ازدواج در سنین کودکی؛ پدیده کودک‌همسری؛ فقر یا فرهنگ تحمیلی؟

“`html

کودک‌همسری پدیده‌ای است که بیشتر از آنکه به سبب ممنوعیت‌ها و مجازات‌ها بروز کند، به دلیل فقر و عوامل فرهنگی عمیق در جامعه ریشه دوانیده و به واسطه پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌توان آن را کاهش داد.

کودکی در لباس سفیدی که بر تن دارد، با گل‌هایی بر سرش، به خنچه عقد می‌نگرد و با لبخندی شادمانه، احساس خوشحالی را نشان می‌دهد. عاقد شروع به خواندن خطبه می‌کند و بستگانش با گفتن اینکه «رفته‌اند که گل بچینند»، به شوق آمده‌اند. در زیر او بالشتی قرار داده‌اند تا قامت کوتاهش کمتر به چشم بیاید. عاقد بار دیگر از او سؤال می‌کند که آیا وکیلی دارد یا خیر. پدرش چاره‌ای ندارد و اجازه می‌دهد. حالا کودک باید انگشتش را به عسل آغشته کرده و در دهان داماد بزرگ‌سالی بگذارد که فاصله سنی چندانی با پدر عروس ندارد. این مشاهدات، نشان‌دهنده غنچه عقدی است که برای این دختر ۹ ساله برپا شده؛ دختری که در حال حاضر باید دوران کودکانه‌اش را بگذرانده و بازی کند، نه اینکه مسئولیت شوهرداری را بر دوش بگیرد! امروز روز ملی کودک است و همگان در این روز برای کودکان جشن و شادی ترتیب می‌دهند؛ برخی به شهربازی‌ها می‌روند و برخی دیگر با خرید اسباب‌بازی‌هایی جالب غافلگیر می‌شوند.

اما در این میان، کودکانی وجود دارند که به دلایل اقتصادی و باورها و نگرش‌های ریشه‌دار، در دیروز به عقدی نشسته‌اند که هنوز هم لباس‌ها و تور سفید آن‌ها بزرگ‌تر از اندازه‌شان است. این پدیده در واقع فقط مختص به ایران نیست و مسأله کودک‌همسری از دیرباز در این منطقه ناآرام و پرتنش به نام خاورمیانه دیده شده‌است. تفاوتی ندارد که کودک ایرانی باشد یا عرب، افغان باشد یا پاکستانی؛ چه بسیارند کودکانی که قربانی معیشت و سنت‌های غلط گشته‌اند.

در این میان، حاکمان نیز به طرز پنهانی و یا علنی از این پدیده حمایت کرده‌اند. در سرزمین عزیزمان نیز این موضوع مشهود است. برخی جریانات با تأکید بر «ازدواج در سن پایین» و راه‌اندازی پلتفرم‌های همسریابی همچون «آدم و حوا» به تبلیغ و تشویق خانواده‌ها به سمت کودک‌همسری پرداخته‌اند. از طرف دیگر، در همین کشور، کودکانی در روستاها زندگی می‌کنند که پدرانشان به دلیل مشکلات اقتصادی و با هدف کاهش بار معیشتی، دختران خود را به عقد دیگران درمی‌آورند. روز ملی کودک می‌تواند فرصتی برای شاد کردن این کودکان فراهم آورد، اما آیا به مسأله عمیق‌تری که زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده است، توجه نموده‌ایم؟ این جهان شیرین کودکان، قربانی این مسائل گشته است.

کودک‌همسری؛ فقر یا فرهنگ دستوری؟

کامبیز نوروزی، حقوقدان، با بررسی ابعاد حقوقی و اجتماعی کودک‌همسری در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» بیان کرد: کودک‌همسری شرایطی است که در آن کودکان مورد نظر، یعنی افرادی که سن قانونی را هنوز کسب نکرده‌اند، در مواقعی ازدواج می‌کنند که قانون آن‌ها را کودک به شمار می‌آورد. با این حال، تحلیل این موضوع به سادگی امکان‌پذیر نیست. در ایران، عده‌ای به مقوله کودک‌همسری اعتقاد دارند و نظراتی درباره ازدواج در سنین پایین وجود دارد که به‌طور فعال افراد را به این نوع از ازدواج تشویق می‌کند.

از سوی دیگر، هیچ اقدام قاطعی در مقابله با کودک‌همسری اتخاذ نمی‌شود. موضوع کودک‌همسری فراتر از جنبه‌های قانونی و حقوقی، باید از دیدگاه جامعه‌شناسی حقوقی مورد تحلیل قرار گیرد و این سؤال مطرح گردد که چرا در برخی گروه‌های اجتماعی یا نژادی تمایل به کودک‌همسری وجود دارد و خانواده‌ها فرزندان خود را در سنین کودکی به ازدواج وا می‌دارند، به‌ویژه در مورد دختران که این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، حتی در سنین که کودک به هیچ‌وجه از مفهوم زندگی خانوادگی آگاهی ندارد.

ازدواج زودهنگام؛ مخاطراتی فراتر از قانون

نوروزی ادامه داد: همانطور که اشاره شد، کودک‌همسری باید از منظر جامعه‌شناسی بررسی شود. ازدواج در سنین کودکی می‌تواند شرایط دشواری برای دختران رقم بزند. یکی از این مخاطرات، مسأله جسمانی است. اینکه آیا یک دختر که به بلوغ جنسی رسیده، قادر به تحمل روابط زناشویی و پس از آن بارداری و زایمان یک کودک می‌باشد، موضوعی است که باید به‌ویژه پزشکان به آن پاسخ دهند.

آنچه که در واقعیت می‌بینیم، این است که در سنین پایین، هم روابط زناشویی می‌تواند خطرناک باشد و هم بارداری و زایمان. نکته حائز اهمیت این است که نه تنها نظام سیاسی کشور به این موضوع توجهی نشان نمی‌دهد، بلکه بسیاری از منتقدان کودک‌همسری هم به این نکته آگاه نیستند که تمایل برخی جوانان به ازدواج زودهنگام کودکان عمدتاً ریشه در شرایط اقتصادی، اجتماعی و فقر دارد.

پشت‌پرده کودک‌همسری

نوروزی اظهار داشت: اگر بخواهیم به سادگی توضیح دهیم، برخی از اقشار اجتماعی ممکن است بگویند یک نان‌خور کمتر. در واقع فقر یکی از عوامل اصلی کودک‌همسری است، با این حال نباید فراموش کرد که پدر و مادری که فرزند دختر یا پسرش را در سن کودکی به ازدواج وامی‌دارد، از عواقب این کار آگاهی دارد. این افراد نیز به هر حال زن یا مردی هستند که با مسائل اجتماعی آشنا هستند و می‌دانند که ازدواج در چنین سنینی چه خطراتی دارا خواهد بود.

بسیاری از اوقات شرایط ناگزیر زندگی انسان‌ها را وادار به انجام کارهایی می‌کند که شاید خودشان نیز رغبتی به آنها نداشته باشند؛ بنابراین اقدامات آموزشی یا تبلیغاتی به تنهایی نمی‌توانند به حل معضل کودک‌همسری کمک کنند و تا زمانی که شرایط و علل پایه‌ای کودک‌همسری دست‌خوش تغییر نشوند، امکان مقابله اجتماعی با این پدیده وجود نخواهد داشت. نکته کلیدی این است که حتی مجازات‌ها نیز نمی‌توانند مؤثر واقع شوند. شما چگونه می‌خواهید پدری را که خود در شرایط فلاکت‌آمیز گرفتار است، مجازات نمایید؟ بلکه احتمالاً شرایط به مراتب بدتر نیز خواهد شد.

حتی حمایت‌های قانونی برای جلوگیری از کودک‌همسری نیز به میزان معقولی می‌توانند مؤثر باشند که در صورت وجود پذیرش اجتماعی آنها، کارآمد خواهد بود. وقتی که شرایط اجتماعی زمینه‌ساز کودک‌همسری باشد، به طبیعت قانون هم نمی‌تواند در جلوگیری از آن به‌خوبی عمل کند. یکی دیگر از عواملی که در کنار فقر به وجود می‌آید، عامل فرهنگی است. هنوز افرادی وجود دارند که به این باورند که دختران وقتی به بلوغ می‌رسند، نباید در خانه پدر خود باقی بمانند. این باورها وابسته به سنت‌هایی هستند که در جوامع کمتر توسعه‌یافته رایج می‌باشند و بدون توجه به آن‌ها نخواهیم توانست درک دقیقی از مسأله کودک‌همسری پیدا کنیم.

پلتفرم‌های همسریابی؛ تبلیغ یا واقعیت؟

نوروزی در مورد فعالیت برخی پلتفرم‌های همسریابی و ثبت مشخصات کاربران کم‌سن در این سامانه‌ها، گفت: این نوع سایت‌ها به جریانات خاص سیاسی مرتبط با حاکمیت تعلق دارند. گروه‌هایی وجود دارند که ترویج‌دهنده کودک‌همسری محسوب می‌شوند. با این وجود، اطلاعات دقیق و مستند درباره تعداد کاربرانی که از این نرم‌افزارها بهره می‌برند، در دسترس نیست. حتی می‌توان درباره ثبت‌نام‌ها نیز تردید داشت که چقدر واقعی هستند و آیا صرفاً برای اهداف تبلیغی استفاده می‌شوند یا خیر.

این موضوع مشابه مسأله فرزندآوری است که تبلیغات زیادی در این خصوص به راه انداخته شده، در حالی که اصل بحث فرزندآوری برای زوج‌ها و تعداد مطلوب فرزندان برای خانواده‌ها تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی و به‌ویژه رویکردهای ارزشی قرار دارد. با تمام تبلیغاتی که در جهت طرح و قانون فرزندآوری صورت گرفت، این قانون به‌طور کامل شکست خورد و نتوانست حداقل تأثیری در افزایش جمعیت بگذارد، حتی نرخ رشد جمعیت و تولد در دو سال اخیر به‌طرز محسوس کاهش یافته است.

قانونگذاری بدون شناخت جامعه

این حقوقدان توضیح داد: قانون‌گذار ایرانی تقریباً به مقوله اجتماعی هیچ توجهی ندارد و به‌طور زیربنایی و کورکورانه قانون تنظیم می‌کند. او هیچ‌گاه به وضعیت واقعی جامعه نمی‌نگرد. به همین دلیل، با اتکا به لابی‌ها و فشارهای سیاسی، قوانینی را به تصویب می‌رسانند که تنها بار مالی به دوش دولت‌ها می‌گذارد و عملاً نیز بی‌ثمر است. پس از شکست این قوانین، هیچ‌کس متعرض آنها نمی‌شود و هیچ‌کس به این اعتراف نمی‌کند که این قوانین اشتباه بوده‌اند.

آغاز یک بحران خانوادگی

نوروزی در رابطه با مسئله کودک‌همسری بیان کرد که نکته اساسی در-file‌ این مقوله وجود دارد که در پرونده‌های طلاق نیز گاهی مشاهده می‌شود. کودکان زمانی ازدواج می‌کنند که هنوز هیچ تجربیات اجتماعی کسب نکرده‌اند، هنوز به جامعه وارد نشده و هنوز برخورهای اجتماعی را تجربه نکرده‌اند. پس از گذشت مدتی از وقت آن‌ها، و زمانی که کم‌کم می‌فهمند زندگی چه معنایی دارد، درگیر تجربیاتی می‌شوند که ممکن است زندگی آن‌ها را دچار دگرگونی کند.

مثلاً ممکن است با افراد جدیدی آشنا شوند و رویدادهایی مانند عاشق شدن پیش بیاید که چنین موضوعاتی می‌تواند به بحران‌های خانوادگی، طلاق و حتی اقدام به قتل منجر شود؛ نمونه‌هایی از این قبیل وجود داشته است. اما قانون‌گذار ایرانی و نهادهای اجرایی کشور هیچ‌گاه به این خصوصیات توجه نمی‌کنند و تنها تصور می‌کنند که هر قانونی که نوشته شود، با استقبال مردم مواجه خواهد شد. این یک باور اشتباه و ناکام است که جامعه بهای آن را پرداخت می‌کند.

عادی‌سازی کودک‌همسری

این حقوقدان در خصوص عادی‌سازی کودک‌همسری در فضای مجازی بیان کرد: به دلیل اینکه جریانات سیاسی با تفکرات نادرست خود می‌کوشند بر الگوهای زندگی جامعه تأثیر بگذارند و آن‌ها را به‌زور تغییر دهند، این موارد درباره کودک‌همسری نیز نمود پیدا می‌کند.

در هفته‌های اخیر چه هجمه‌هایی علیه کافه‌ها و فعالیت‌های کافه‌داری را شاهد بوده‌ایم. جریانات سیاسی تندرو به طور مکرر مطالبی را علیه کافه‌ها و مشتریان آن‌ها منتشر می‌کنند. حتی نیروی انتظامی هم مواردی را علیه کافه‌ها مطرح کرده است.

یک جریان وجود دارد که به هر قیمتی بر آن است تا سبک زندگی مورد استقبال خود را—که در واقع سلیقه شخصی‌اش است—به جامعه تحمیل کند. البته تجربیات جامعه ما نشان می‌دهد که این جریان‌ها جز هزینه‌های مادی و معنوی، هیچ نتیجه خاصی نداشته و تأثیرگذار نبوده‌اند.

فرهنگ دستوری؛ تجربه‌ای شکست‌خورده

نوروزی افزود: در تمامی مسائلی که مربوط به الگوهای زندگی و ارزش‌های مطلوب فرهنگ عمومی می‌باشد، نظام فرهنگ دستوری ناموفق بوده است. مواردی مانند پوشش زنان، استفاده از ویدئو در گذشته، بهره‌برداری از ماهواره در سال‌های اخیر، فیلترینگ و فیلترشکن‌ها همه نمونه‌هایی از دستورات آسیب‌زای این نوع فرهنگ هستند که نه تنها از آن‌ها به نتایج مثبتی دست نیافته‌ایم، بلکه بار مالی و معنوی هنگفتی نیز بر دوش جامعه نهاده شده است؛ این دیگاه به‌عبارتی، یک دیدگاه ناکام است که تلاش‌هایش برای تحمیل سلیقه گروه‌های اندکی به جایی نرسیده است.

راه مقابله با کودک‌همسری

نوروزی در خاتمه در مورد روش‌های مقابله با پدیده کودک‌همسری گفت: بهترین روش برای مبارزه با کودک‌همسری، اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در مناطقی است که این پدیده بیشتر رواج دارد. به‌طورکلی با ارتقای سطح توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، معمولاً سن ازدواج افزایش می‌یابد. به عنوان مثال، اگر تهران را با ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته مقایسه کنیم، سن ازدواج به حداقل پنج تا شش سال بیشتر شده است. بنابراین تنها با تحصیل، مجازات یا ممنوعیت‌های قانونی نمی‌توان کودک‌همسری را متوقف کرد، بلکه باید به ریشه‌ها و علل اصلی آن پرداخته شود. این ریشه‌ها در کیفیت توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود نهفته است. اگر این تغییرات حاصل شود، در گذر زمان و به تدریج، پدیده کودکی‌همسری نیز به شدت کاهش خواهد یافت.

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا