهیم داشت که نتیجه آن اعتراضات اجتماعی خواهد بود یا اگر اصلاحات را پیش بریم، اقتصادی قوی، جامعه پایدار و مردم سالاری شکل میگیرد. میانگین سفرهای ایرانیان از میانگین جهانی بهشدت پایینتر است. سفرهای کوتاه به چالوس و دماوند برای اقشار پردرآمد است، اما برای کردستان یا سیستان و بلوچستان، مسافرتهای تفریحی نامفهوم است. در روستاهای کشور ما چنین مفاهیمی وجود ندارد.
نمودار مصرف سرانه انرژی ما در مقایسه با ترکیه، عربستان، عمان، کویت، عراق، بحرین و امارات پایینتر است. ما در این کشور اقدامات مختلفی از جمله اقتصاد مقاومتی، هدفمندسازی یارانهها و انواع طرحها داشتهایم، اما هیچ کدام به نتیجه نرسیدهاند زیرا گزاره اشتباه در توزیع یارانهها مشکلساز شده است. هر روز به تضعیف بنیادهای اقتصادی ضعیف و کج روی گشته است. چند روز پیش نمایندهای از مجلس با افتخار میگفت که در بحث برق چه نظام تحریفی ترتیب دادهاند و به ده نوع مصرف برق اشاره کردند. در حال حاضر مردم در پله ۸ برق به قیمت جهانی خریداری میکنند و وابستگی خانوادهها به پرداخت هزینه برق، تبدیل به یک معضل شده است.
اگر فرمان اقتصاد از سال 84 تغییر نمیکرد، تورم امروز 15 درصد میشد
منظورتان این است که بخشهایی از جامعه در حال پرداخت هزینه برق به اندازهای هستند که در امارات یا آمریکا پرداخته میشود؟
بله. ما خودمان باعث تولید تورم قانونی شدیم. نمونهای بیاورم؛ در برخی پتروشیمیها اعلام میشوند که یک کارمند ۲۰۰ میلیون تومان حقوق میگیرد. در پتروشیمی یا پالایشگاهها، ثبت حسابها به دلار انجام میشود و قیمت همه چیز دلاری شده است و پرداختها نیز به صورت دلار حساب میشوند. یک مسئول در بخش خصوصی میگفت که قیمت هر بشکه نفت ۱۵ دلار است. اما آیا نفت ما در آمریکا استخراج میشود؟ این نفت در مناطقی چون گچساران با حقوق ۳۰ میلیون تومانی استخراج میشود، و به هیچوجه این ارقام معنا ندارد.
ما دست به تولید تورم قانونی زدیم. پیش از سال ۸۶ هم زندگی میکردیم اما در دنیای متفاوتی. اگر بنزینی که در سال ۹۸ بر اساس توصیههای امثال ما با قیمت زیاد افزایش یافت و مشکلات جدی به بار آورد، دیگر قادر به ادامه نخواهد بود اما پس از تثبیت نرخ بنزین، تورم نیز بالا رفت. مشکل اعدام شده همیشه در کانون توجه بوده و نباید فراموش کرد که اگر با شرایط پیش از سال ۸۴ ادامه میدادیم، با میانگین تورم ۱۵ درصد، امروز قیمت هر لیتر بنزین ۵۰۰ تومان میشد.
اگر با همین الگو (ادامه شرایط پیش از سال ۸۴ تا به حال) حقوق و دستمزدها چه مقدار میشد؟
حداقل دستمزد دو میلیون تومان میشد.
و دلار، چه مقداری میشد؟
ما این موضوع را محاسبه کردیم. با ادامه این دستاوردها، امروز قیمت دلار باید دو هزار تومان باشد. من نمودار این تحلیل را در ایکس منتشر کردهام. در سال ۸۵ یا ۸۶ تحقیقی داشتیم تا هزینه هر کیلومتر مترو را بررسی کنیم. آن زمان، ما خواستیم پیشبینی کنیم که در سال ۱۴۰۴ قیمت دلار دو هزار تومان خواهد بود. ما در شرایط پیش از ۸۶ زندگی میکردیم.
اگر در آن زمان به شما میگفتند قیمت دلار ۲۳۵ برابر خواهد شد، آیا باور میکردید؟
در لبنان یکی، دو سال پیش، ارزش پول ملی ۶۰ درصد کاهش یافت و منجر به از هم پاشیدگی شد. اینگونه که میگویم، مردم ایران، خودشان به حکومتداری پرداختند، چون در جهان هیچ کشوری نمیتواند در یک دوره ۲۰ ساله ارزش پول ملیاش ۲۳۸ برابر تضعیف شود و همچنان به زندگی ادامه دهد. مسئولان باید قدردان این مردم باشند. من از مردم، ۹۰ میلیون نفر از ایرانیان، سخن میگویم.
آیا شما در مورد همه مردم ایران صحبت میکنید؟
همه مردم ایران شایسته قدردانی هستند؛ چه قومیت، چه مذهب، چه باورهایی با دیده مثبت و منفی نسبت به وضع موجود. هر فرد که در این جغرافیا سکونت دارد و بر اساس قانون اساسی حق زندگی مناسبی دارد و باید بزرگداشت شود.
اگر روند پیش از ۸۴ تداوم میداشت، نرخ فقر امروزی چه مقدار بود؟ آخرین گزارش مرکز آمار که از روی سایت استخراج شد، نشان میدهد که خط فقر در امسال به ۴۱ درصد جمعیت رسیده و پیشبینی میکند که در ۱۴۰۷ بیش از ۴۵ درصد مردم زیر خط فقر قرار بگیرند. اگر تصمیمات سال ۸۶ وجود نداشت، و اگر این تصمیمات قبل از دولتهای نهم و دهم نمیرفت، امروز چند درصد از جمعیت در فقر بودند؟
با همان روند، اکنون نرخ فقر مطلق به ۶ تا ۷ درصد میرسید. نکته مهم این است که در سال ۸۴، پایان دولت دوم خاتمی، آمارها به گونهای بودند که نشاندهنده وضعیت طبیعی و پایدار بودند. تورم به حدود ۱۰ درصد و نرخ رشد اقتصادی به ۶ تا ۷ درصد و جذب سرمایهگذاری خارجی نیز در حال پیشرفت بود و پارس جنوبی نیز به خوبی فعال بود.
چند شب پیش سالنامه آماری سال ۴۶ را از مرکز آمار مطالعه کردم. آن گزارش برخلاف سالنامه ۱۴۰۳، که اذعان میکند بسیاری از آمارها محرمانه شدهاند، بسیار مبسوط بود. اینگونه کارها شوخی نیست و تجارب ترور ناجوانمردانه سرداران ما نشان داده است که آنها به این چیزها نیازی ندارند.

حتی تورم را بانک مرکزی منتشر نکرده است…
درست است و چند سال بانک مرکزی نرخ تورم را اعلام نکرده است. با پنهان نگهداشتن آمار در دنیای هوش مصنوعی و با این نفوذ، اینگونه شوخی پیش میآید و نهایتاً دسترسی کارشناسان و دانشجویان مسدود میشود. آمار در وبسایتها فرصتی برای بحثهای شفاف به وجود میآورد و استفاده از سایت کدال، ما راجع به هزینه تولید بنزین آگاه میکند.
آقای دکتر، اگر تمایل دارید، بگذارید بحث را به جمعبندی برسانیم.
در هر کشوری که در یک بازه ۱۸ ساله، قیمت تولیدات پالایشگاهی به میزان ۲۵۲ هزار درصد افزایش یابد، اقتصاد آن حتما دچار فروپاشی خواهد شد و قدرت پول ملی آن از بین میرود. در این وضع برخی افراد از بیخبری و برخی دیگر به دلیل مسائل خاص در وضعیت خود قرار دارند. این افراد بدشانسی زده میشوند، البته باید به آنها توجه کرد. دو ستون ساخته شده و بینشی نادرست شکل گرفته که دائم ذکر میکنند مردم پرمصرف هستند و بخش بزرگی قاچاق میکنند و جا دارد بابت آن عذر خواهی کنیم.
این افراد تأکید دارند که ما یارانه پرداخت میکنیم در حالی که واقعاً چنین نیست. یارانه پنهان واقعاً چیزی جز تفاوت قیمت در کشورهای مختلف نیست. ما هیچ یارانهای در حوزه انرژی نمیپردازیم. اینکه ما به کجا میرویم و قیمتها چگونه در کشور مختلف بر اساس ساختار اقتصادی و درآمد مسئولان درمییابیم، ما را به مسیری بیپایان میبرد که باید از صفر تا ۱۰۰ هر گونه خرج را بر اساس مقایسه با کشورهای دیگر بررسی کنیم. این نظریه فاقد مبانی علمی است و اشتباهی بزرگ به حساب میآید. این سیاستها منجر به کودتای اقتصادی در سال ۸۶ شد، علیه ملتی که هنوز جزئیات این تحولات را نمیدانند و تصور میکنند که نفت ملی است.
توانستیم تورمی ایجاد کنیم که من نام آن را «تورم ایرانی» میگذاریم
گفتید بنزین یک درصد قاچاق میشود؟
ما ۳۰ سال مصرف ۳۱ استان را بررسی کردیم. قاچاق یا از ابتدا روزی ۶۰ میلیون لیتر بوده یا این رقم کاملاً غلط است. نفتی که قاچاق میشود در پالایشگاهها مشخص است و محصول نیز مشخص است. مصرف میانگین در برخی استانهای مرزی مانند کردستان حتی از میانگین کشوری نیز پایینتر است. قاچاق وجود دارد، اما در حد ناچیز است. به راحتی میتوانم بگویم حداکثر یک درصد مصرف ما قاچاق میشود.
ما نمیتوانیم به خاطر ۱۰۰ قاچاقچی، ملت را تنبیه کنیم، زیرا این اقدام نتیجه نمیدهد. بارها به اسم مبارزه با قاچاق، قیمتها بالا رفته و مشکل همچنان حل نشده است. ملت رنج میکشد و دیگر از فشار مضاعف فرسوده شدهاند. ما برای نفت حساب ذخیره و صندوق توسعه ملی ساختیم، اما منابع آن را کجا خرج کردیم؟ حتی امانتدار خوبی نیز نبودیم.
جنگ و تحریم قطعاً بر تورم اثرگذارند، اما اگر به جنگهای جهانی نگاه کنید، هیچجا اینگونه کاهش ارزش ملی را تجربه نکردهایم. حکومتی همچون افغانستان، که هنوز هیچ کشوری به رسمیت نشناخته، اما نرخ تورم در آنجا تنها ۲ تا ۳ درصد است و پول ملی آن بهبود یافته است. چرا با وجود شبکه وسیع گازرسانی و برقرسانی و مصرف بنزین، این وضعیت برای دولت و ملت ما وجود دارد؟
ثروت وجود دارد، اما آن را از دست مردم و دولت گرفتهاند و به جایی دیگر بردهاند. در صورتهای مالی شرکتها میتوان این ثروت را مشاهده کرد. در سال ۸۵، میانگین سود پالایشگاههای ما ۲۳ میلیارد تومان بود که بر اساس حق العملهای خود بود. به این معنی که نفت را از دولت میگرفتند و فرآورده تولید میکردند و به ازای کار خود حقالعمل میگرفتند. اما در سال ۱۴۰۳، این مقدار به ۹۰ همت رسیده است. پالایشگاههای تبریز به حدود ۲۵ همت و بندرعباس از یک میلیارد تومان به ۸۵ همت رسیدهاند. معمولاً برای پالایشگاه اصفهان، رشد سالانه ۲۱ هزار درصد نشان داده شده؛ برای پالایشگاه تبریز ۴۸۰۰ درصد و برای بندرعباس ۸ میلیون درصد. با این فرمول ما توانستهایم تورمی بسازیم که من آن را «تورم ایرانی» مینامم و از طریق آن میتوانیم نرخ تورم ایران را با دقت بیشتری محاسبه کنیم.
برآورد شما از تورم امسال و سال آینده چقدر است؟
پیشبینی میشود که پالایشگاه اصفهان برآورد خود را انجام داده است. در سال گذشته، سود آن ۹۰ همت بوده و برای امسال پیشبینی ۱۷۷ همت داشته است. ۹۰ به ۱۷۷ چقدر خواهد بود؟ ۱۱۰ درصد تورم خواهد بود. پیشبینی میکنم که در سال ۱۴۰۶ تورم فراتر از سال جاری خواهد بود. ما وارد دوره ابر تورم، به ویژه در زمینه خوراکیها خواهیم شد و هر چه به پایان سال نزدیک میشویم، شدت این به شدت افزایش خواهد یافت.
تصور من از اقتصاد ایران به گونهای است که مانند ماشینی چپ شده است؛ اقتصاد ایران متأسفانه میچرخد و برخی از سرنشینان نیز از میان رفته و باقی ماندهاند.
223224



