روزنامه اصولگرا: محدود کردن تنگه هرمز برای مدت طولانی به سود ایران نخواهد بود/افزایش صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، اهمیت این تنگه را کم می کند

قیمت نفت که به ۱۰۰ دلار رسیده، میتواند بهعنوان نشانهای از موفقیت در مسدود کردن تنگه تلقی شود. این قیمت اگرچه بالاتر از ۷۰ دلار پیش از آغاز جنگ است، اما هنوز هم از سقف قیمتی اوایل جنگ فاصله زیادی دارد. از طرف دیگر، کاهش زیرساختهای نفتی روسیه و عربستان به دلیل جنگهای اوکراین و یمن، همچنین اختلالات در پایانههای نفتی دریای سرخ و سیاه، همراه با نگرانیها از تسلط انصارالله بر بابالمندب، همگی باعث شدهاند که این قیمت همچنان کمتر از حد انتظار بازار انرژی باشد.
بنابراین نمیتوان با قطعیت ادعا کرد که تنگه هرمز بهطور کامل باز یا بسته است؛ در واقع، وضعیت کنونی احتمالاً بین این دو حالت قرار دارد. اما ادعای بسته بودن تنگه میتواند بهعنوان محدود شدن یا توقف عمده ترافیک دریایی در آن تعبیر شود که به نوبه خود تردد در بخش انرژی را مختل و هزینهبر میکند. شواهد زیادی در این زمینه وجود دارد که نشان از صحت این ادعا دارد و لذا نمیتوان به سادگی به آن ایراد گرفت.
لولهگذاریهای عربستان، امارات و عراق بهویژه روش انتقال نفت از کشتی به کشتی در جنوب تنگه هرمز، از جمله راهکارهایی هستند که تاکنون واکنش قاطعی از جانب کشور ما دریافت نکردهاند. اگرچه انتقال چند میلیون بشکه نفت از این منطقه در حال حاضر شاید چندان بحرانی بهنظر نیاید و حتی ممکن است به دور زدن محاصره آمریکا و فروش نفت ایران کمک کند، اما این روند نباید به عادیسازی دور زدن محدودیتهای ایران بینجامد. هدف از این محدودیتها تنها انسداد تنگه نبوده، بلکه بهمنظور تحکیم حاکمیت و تأمین منافع ملی و همچنین ایجاد فشار بر بازار جهانی انرژی، به کار گرفته شده است تا امنیت ملی کشور را تقویت کرده و دشمنان را از اقدامات تحریکآمیز برحذر دارد.
در بلندمدت، نهادینه شدن این تدابیر ممکن است حتی خطرناکتر از باز کردن تنگه هرمز باشد؛ چراکه ایجاد مسیرهای جایگزین پایدار میتواند به تضعیف ارزش ژئوپلیتیکی این تنگه در آینده منجر شود. قطعاً مسدود کردن دائمی تنگه نیز صرفاً رویکردی موقتی است و بسته بودن طولانیمدت بدون لحاظ کردن عواقب آن، میتواند به خطرات بیشتری منجر شود. این امر ممکن است اعتبار حاکمیت بر تنگه را به چالش بکشد و در نهایت با کاهش اهمیت این آبراه به وسیله توسعه مسیرهای جایگزین، آسیب ببیند.
به نظر میرسد که استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار نمیتواند کاملاً مطلق باشد و نیاز به واکنش هوشمند و متناسب در برابر تغییرات رفتار دشمن دارد تا منجر به مدیریت مؤثر و اعمال حاکمیت استراتژیک و پایدار بر این تنگه گردد. حفظ این اهرم استراتژیک و تضمین تأثیرات بلندمدت آن تنها با مدیریت هوشمند میسر خواهد بود؛ مدیریتی که قادر به جلوگیری از شکلگیری مسیرهای بدیل و ایجاد امکان عبور محدود و مشروط باشد و در نتیجه، وابستگی منطقه و جهان به هرمز را حفظ کند. تحریمهای هوشمند آمریکا میتواند در این راستا الگویی مناسب باشد؛ چراکه این تحریمها ضمن قاطعیت در اعمال فشار، انعطاف لازم را نیز برای مقابله با شرایط مختلف به همراه دارند. این سیستم هوشمند هم قابلیت شناسایی راههای فرار را داشته و هم برای اجراییسازی تدریجی و معافیتهای موقتی، برنامهریزی دقیق و مشخصی را در نظر گرفته است.
17302



