ارتباط زندگی روزمره مردم آمریکا با جنگ علیه ایران و تعرفه‌های تجاری / انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به محل بی‌نظیر آزمون سیاست خارجی تبدیل شده است

اندیشکده چتم‌هاوس، که در حوزه روابط بین‌الملل بریتانیا فعالیت می‌کند، در تحلیلی استراتژیک به قلم اندرو پین، مدیر برنامه‌های تحقیقاتی اروپا، روسیه و آمریکا، اظهار داشته است که معمولاً سیاست خارجی تأثیری در نتایج انتخابات آمریکا ندارد و این باور وجود دارد که رای‌دهندگان چندان به روابط بین‌الملل توجه نمی‌کنند و تصمیمات آن‌ها بیشتر بر اساس وضعیت مالی و هزینه‌های ضروری شکل می‌گیرد؛ اما در انتخابات اخیر، خود مسأله اقتصادی به حوزه سیاست خارجی معرفی شده است.

این تحلیل‌گر می‌افزاید در تاریخ سیاسی ایالات متحده دو استثنا مهم وجود دارد که در خصوص بی‌توجهی مردم به مسائل سیاست خارجی صدق می‌کند: اول آنکه تصمیمات خارجی دولت باید به‌طور مستقیم بر معیشت و زندگی روزمره مردم تأثیر بگذارد و دوم آنکه این تصمیمات نشان‌دهنده توانایی یا ناتوانی رئیس‌جمهور به عنوان فرمانده کل قوا باشد.

از این رو، انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو می‌تواند به‌عنوان یک رویداد بی‌سابقه، با تأکید بر سیاست خارجی در نظر گرفته شود؛ پدیده‌ای که مشابه آن از زمان شکست شدیدی که جمهوری‌خواهان در سال ۲۰۰۶ در دوران ریاست‌جمهوری جورج بوش متحمل شدند، مشاهده نشده است.

با توجه به اینکه اکنون مردم به‌وضوح ابعاد پیامدهای یک جنگ دیگر در خاورمیانه و تعرفه‌های تجاری وضع شده توسط دونالد ترامپ را حس می‌کنند، ممکن است تاریخ دوباره خود را تکرار کند.

ترامپ، با درک این تهدید، سیگنال‌های متناقضی درباره تأثیر انتخابات بر جنگ علیه ایران ارسال کرده و برای مدیریت قیمت سوخت، مجبور به توافق بر روی واردات گازوئیل از روسیه گردیده است، اما پرسش اساسی‌تر این است که او پس از عبور از مانع دوازدهم آبان—که به‌عنوان آخرین ابزار نظارتی انتخاباتی بر دوره ریاست‌جمهوری‌اش محسوب می‌شود—چه رویکردی را در پیش خواهد گرفت.

جنگ در برگه‌های رأی؛ ارتباط مستقیم تورم با سیاست‌های بین‌المللی

جنگ به‌عنوان بارزترین نمونه‌ای شناخته می‌شود که در آن تصمیمات دیپلماتیک و نظامی به‌طور مستقیم بر معیشت مردم تأثیر می‌گذارد.

اگرچه در نظرسنجی «شورای شیکاگو در امور جهانی» ۳۷ درصد از شرکت‌کنندگان، تورم و هزینه‌های زندگی را مهم‌ترین عامل رأی خود معرفی کرده و تنها ۲ درصد به‌طور مستقیم به جنگ ایران اشاره داشته‌اند—که شاید به دلیل پایین بودن تلفات جانی آمریکائی‌ها باشد—اما آمار نشان می‌دهد که مردم، افزایش قیمت‌ها را ناشی از تصمیمات کاخ سفید می‌دانند.

بر اساس تحقیقاتی که توسط «موسسه امور جهانی» انجام شده، ۸۱ درصد از آمریکایی‌ها اعتقاد دارند که جنگ با ایران بر هزینه‌های زندگی تأثیر گذاشته و این عدد در نظرسنجی شورای شیکاگو به ۸۶ درصد می‌رسد.

علاوه بر این، ۸۱ درصد از پاسخ‌دهندگان جنگ‌های تجاری و تعرفه‌ها را عامل کاهش قدرت خرید خود دانسته و نظرسنجی «موسسه کیتو» نشان می‌دهد که ۷۵ درصد از مردم اعتقاد دارند سیاست‌های تعرفه‌ای بر نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای تأثیرگذار است.

این نارضایتی‌ها محدود به دو حزب نیست؛ چرا که محبوبیت سیاست‌های اقتصادی و بین‌المللی ترامپ حتی کمتر از محبوبيت کلی او—که در آمار تاریخی ۳۷ درصد ایستاده است—می‌باشد و این نشان‌دهنده این است که بسیاری از حامیان قدیمی او نیز با این تصمیمات موافق نیستند.

تحول شخصیت ترامپ؛ از رهبری قدرتمند به سیاستمداری بی‌احتیاط

دومین استثنا زمانی به وقوع می‌پیوندد که خطاهای عمده بین‌المللی، تصویر رئیس‌جمهور در افکار عمومی را تخریب کند؛ همان‌طور که افتضاح خروج از افغانستان در سال ۲۰۲۱ اثرات جبران‌ناپذیری بر اعتبار جو بایدن گذاشت و ترامپ توانست با بهره‌برداری از این تحولات، خود را به‌عنوان یک رهبر قدرتمند و صلح‌طلب نمایان کند.

امروز این اعتبار دوگانه از بین رفته است؛ ترامپ نه‌تنها در مدیریت بحران‌های گذشته ناتوان بوده، بلکه وعده اصلی خود را برای پرهیز کشور از جنگ‌های پرهزینه و بی‌پایان به باد داده است.

در یک نظرسنجی مشترک که توسط شبکه خبری سی‌ان‌ان و مؤسسه اس‌اس‌آراس انجام شده است، رضایت عمومی از مدیریت سیاست خارجی ترامپ به ۲۹ درصد کاهش یافته و تنها یک چهارم آمریکایی‌ها بر این باورند که او دارای یک استراتژی مشخص در قبال تهران است.

همچنین در تحقیقاتی که توسط مؤسسه یوگاو انجام شده، ۵۶ درصد از مردم، واژه «بی‌احتیاط» (Reckless) را برای توصیف ترامپ کاملاً مناسب دانسته‌اند که به رشدی ۵ درصدی دست یافته، در حالی که عنوان «رهبر قدرتمند» روندی نزولی را تجربه کرده است.

نگرانی در ایالت‌های کلیدی و سؤال از تصمیمات پس از دوازدهم آبان

با توجه به تاریخچه انتخابات میان‌دوره‌ای که معمولاً به‌عنوان رفراندومی علیه حزب حاکم تلقی می‌شود، جمهوری‌خواهان شانس کمی برای پیروزی دارند، اما تأثیر سیاست خارجی در ایالت‌های خاکستری و انتخاباتی با رقابت نزدیک می‌تواند به شکست آنها منجر شود.

این نگرانی باعث شده است که برخی از نامزدهای محافظه‌کار به‌وضوح از کاخ سفید فاصله‌گیری کنند؛ به‌طور مثال، مایک راجرز، نامزد سنا در میشیگان، شفافاً ابراز کرده که جنگ با ایران باید به سرعت خاتمه یابد تا خانواده‌ها بتوانند به آرامش برسند و اشلی هینسون در آیووا اصرار دارد که شهروندان نباید هزینه جنگ با ایران را از جیب خود بپردازند.

اگرچه ترامپ با خرید گازوئیل از مسکو تلاش دارد قیمت‌های انرژی را کنترل کند، اما دادن امتیاز به ولادیمیر پوتین ضعف دیگری از او را نمایان می‌سازد و ناتوانی او در خاتمه جنگ اوکراین را به روشنی نشان می‌دهد.

با این حال، تجربه تاریخی نیز هشداری نگران‌کننده به همراه دارد؛ مشابه آنچه در سال ۲۰۰۶ برای جورج بوش رخ داد، که بعد از شکست در انتخابات نه‌تنها راه خود را اصلاح نکرد بلکه با اعزام نیروهای بیشتر آتش جنگ عراق را شعله‌ورتر کرد، ترامپ نیز ممکن است به‌منظور تشدید اقدامات نظامی در منطقه پس از دوازدهم آبان و رهایی از قیدوبند رأی‌دهندگان، اقدام کند؛ رفتاری که دوره ریاست‌جمهوری او را به مقطعی بسیار بحرانی در نظام بین‌الملل تبدیل خواهد کرد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا