ویپ به دستان دانشآموزان کلاس پنجم!

اگرچه اخیراً یکی از مقامات آموزش و پرورش استان تهران اعلام کرده که مصرف ویپ و سیگارهای الکترونیکی در مدارس به صفر رسیده، یکی از مشاوران مدارس تهران به این نکته اشاره میکند که این محصول به کودکان ابتدایی راه یافته و دانشآموزان کلاس پنجم، کم سن و سالترین مصرفکنندگان آنها هستند!
در حالی که یکی از مقامات آموزش و پرورش استان تهران اخیراً از کاهش به صفر مصرف ویپ و سیگارهای الکترونیکی در مدارس صحبت کرده است، یکی از مشاوران مدارس تهران میگوید که مصرف ویپ به دانشآموزان ابتدایی نیز رسیده و دانشآموزان کلاس پنجم کم سن و سالترین مصرفکنندگان آنها محسوب میشوند!
یکی از مقامات آموزش و پرورش استان تهران بهتازگی به کاهش به صفر مصرف ویپ و سیگارهای الکترونیکی در مدارس اشاره کرده است؛ آماری که با گزارشهای عینی برخی مشاوران مدارس مغایرت دارد. محمد داوری، سخنگوی پیشین سازمان معلمان و مشاور فعلی مدارس تهران، اظهار میکند که نمیتوان به سادگی از کاهش به صفر صحبت کرد و بر اساس گزارشهای مشاوران، شاهد افزایش موارد مصرف میان دانشآموزان هستیم؛ بهگونهای که مصرف این محصولات حتی به کلاسهای پنجم و ششم ابتدایی نیز کشیده شده است. او تأکید میکند که خاموشی برخی از موارد و عدم ثبت دقیق آنها، تصویر واضحی از این آسیب به مسئولان نمیدهد؛ و قبل از هرگونه اقدام انضباطی، باید دلایل گرایش کودکان و بررسی نقش خانواده و مدرسه مدنظر قرار گیرد.
از ادعای صفر تا روایت مشاوران
زمانی که سخن از مصرف دخانیات در مدارس به میان میآید، نخستین سؤال این است که آیا آمارهای رسمی واقعیت روزمره دانشآموزان را منعکس میکند. داوری با اشاره به تجربههای خود در مدارس و تعامل با مشاوران مختلف تهران، معتقد است که استفاده از واژه «صفر» برای توصیف وضعیت مصرف ویپ و سیگارهای الکترونیکی با واقعیت در محیطهای آموزشی فاصله زیادی دارد: «نهتنها مصرف به صفر نرسیده، بلکه بر اساس مشاهدات میدانی و گزارشهای همکاران، با افزایش موارد روبرو هستیم.» طبق گفته این مشاور، این موضوع فقط محدود به یک مدرسه یا منطقه خاص نیست، حتی در یک مدرسه مرفه که خانوادهها معمولاً به فرزندانشان بیشتر توجه میکنند، موارد مصرف مشاهده شده است. داوری بر این نکته تأکید دارد که بخش بزرگی از اطلاعات جمعآوری شده، ناشی از تجربیات مشاوران در مدارس مختلف است؛ تجربیاتی که گسترش پدیده میان دختران و پسران و ورود آن به سنین پایینتر را نشان میدهد. اگرچه این مشاهدات بهتنهایی نمیتواند جایگزین آمار رسمی یا پیمایشهای جامع باشد، اما بهعنوان نشانهای جدی برای بررسی دقیقتر وضعیت عمل میکند.
وقتی پای ویپ به دبستان باز میشود
گزارشهای مربوط به مصرف سیگارهای الکترونیکی معمولاً ما را به یاد نوجوانان دبیرستانی میاندازد؛ اما داوری تأکید میکند که موارد مشاهدهشده محدود به این گروه سنی نیست. او توضیح میدهد که بخش عمدهای از گزارشهایی که به مشاوران ارسال میشود مربوط به دوره متوسطه اول، یعنی پایههای هفتم تا نهم است و با ورود به متوسطه دوم نیز موارد بیشتری شاهد هستیم. با این حال، نگرانی اصلی این است که این رفتار در سنین پایینتر هم مشاهده میشود.
او اشاره میکند که مواردی از مصرف یا ارجاع دانشآموزان به خدمات مشاورهای حتی در پایههای پنجم و ششم ابتدایی نیز گزارش شده است؛ کودکانی در سنین ۱۱ تا ۱۳ که در سنی بسیار پایین با محصولاتی آشنا شدهاند که ممکن است منجر به وابستگی به نیکوتین شوند.
ویپ بیخطر نیست
یکی از علتهای گرایش نوجوانان به سیگارهای الکترونیکی، تصور کمخطرتربودن آنها در مقایسه با سیگارهای سنتی است. ظاهر متفاوت، تنوع محصولات و قابلیت استفاده پنهانی میتواند جذابیت بیشتری برای دانشآموزان به وجود آورد. با این حال، تفاوت ظاهری یک محصول به معنای بی ضرر بودن آن نیست. داوری میگوید این تصور که ویپ خطر اعتیاد کمتری دارد یا میتواند به عنوان راهی برای ترک سیگار باشد، نباید بدون پشتوانه علمی پذیرفته شود. بسیاری از محصولات ویپ حاوی نیکوتیناند؛ مادهای اعتیادآور که در سنین رشد میتواند پیامدهای نگرانکنندهای داشته باشد. ترکیبات مایع مصرفی و مواد حاصل از گرمایش آنها بنا به نوع محصول متفاوت است و برای سلامتی زیانآور هستند.
رواج ویپ به جای سیگار، به ویژه برای دانشآموزانی که قبلاً مصرفکننده نبودهاند، راهکار مناسبی برای پیشگیری از آسیب نیست. نباید اجازه داد که تصور بیخطری این محصولات، اولین تجربه مصرف را برای کودکان و نوجوانان به چیزی عادی تبدیل کند.
چرا برخورد انضباطی کافی نیست؟
اگر مدرسه متوجه شود که دانشآموزی به مصرف ویپ یا سیگار مشغول است، اولین واکنش باید چه باشد؟ به گفته داوری، پاسخ به این پرسش نباید فقط به اخطار، تنبیه یا ضبط وسیله خلاصه شود. او مصرف دخانیات در این سن را نشانهای میداند که باید بررسی مناسبتری را به همراه داشته باشد. این مشاور معتقد است که برخوردهای فقط انضباطی ممکن است دانشآموز را به مخفیکاری ترغیب کند؛ در حالی که گفتوگوی حرفهای و مشاوره مناسب میتواند به شناسایی زمینههای گرایش او یاری دهد.
داوری توضیح میدهد که پس از مشاهده چنین رفتارهایی باید وضعیت روانی، روابط اجتماعی و شرایط خانوادگی دانشآموز بررسی گردد. همچنین در صورت نیاز، بهتر است از کمکهای تخصصیتر استفاده شود. مدرسه میتواند نشانهها را شناسایی کرده و دانشآموز را به سوی دریافت خدمات مناسب هدایت کند، اما نمیتواند جایگزین مراکز درمانی و تخصصی شود.
نقش خانواده نیز در این مسئله بسیار حیاتی است. به گفته او، گاهی مصرف دخانیات در محیط خانواده به شکل عادی در نظر گرفته میشود و یا مشکلات روانشناختی، اضطراب، افسردگی یا کمبود توجه به نیازهای نوجوان میتواند زمینهساز گرایش او به این رفتار شود. با این حال، هیچ یک از این عوامل را نمیتوان بدون بررسی به همه دانشآموزان تعمیم داد.
خانوادهها چگونه واکنش نشان دهند؟
برای والدین بسیاری، کشف اینکه فرزندشان به مصرف ویپ پرداخته، میتواند بسیار شوکهکننده باشد. داوری تأکید میکند که واکنش خانواده باید بر مبنای شرایط دانشآموز شخصیت باشد. بعضی اوقات مدرسه میتواند خصلت اولیهای از کمک در مشاوره به دانشآموز را داشته باشد و در صورت لزوم، خانواده را نیز در فرایند دخالت دهد. در موارد پیچیدهتر، ارجاع به مراکز تخصصی ضرورت دارد.
این به معنای کنار گذاشتن والدین نیست؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که ورود آنها به ماجرا به حمایت از فرزند کمک میکند. مشارکت خانواده و مدرسه، به جای مقصر دانستن یکدیگر، میتواند احتمال جلوگیری از تکرار مصرف را افزایش دهد.
آمارهایی که به مسئولان نمیرسد
یکی از انتقادات داوری نسبت به روش ثبت و انتقال اطلاعات درباره آسیبهای اجتماعی در مدارس این است که گاهی مدیران یا کادر مدرسه نگران این هستند که گزارش موارد مصرف به اعتبار مدرسه لطمه وارد کند و در نتیجه، ممکن است برخی موارد ثبت نشود یا اطلاعات آنها به سطوح بالاتر آموزش و پرورش نرسد. او همچنین به کمبود مشاوران، عدم حمایت کافی از آنها و نگاه غیرتخصصی به آسیبهای اجتماعی به عنوان موانع شناسایی و پیگیری این موارد اشاره میکند.
داوری بر این نکته تأکید میکند که گزارش یک مورد آسیب اجتماعی در مدرسه نباید به عنوان نشانه ضعف آن مدرسه تلقی شود. در حقیقت، شناسایی، ثبت و پیگیری صحیح موارد میتواند نشانهای از جدیت مدرسه در قبال مسئولیت تربیتی آن باشد.
مدرسهای برای زندگی، نهفقط نمره
به عقیده این مشاور، مدرسه یکی از حلقههای ارتباطی مهم میان خانواده و جامعه است؛ اما به تنهایی نمیتواند همه عوامل گرایش به دخانیات و دیگر مواد را حل کند. پیشگیری مؤثر به همکاری آموزش و پرورش، خانوادهها و نهادهای متخصص نیاز دارد.
داوری معتقد است که نظام آموزشی باید در کنار آموزشهای درسی و آمادگی برای امتحانات و کنکور، بر سلامت روان، مهارتهای ارتباطی و توانایی تصمیمگیری دانشآموزان تأکید کند. آموزش درباره خطرات دخانیات هنگامی تأثیرگذارتر خواهد بود که قبل از ورود دانشآموز به دنیای مصرف، به زبان قابلفهم و متناسب با سن او بیان شود.



