ترامپ در دوراهی بین یک گزینه نظامی و دو ابزار اقتصادی

در وضعیتی که گزینه حمله نظامی به ایران همچنان در دستور کار واشنگتن قرار دارد، فشارهای رو به افزایش ناشی از جنگ به بازار انرژی و نزدیکی به انتخابات میاندورهای آمریکا، دونالد ترامپ را به سمت استفاده از ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک سوق داده است تا از این طریق بتواند بر بحران مدیریت کند.
دونالد ترامپ برای دستیابی به اهدافش در تنشهای مربوط به ایران، نیازی به بهکارگیری قدرتمندترین تسلیحات و بمبهای سنگین ندارد. یک توافق نفتی با روسیه میتواند به عنوان راهکاری جایگزین برای کاخ سفید عمل کند تا بهطوری همزمان بر فشارها در بازار انرژی فائق آمده و هزینههای ناشی از این درگیری را کنترل کند.
این تحولات با نزدیکی به انتخابات میاندورهای ایالات متحده در سوم نوامبر (۱۲ آبان) از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. اگرچه ترامپ حملات نظامی را به تعویق انداخته، اما گزارشها نشان میدهند که بررسی گزینههای تهاجمی و استفاده از بمبهای سنگین علیه اهداف ایرانی همچنان در دستور کار او قرار دارد.
با این حال، به تعویق افتادن حملات به معنای کاملاً کنار گذاشتن گزینه نظامی نیست و ارزیابی سناریوهای مختلف نیز لزوماً به معنای اتخاذ تصمیم نهایی برای آغاز جنگ نخواهد بود. ادامه درگیریها هیچ تضمینی برای دستیابی به اهداف واشنگتن فراهم نمیکند و اختلال در مسیرهای کشتیرانی موجب شده است که تحقق وعدههای ترامپ مبنی بر پایین آوردن قیمت نفت با چالشهای جدی مواجه شود.
در همین راستا، توافق نفتی بین واشنگتن و مسکو به عنوان ابزاری برای کاهش هزینههای اقتصادی ناشی از جنگ مطرح شده است. استفاده از ظرفیت نفت روسیه میتواند به آرامش بخشیدن به برخی تنشهای بازار سوخت کمک کند؛ اقدامی که میتواند از تبدیل شدن اوضاع به یک نقطه ضعف اقتصادی برای دولت ترامپ در آستانه انتخابات جلوگیری کند.
ایران با وجود تحمل خسارتهای ناشی از جنگ، با تکیه بر موقعیت جغرافیایی استراتژیک و کنترل بر امنیت کشتیرانی، ابزارهای موثری برای تأثیرگذاری بر تحولات موجود دارد. در نهایت، رسیدن به یک توافق پایدار و مدیریت بازار انرژی ممکن است بدون نیاز به انجام اقدامات نظامی جدید، نتیجۀ مطلوبی را برای کاخ سفید به ارمغان آورد.



