رقیب تازه نورالینک از راه رسید
بازار رابطهای مغز و رایانه وارد مرحله تازهای شده است. استارتاپی به نام Bridge Neurotech در حالی فعالیت خود را آغاز کرده که میخواهد یک مشکل قدیمی این حوزه را حل کند: برای ارتباط مستقیم مغز با رایانه، همیشه نباید به جراحی و کاشت تراشه درون جمجمه متوسل شد. این شرکت با جذب ۱۳.۵ میلیون دلار سرمایه، توسعه رابطی را دنبال میکند که با استفاده از امواج فراصوت و یک وسیله پوشیدنی، فعالیت مغز را بدون کاشت دائمی حس کند.
به گزارش وایرد، شرکت Bridge را ویل بیدرمن، پژوهشگری که پیشتر در طراحی تراشه مورد استفاده در نخستین دستگاههای نورالینک نقش داشته، راهاندازی کرده است. بیدرمن میگوید اختلاف اصلی او با مسیر رایج بازار، به نگاه متفاوت درباره آینده رابطهای مغز و رایانه برمیگردد. شرکتهایی مانند نورالینک، Synchron و Precision Neuroscience روی سامانههایی کار میکنند که برای دریافت سیگنالهای دقیق، به نوعی جراحی نیاز دارند. این روشها میتوانند برای افرادی که توانایی حرکت یا صحبت کردن را از دست دادهاند بسیار ارزشمند باشند، اما استفاده از آنها برای جمعیت گسترده با مانع پزشکی و هزینهای روبهروست.
Bridge میخواهد از این مانع عبور کند. ایده اصلی شرکت، استفاده از کاوشگرهای فراصوت در نزدیکی شقیقه است؛ جایی که استخوان جمجمه نازکتر از بسیاری نقاط دیگر است. امواج فراصوت میتوانند تغییرات جریان خون و فعالیت غیرمستقیم مغز را دنبال کنند. دادههای بهدستآمده سپس با کمک مدلهای هوش مصنوعی تفسیر میشوند تا الگوهای مربوط به حرکت، توجه یا قصد کاربر به فرمانهای دیجیتال تبدیل شود.
این روش هنوز در ابتدای راه است. مغز انسان سیگنالهای بسیار پیچیدهای تولید میکند و هر فرد الگوی عصبی متفاوتی دارد. چیزی که برای یک کاربر قابل تشخیص است، ممکن است در مغز فرد دیگر بهسادگی دیده نشود. علاوه بر آن، فراصوت بهطور مستقیم تمام فعالیتهای عصبی را ثبت نمیکند، بلکه از نشانههای غیرمستقیم کمک میگیرد. همین مسئله دقت و سرعت سیستم را به چالش میکشد. Bridge امیدوار است مدلهای پیشبینیکننده هوش مصنوعی بتوانند بخشی از این تأخیر را جبران کنند.
تفاوت مهم این فناوری با تراشههای کاشتنی، در سطح ریسک پزشکی است. کاشت تراشه نیازمند جراحی، مراقبتهای پس از عمل و پذیرش خطر عفونت یا آسیب بافتی است. حتی اگر نتیجه درمانی مطلوب باشد، بسیاری از افراد سالم یا کسانی که فقط به کمک محدود نیاز دارند، حاضر نیستند برای استفاده از یک ابزار دیجیتال وارد اتاق عمل شوند. یک وسیله پوشیدنی، اگر واقعاً بتواند سیگنالهای مفید دریافت کند، میتواند گروه بزرگتری از کاربران را هدف بگیرد.
البته پوشیدنی بودن بهخودیخود مشکل را حل نمیکند. دستگاه باید روی سر ثابت بماند، با حرکت بدن دچار اختلال نشود و در محیطهای مختلف عملکرد قابل پیشبینی داشته باشد. یک سامانه که فقط در آزمایشگاه و با تمرکز کامل کار میکند، هنوز محصول مناسب بازار نیست. کاربر باید بتواند آن را در خانه، مدرسه، محل کار یا هنگام حرکت استفاده کند؛ جایی که صدا، لرزش و تغییر وضعیت بدن کیفیت داده را پایین میآورند.
Bridge اعلام کرده است کارآزماییهای اولیه خود را در ردوود سیتی کالیفرنیا آغاز میکند. در این آزمایشها، شرکتکنندگان کاوشگرهای فراصوت را روی ناحیه شقیقه قرار میدهند و تلاش میکنند فعالیتهای مشخصی را با فرمانهای دیجیتال مرتبط کنند. هدف چنین مطالعهای معمولاً اثبات کامل محصول نیست، بلکه سنجش ایمنی، امکانپذیری و میزان تکرارپذیری دادههاست. اگر نتایج اولیه امیدوارکننده باشد، مسیر آزمایشهای بزرگتر و بررسی کاربردهای درمانی باز خواهد شد.
کاربرد پزشکی نخستین بازار احتمالی این فناوری است. افرادی که به دلیل سکته، آسیب نخاعی یا بیماریهای عصبی توانایی حرکت را از دست دادهاند، میتوانند از رابط مغز و رایانه برای کنترل نشانگر، صندلی چرخدار یا ابزار ارتباطی استفاده کنند. در این حوزه، حتی افزایش کوچک در سرعت یا دقت میتواند تأثیر قابل توجهی بر استقلال فرد داشته باشد. با این حال، پزشکان باید مطمئن شوند دستگاه با درمانهای دیگر تداخل ندارد و دادههای عصبی بیمار بدون رضایت روشن جمعآوری نمیشود.
Bridge به بازار مصرفی هم فکر میکند. کنترل بازیهای ویدئویی، تعامل سریعتر با واقعیت افزوده یا کمک به افراد دارای اختلال تمرکز، از جمله کاربردهایی است که ممکن است در آینده مطرح شود. این بخش جذابتر و پرسودتر به نظر میرسد، اما خطرهای اخلاقی بیشتری دارد. اگر شرکتها بتوانند از سیگنالهای مغز برای تشخیص احساس یا توجه کاربر استفاده کنند، چه کسی مالک این اطلاعات خواهد بود؟ آیا داده عصبی باید مانند رمز عبور و اطلاعات پزشکی، در بالاترین سطح حفاظت قرار گیرد؟
در سالهای گذشته، بحث حریم خصوصی در رابطهای مغز و رایانه بیشتر به داستانهای علمیتخیلی شبیه بود. اما با پیشرفت حسگرها و هوش مصنوعی، این نگرانی واقعیتر شده است. دادههای مغزی میتوانند سرنخهایی درباره خستگی، واکنش احساسی یا ترجیحهای فردی ارائه دهند. اگر چنین دادهای برای تبلیغات، ارزیابی شغلی یا امتیازدهی بیمه استفاده شود، مرز میان فناوری کمککننده و نظارت دائمی از بین میرود. شرکتهای این حوزه باید از همین حالا درباره ذخیرهسازی، حذف و انتقال دادهها توضیح روشن داشته باشند.
رقابت Bridge با Neuralink و شرکتهای مشابه فقط رقابت بر سر یک محصول نیست؛ رقابت بر سر تعریف مسیر این صنعت است. Neuralink روی دقت بالای تراشه کاشتنی و کاربردهای درمانی تمرکز دارد. Bridge میخواهد با کاهش تهاجم پزشکی، کاربران بیشتری را وارد بازار کند. ممکن است در نهایت هر دو رویکرد جایگاه خود را پیدا کنند. بیمارانی با نیازهای پیچیده به تراشه کاشتنی احتیاج داشته باشند و کاربران دیگر از ابزارهای غیرتهاجمی بهره ببرند.
سرمایهگذاری ۱۳.۵ میلیون دلاری نشان میدهد سرمایهگذاران هنوز به آینده رابطهای عصبی امیدوارند، اما این مبلغ در مقایسه با هزینه توسعه تجهیزات پزشکی پیشرفته چندان بزرگ نیست. Bridge باید همزمان آزمایشهای علمی، طراحی سختافزار، توسعه نرمافزار و دریافت مجوزهای لازم را پیش ببرد. این شرکت همچنین باید ثابت کند که فناوریاش فقط یک نمایش آزمایشگاهی نیست و میتواند در طولانیمدت پایدار بماند.
تجربه بیدرمن در طراحی تراشه میتواند به شرکت کمک کند، ولی موفقیت رابط مغز و رایانه فقط به سختافزار وابسته نیست. همکاری با عصبشناسان، متخصصان توانبخشی، پزشکان و گروههای مدافع حقوق بیماران اهمیت زیادی دارد. کاربران نهایی باید در مراحل طراحی حضور داشته باشند؛ زیرا آنها بهتر از هر مدیر فناوری میدانند یک ابزار پوشیدنی در زندگی روزمره چه محدودیتهایی دارد.
اگر Bridge به وعده خود نزدیک شود، شاید در چند سال آینده استفاده از رابطهای عصبی از محیط بیمارستان فراتر برود. اما این آینده نباید فقط با تعداد دستگاههای فروختهشده سنجیده شود. اعتماد، ایمنی و اختیار کاربر به همان اندازه مهماند. فناوریای که قرار است به انسان کمک کند، نباید اطلاعات عمیقترین لایه وجود او را بدون توضیح و رضایت جمع کند.
رقیب تازه نورالینک هنوز محصول نهایی ندارد و راهی طولانی تا اثبات عملکرد در مقیاس گسترده پیش روست. با این حال، ورود آن نشان میدهد مسیر رابطهای مغز و رایانه فقط به کاشت تراشه محدود نمیشود. تلاش برای ساخت ابزارهای غیرتهاجمی میتواند رقابت را گستردهتر کند و در نهایت انتخابهای بیشتری در اختیار بیماران و کاربران قرار دهد؛ البته به شرط آنکه هیجان فناوری جای آزمایش دقیق و مسئولیتپذیری را نگیرد.
منبع: Wired

