کوروش احمدی: نتانیاهو نخستین کسی بود که تاریخ را تحریف کرد و روبیو از او الگو گرفت / سخنان روبیو درباره تمدن، مناسب برای افراط‌گرایان راست است نه رویکردی برای جلب اروپا

اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در خلال سفر به یونان و اشاره به منازعات تاریخی ۲۵۰۰ سال پیش ایران و دولت‌شهرهای یونانی (۴۸۰ پیش از میلاد) به منظور تفسیر جنگ کنونی به‌عنوان یک تقابل تمدنی و تاریخی، با واکنش‌های متعددی در میان محافل سیاسی و رسانه‌ای مواجه شد. برخی از تحلیلگران بر این باورند که این اظهارات بخشی از یک استراتژی نظری از سوی واشنگتن برای تحمیل دیدگاه هانتینگتونی در مورد بحران موجود و همراه کردن دولت‌های اروپایی در یک بلوک تمدنی مشترک علیه ایران تلقی می‌شود؛ تحلیلی که با ادبیات مذهبی و آخرالزمانی راست افراطی در واشنگتن و تل‌آویو نیز هم‌پوشانی دارد.

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین و پژوهشگر تاریخ، در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین این تحلیل‌ها را ناشی از بزرگ‌نمایی بی‌دلیل سخنان راست‌گرایان دانسته و بر این نکته تأکید کرده که چنین مواضعی نماد یک دکترین استراتژیک برای جذب دولت‌های اروپایی نیست، بلکه تقلیدی سطحی از رویکردهای تاریخی نتانیاهو است. به عقیده احمدی، دولت‌های اروپایی، به ویژه احزاب سوسیال‌دموکرات و کشورهای شرقی آسیا مانند ژاپن، به این نوع ادبیات توجهی نمی‌کنند و هدف از این سخنان، تنها فراهم آوردن مواد تبلیغاتی برای جریانات راست افراطی و شبه‌فاشیستی است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل همچنین با نامناسب خواندن شکل‌گیری «خیر و شر» در روابط بین‌الملل در دوران معاصر، تأکید کرد که واکنش جمهوری اسلامی ایران به این نوع لفاظی باید به دور از شعارهای ایدئولوژیک و تحریک‌آمیز باشد. او با ذکر مثال‌هایی از تحریف بیان نبرد ۴۸۰ پیش از میلاد و حوادث آتش‌سوزی سارد و آتن، یادآور شد که نخبگان و پژوهشگران باید پاسخی مستند و علمی فراهم آورند تا ماهیت تحریف‌شده و جعلی داستان‌های تاریخی سیاستمداران نومحافظه‌کار و راست‌گرا در افکار عمومی جهانی روشن شود.

متن کامل گفت‌وگوی خبرآنلاین با کوروش احمدی، پژوهشگر تاریخ و دیپلمات بازنشسته در ادامه آمده است.

روایت روبیو، تقلیدی از رویکرد مشابه نتانیاهو درباره ایران باستان و تاثیری که صرفاً جلب افکار عمومی راست افراطی است

*** اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در سفر به یونان با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شده است. برخی تحلیلگران این سخنان را به درگیری کنونی ایران و آمریکا مرتبط می‌دانند و بر این اعتقادند که واشنگتن در تلاش است تا این جنگ را به‌عنوان یک تقابل تمدنی به تصویر بکشد تا اروپا را به‌عنوان یک اتحاد قوی در برابر ایران جذب نماید. نظر شما در خصوص این تحلیل چیست؟

من به این ابعاد بی‌پایه از سخنرانی روبیو اعتنایی نمی‌کنم. این اظهارات به واقع همان لفاظی‌های آشنا و معمولی هستند که گروه‌های مرتبط با شاخه‌های مختلف راست افراطی همواره برای تبلیغ میان جوامع غیرخودی مطرح کرده‌اند. بنیامین نتانیاهو در گذشته نیز روایت‌های غلط و ناقص از وقایع تاریخی دوران هخامنشی ارائه کرده تا با تفسیر رویدادهای امروزی، بُعدی تاریخی به آنها ببخشد و نشان دهد که اگر با ایران درگیر هستند، بدان سبب است که ایران مظهر شر تاریخی و دائمی از ۲۵۰۰ سال گذشته تاکنون است. نتانیاهو حداقل در ۴ مورد، آخرین بار دقیقاً در روز آغاز جنگ ۴۰ روزه، تلاش کرده که داستان خودساخته اش از مسئله هامان در دوره خشایارشاه را به‌عنوان توجیهی برای حملات اسرائیل به ایران ارائه کند. بنابراین او پیشگام این نوع رفتارهای جعلی بوده است.

سخنان روبیو را می‌توان به‌عنوان یک تقلید ناشیانه از شیوه‌های نتانیاهو تعبیر کرد. این اظهارات در حینی مطرح شدند که او در یونان بود و با توجه به وقوع جنگی میان ایرانیان و یونانیان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، او و اطرافیانش گمان می‌کردند که می‌توانند از آن واقعه تاریخی به نفع خود بهره‌برداری کنند و برای جنگی که دولت ترامپ علیه ایران در حال انجام است، نوعی توجیه تاریخی بیافرینند و بر مبنای آن میان مخاطبان همدلی ایجاد نمایند.

اما من تردید دارم که این لفاظی‌ها بتوانند چنین نتیجه‌ای به همراه داشته باشند یا اساساً در پی هدف اعمال فشار بر تصمیم‌گیران سیاسی کشورها انجام شده باشند. ممکن است این نوع بیان تنها یک ابزار تبلیغاتی برای فریب دادن بخشی از افکار عمومی با تکیه بر گرایش‌های راست افراطی، فاشیستی و نژادپرستانه باشد، اما در سطح دولتی هیچ‌کس به آن توجه نمی‌کند و خریدار ندارد. در میان رسانه‌های معتبر، نهادهای دولتی و احزاب رسمی، هیچ‌کس نگاهی جدی به این نوع مباحث نمی‌کند. به ویژه دولت‌هایی که با رویکردهای پوپولیستی و راست افراطی ترامپ زاویه دارند، همچون دولت‌های لیبرال دموکرات اروپایی و کشورهای دیگر هیچ‌گاه چنین سخنانی را به‌عنوان مبنای عمل دیپلماتیک قرار نمی‌دهند. البته ممکن است احزاب راست افراطی و نژادپرست در اروپا به این روایات تحریف‌شده واکنش نشان دهند، اما سخت به نظر می‌رسد که این بیانات تأثیری در جذب متحدان جدید در سطح دولتی داشته باشد.

این نوع تفکر ترکیبی از ایدئولوژی آخرالزمانی و نگرش‌های نژادپرستانه و ضد مهاجر است

*** آیا باور دارید که به‌طور کلی پایه‌ریزی تئوریک پشت این مسأله وجود ندارد؟ زیرا بعد از هفتم اکتبر، گروه‌های صهیونیستی ادعا کرده‌اند که در مقابل تسخیر اروپا ایستاده‌اند و حالا نیز نوعی نبرد تمدنی و دوگانه خیر و شر میان ایران و غرب به تصویر کشیده می‌شود.

در بین گروه‌هایی که به چنین گفتمان‌هایی اعتقاد دارند، از راست مسیحی گرفته تا صهیونیست‌های مسیحی و اوانجلیست‌های آمریکایی، این ادبیات طرفدارانی دارد. بحث‌هایی پیرامون جنگ‌های آخرالزمانی، معرفی ایران به‌عنوان مظهر «شر» و دیگر سو به‌عنوان نماد «خیر» در میان جریان‌های افراطی حاشیه‌ای در آمریکا و به‌طور غیرمستقیم در بین راست‌گرایان اروپایی رواج دارد. دفاع روبیو از تمدن غرب در برابر مدرنیته و تهدیدات خارجی نیز با سرچشمه‌هایی از نگرش‌های نژادپرستانه و ضد مهاجرت ترامپیسم و حامیان آن در اروپا ارتباط دارد و از این رو، سخنرانی روبیو بیشتر به ابزاری فراتر از توجیه جنگ غیرقانونی علیه ایران نگریسته می‌شود.

آنچه در اظهارات روبیو مشاهده می‌شود، هم‌چون یک الگوگیری از لفاظی‌های افراطی این جریانات حاشیه‌ای است که در سطوح بالاتر تحت زبان یک وزیر امور خارجه یک ابرقدرت مطرح شده است، امری که به نظر می‌رسد بی‌سابقه باشد. این کنش در راستای اقدام نتانیاهو قرار دارد که در تلاش است برای تنش‌های فعلی با حکومت کنونی ایران، پیوند تاریخی ۲۵۰۰ ساله را تعریف و تئوریزه کند. به کارگیری چنین ابزاری از سوی وزیر خارجه یک دولت مهم غربی، به تصور من تا کنون بی‌سابقه بوده است.

صورتبندی تقابل خیر و شر در روابط بین‌الملل در دوران مدرن امری بی‌سابقه است

*** اساساً از منظر علم سیاست، آیا صورتبندی تقابل خیر و شر در روابط بین‌الملل کنونی جایی دارد؟

این نوع صورتبندی‌ها در روابط بین‌الملل مدرن هیچ مکانتی ندارند و اصولاً بی‌سابقه به‌نظر می‌رسند. رویکرد «خیر و شر» به مظاهر و رقابت‌های ژئوپلیتیک هیچ اساس علمی و حقوقی ندارد. حتی در جریان جنگ جهانی دوم نیز دیگر هیچ‌گاه بحث جنگ آخرالزمانی یا به کارگیری روایت‌های تاریخی برای تحمیل برچسب خیر و شر بر دشمنان به این صورت مطرح نبود.

این رویکرد از ترکیب عناصر مذهبی آخرالزمانی و منافع سیاسی معاصر ناشی می‌شود که در پیوند با رفتارهای افراطی شکل گرفته است. چنین ترکیب نامتجانسی محیط مساعدی برای گسترش این نوع خوانش‌های تحریف‌شده فراهم می‌آورد. متأسفانه شاهد تلاش‌های جریانات ترامپیستی برای ترویج اینچنین ادبیاتی در روابط بین‌الملل هستیم.

کوروش احمدی: نتانیاهو مبدع جعل تاریخ بود و روبیو الگوبرداری کرد / لفاظی تمدنی روبیو در آتن خوراک راست افراطی است نه راهبرد جذب اروپا

پاسخ ما باید مستند، تاریخی و آکادمیک باشد و نه شعاری و تقابلی

*** چندین مقام در کشورمان واکنش‌های متعددی نسبت به این سخنرانی ابراز کردند. به نظر شما چگونه می‌توان به شکلی اصولی با این نوع مواضع روبرو شد؟

باید به این نوع لفاظی‌ها پاسخ دهید، هرچند که این نوع پیش‌آمدها نتیجه عملکرد یک جریان نظری حاشیه‌ای است و تأثیر چندانی در تحولات کلان ندارند. اما پاسخی که ارائه می‌شود نباید شبیه به نوع برخورد روبیو باشد؛ به عبارت دیگر، نباید خواسته یا ناخواسته و در عمل به تقابل تمدنی و جنگ فرهنگی دامن بزند.

اگر آن‌ها نادرست و ناقص تاریخی را ارائه می‌دهند، ما نباید با روایتی ضعیف و شعاری به مواجهه بپردازیم. رویکرد ما در مباحث تاریخی باید کاملاً آکادمیک، پژوهشی و مستند باشد. برای نمونه، در بحث رویدادی که در سال ۴۸۰ پیش از میلاد به وقوع پیوسته، باید به این نکته توجه داشت که لشکرکشی خشایارشاه به آتن، پاسخی به عملکرد آتنی‌ها و برخی دیگر از دولت‌شهرهای یونانی بود که ۱۸ سال پیش از آن، شهر «سارد» (مرکز ساتراپی لیدی در امپراتوری هخامنشی) را به آتش کشیده بودند. آن درگیری‌ها بخشی از کنش‌ها و واکنش‌های پیچیده سیاسی و نظامی میان قدرت‌های آن زمان بود و به هیچ وجه حمله امپراتوری هخامنشی به آتن از روی «توحش» نبود.

بدین ترتیب، پاسخی که از سوی نخبگان و نهاد دیپلماسی ارائه می‌شود باید به‌اندازه کافی مستند و محکم باشد تا برای نخبگان و افکار عمومی بین‌المللی قابل قبول باشد و طرف مقابل را در بن‌بست استدلالی قرار دهد و ابزار تحریف تاریخ را از دست او بگیرد، نه اینکه با پاسخی ساده‌لوحانه و شعاری به دام این دست از فضاسازی‌های تبلیغاتی بیفتیم.

۴۲/۴۲

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا