پیشنهاد رئیسجمهور سابق ترکیه به تهران برای اجتناب از رویکردهای حداکثری و به نتیجه رساندن توافق / عبدالله گل: فرصت ایران به زودی به پایان میرسد

عبدالله گل، رئیسجمهور سابق ترکیه در تحلیل خود برای پایگاه تحلیلی «پراجکت سیندیکیت» اظهار داشت که در تاریخ ۱۰ اسفند (۲۸ فوریه)، بار دیگر ایالات متحده و اسرائیل با آغاز حملات وسیع و ترور رهبر عالی ایران، جهانیان را در شوک فرو بردند.
غرور ناشی از به چالش کشیدن رقبای قدرتمندتر میتواند رهبران ایران را به سوی اتخاذ رویکردی حداکثری در مطالبات سوق دهد، اما این مدل رفتار اغلب به نتایجی معکوس میانجامد؛ بنابراین رهبری ایران میبایست از این برهه تاریخی بهره گیرد و دستاوردهای کنونی را مستحکم کند. در پی این حملات، شمار تلفات غیرنظامیان به سرعت افزایش یافت و ۱۵۰ غیرنظامی، اغلب کودکان، جان خود را بر اثر اصابت موشکهای آمریکایی به یک مدرسه ابتدایی از دست دادند.
ایران همچنین در پاسخ به این اقدامات، اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکایی در سراسر منطقه را مورد حمله قرار داد و تردد دریایی از تنگه هرمز را با محدودیتهایی روبرو ساخت.
این تهاجم یکجانبه به ایران، هیچگونه مشروعیتی در سطح بینالمللی نداشت و به بحرانزایی در ثبات کل خاورمیانه انجامید.
کشورهای عربی به دلیل استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاک خود، متحمل حملات تلافیجویانه ایران شدند و اقتصاد کشورهای مختلف جهان در پی افزایش بیرویه قیمت انرژی، دچار خسارات شد؛ موضوعی که به اعتبار و موقعیت امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس آسیب جدی وارد کرد.
دو اشتباه بنیادین در محاسبات کاخ سفید
مسئولیت اصلی هر حکومتی حفظ و ارتقای رفاه شهروندان است؛ با توجه به خسارات سنگینی که حاکمیت و مردم متحمل شدهاند، باید اولویت نخست معطوف به لغو تحریمها و بهبود وضعیت معیشتی مردم باشد. رئیسجمهور پیشین ترکیه سپس افزود: در تاریخ ۱۸ فروردین (هفتم آوریل)، روزنامه نیویورکتایمز گزارشی منتشر کرد که چگونگی ترغیب بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به حمله به ایران را بررسی میکرد؛ تصمیمی که نیازمند دو تحلیل بنیادی است.
نخست، این واقعه نمایانگر آن است که ایالات متحده به آسانی میتواند وارد جنگی شود. بدون شک، یک ابرقدرت که در اختیار تسلیحات هستهای است، باید در موضوعات جنگ و صلح دارای سازوکارهای تصمیمگیری مستحکم باشد.
دوم، پیروزی گذشته آمریکا در ونزوئلا به طور نامعقولی روحیهای کاذب را در ایالات متحده به وجود آورد که به تهاجم به ایران منجر شد.
دولت ترامپ بر این باور بود که قدرت نظامی میتواند تحریکی غیرقابل توقف باشد، اما اوضاع در مواجهه با ایران به مراتب پیچیدهتر و دشوارتر بوده است.
آنگاه که آمریکاییها متوجه شدند که تنها وجه مشترک میان دو کشور، ذخایر نفتی آنها است، دیگر زمان برای اقدام دیر شده بود.
تصویر کشور که در باتلاق تنش با ایران فرورفته، به شدت بر اعتبار بینالمللی واشنگتن لطمه زده است؛ در حالی که پیش از این رقبای اصلی آمریکا ابرقدرتهایی چون چین و روسیه بودند، اما اکنون ایران نیز به این معادله افزوده شده است.
تضعیف هژمونی آمریکا و گرایش اعراب به سمت شرق
اسرائیل مدتهای مدیدی سعی داشت عربستان را به همکاری با واشنگتن در برنامهریزی نظامی علیه ایران سوق دهد، اما پادشاهی سعودی با بصیرتی هوشمندانه از این دام اجتناب کرد و شایسته است که رهبران ایران این روحیه احتیاط را قدردانی کنند. رئیسجمهور اسبق ترکیه بر این باور است که در عین حال، کشورهای حاشیه خلیج فارس به خاطر اقدامات غیرمحتاطانه آمریکا با خسارات جدی روبرو شدهاند.
اعتماد این کشورها از سال ۲۰۱۹ وقتی آسیب دیده بود که ایالات متحده پس از وقوع حملات به تاسیسات نفتی عربستان، نتواست به تعهدات خود به عنوان ضامن امنیت پایبند بماند.
اکنون، پایگاهها و داراییهای نظامی آمریکا در خاک کشورهای خلیج فارس، به جای آنکه منبعی از امنیت باشند، به نقطه ضعفی تبدیل شدهاند و واشنگتن دیگر به عنوان یک شریک امنیتی قابل اعتماد تلقی نمیشود.
بدون تردید، کشورهای خلیج فارس به سمت تنوع بخشیدن به شرکای بینالمللی خود در حوزههایی علاوه بر دفاعی، به ویژه تجارت، حرکت خواهند کرد؛ روندی که هژمونی و تسلط آمریکا در منطقه را به شدت به چالش خواهد کشید.
چین ممکن است بزرگترین بازنده این تغییرات باشد، بهخصوص با توجه به موقعیتی که در پی میانجیگری توافق آشتی میان ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ کسب کرده است.
ایران، اگرچه به هزینههای قابل توجهی دچار شده، اما ثابت کرد که توانایی پاسخگویی به حملات آمریکا و اسرائیل و در عین حال ایستادگی در برابر آنان را دارد.
انتظار داخلی و تغییر در ساختار حاکمیتی که بسیاری در غرب انتظارش را میکشیدند، محقق نشد و بلکه ایرانیها در برابر یک متجاوز خارجی متحد شدند.
ضرورت حرکت از رویکرد حداکثری به سمت اولویتدهی به رفاه عمومی
ایران میبایست از اتخاذ مواضع حداکثری اجتناب کند؛ چرا که این کشور میتواند به لغو تحریمها، پایان محاصره دریایی و بازگشت به جامعه جهانی دست یابد، بدون آنکه ناچار به تسلیم باشد. با این حال، این تحلیلگر ارشد بینالمللی تاکید کرد که ایران باید به دقت و با تدبیری کامل حرکت کند و بین دستاوردهای کوتاهمدت و پیروزیهای راهبردی بلندمدت تفاوت قائل شود.
غرور ناشی از به چالش کشیدن رقبای مستحکمتر ممکن است رهبران ایران را به اتخاذ یک رویکرد حداکثری وادارد، اما مسیر اخیر میتواند به نتایج معکوس منجر گردد؛ بنابراین رهبری ایران باید از این برهه برجسته تاریخ بهره برده و دستاوردهای خود را تقویت کند.
دو موضوع بنیادی در این زمینه شایسته بررسی دقیق و عمیق است: نخست نظام سیاسی و رفاه داخلی در ایران، و دوم ایجاد نظم منطقهای پایدار که فرصتی برای همکاریهای متقابل سودآور ارائه میدهد.
اگرچه ممکن است چنین بهنظر برسد که ایران توان تحمل این منازعه را برای مدتی طولانی دارد، اما رهبران باید تبعات سنگین آن را در نظر بگیرند.
مسئولیت اصلی هر حکومتی، حفظ و ارتقای رفاه شهروندان است؛ در این شرایط که هم حاکمیت و هم مردم متحمل خسارات جدی شدهاند، باید دستیابی به لغو تحریمها و بهبود وضعیت معیشتی مردم به عنوان اولویت نخست مورد توجه قرار گیرد.
علاوه بر این، اهرم راهبردی که ایران در کنترل تنگه هرمز به دست آورده، دائمی نیست و مسیرهای جایگزین خطوط لوله به سرعت در حال شکلگیری است.
رهبران ایران همچنان باید به مناسبات آینده با همسایگان خلیج فارس توجه داشته باشند؛ چرا که اسرائیل مدتها به دنبال تشویق عربستان به همکاری با واشنگتن در راستای مقابله نظامی با ایران بوده، اما پادشاهی سعودی به طرز هوشمندانهای از این دام اجتناب کرده و شایسته است که رهبران ایران این خویشتنداری را درک کنند.
افق عادیسازی روابط منطقهای و فرصتی رو به زوال در نوامبر
نویسنده یادداشت با اشاره به این موضوع که در شرایط کنونی و زمانی که کشورهای عربی به وابستگی امنیتی خود به آمریکا شک و تردید دارند، ادامه تنشآفرینی به تهدید جدی برای دستاوردهای راهبردی تهران تبدیل خواهد شد، اظهار داشت که برای تحقق موازنهای نوین در منطقه، ایران و عربستان باید روابط خود را به حالت عادی بازگردانند.
این اقدام خود به تنهایی تحولی بزرگ خواهد بود، زیرا امکان خواهد داد تا دو کشور به جای نگریستن به یکدیگر به عنوان تهدیدی دائمی، به همگرایی بپردازند.
علاوه بر این، عادیسازی روابط میان کشورهای مسلمان میتواند پیشرفت در پرونده فلسطین را تسهیل کند؛ جایی که رویکردهای سابق تنها دستاویزی به اسرائیل داده بودند تا با اتکا به کمکهای نظامی نامحدود آمریکا، به برنامههای خود ادامه دهد.
ایران باید از اتخاذ رویکرد حداکثری پرهیز کند؛ چرا که میتواند به دونبودن میان لغو تحریمها، پایان محاصره دریایی و بازگشت به جامعه جهانی، بدون لزوم تسلیم، دست یابد.
عبدالله گل در خاتمه تاکید کرد که با این حال، پنجره تاریخی فرصت به سرعت در حال بسته شدن است.
پس از برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در نوامبر، دولت ترامپ احتمالاً فوریت کمتری برای دستیابی به توافق دیپلماتیک احساس خواهد کرد و ممکن است در صورت ناکامی جمهوریخواهان در این انتخابات، مسیر انتقامجویی را اتخاذ کند.
نهایتاً، همانطور که ایران باید پیش از تضعیف موقعیت چانهزنی خود اقدام کند، دیگر بازیگران نیز باید دغدغهها و درک امنیتی تهران را به رسمیت بشناسند؛ چندین دهه خصومت مداوم علیه کشور فقط مواضع ایران را مستحکمتر کرده و چالش اساسی پیش روی همگان، ایجاد آشتی میان نگرانیهای امنیتی ساختار سیاسی و حق مشروع ملت ایران برای زندگی در راحتی، صلح و امنیت پایدار خواهد بود.



