سالیوان: ایران هرگز تسلیم نخواهد شد و باید حتی با توافق نادرست، به جنگ پایان دهیم

«جیک سالیوان»، که به‌عنوان بیست‌وهشتمین مشاور امنیت ملی آمریکا در دولت جو بایدن فعالیت می‌کند و هم‌اکنون نیز استاد مدرسه دولتی کندی دانشگاه هاروارد است، در گفت‌وگویی با «آرون دیوید میلر»، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌الملل، در برنامه «کارنگی کانکتس» تحت عنوان «آیا آمریکا همچنان توان رهبری جهانی دارد؟» به بحث در مورد جنگ آمریکا با ایران، وضعیت اتحادهای سیاسی ایالات متحده، رقابت با چین و آینده تکنولوژی هوش مصنوعی پرداخت.

«ایران تسلیم نخواهد شد؛ باید این جنگ را به پایان برسانیم»

سالیوان در پاسخ به این سوال که آیا هنوز هم معتقد است که ایالات متحده باید در جنگ ایران به توافقی برسد، به‌طور قطعی اظهار داشت: بله. اگرچه چنین توافقی مطلوب نخواهد بود، اما باید جنگ را به پایان رسانده و رویکردی نوین و استراتژی تازه‌ای برای خروج از این وضعیت اتخاذ کنیم.

او در ادامه به تحریم‌های غیرقانونی آمریکا علیه بنادر ایران اشاره کرد و گفت: می‌دانم که صادرات نفت بیشتری در حال انجام است و ما عملاً قصد محاصره نفت ایران را داریم، اما این نشانه‌های ظاهری هیچ‌یک از مسائل بنیادی را حل نخواهد کرد؛ مسئله اصلی عدم تسلیم ایران است. این وضعیت اساساً شکننده و ناپایدار است و بار سنگینی را بر دوش مردم آمریکا تحمیل می‌کند، بنابراین باید هر چه زودتر به آن پایان دهیم.

سخنان سالیوان درباره افزایش رفت و آمد نفت‌کش‌ها از تنگه هرمز با جزئیات اعلام‌شده از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس در مورد وضعیت میدانی این منطقه مطابقت دارد، اما لازم به تأکید است که این خبرگزاری به وضوح بیان کرده است که افزایش اخیر جریان نفت نه به دلیل از سرگیری تجارت آزاد، بلکه به واسطه مجموعه‌ای از فعالیت‌های پرهزینه و اضطراری صورت گرفته است. نفتکش‌های بزرگ باید برای مدت حداقل یک روز و نیم در دریای عمان منتظر بمانند تا محموله‌هایشان از طریق انتقال کشتی‌به‌کشتی جابه‌جا شود و هزینه اجاره روزانه کشتی‌هایی که تمایل به ورود به خلیج فارس دارند، از مبلغ معمولی ۳۰ تا ۵۰ هزار دلار به بیش از یک میلیون دلار در روز افزایش یافته است. شبکه سی‌ان‌ان نیز در گزارشی مشابه، بازگشت حجم تردد نفتی از هرمز به نزدیک ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ را منوط به حمایت چشمگیر نیروی دریایی ایالات متحده دانست؛ عبارتی که نشان‌ می‌دهد آنچه در حال حاضر صورت می‌گیرد، تجارت عادی نیست، بلکه رفت و آمدی محدود و مشروط است که تنها با تأمین امنیت مستقیم نظامی یک قدرت خارجی ممکن شده است.

نکته مهم‌تر بلادرنگ در خلاصه‌ای که آسوشیتدپرس ارائه کرده به‌چشم می‌خورد؛ این خبرگزاری آمریکایی به‌روشنی می‌نویسد که این ترتیبات هزینه‌بر، در بلندمدت پایدار نخواهند بود. به عبارتی دیگر، حتی رسانه‌هایی که معمولاً روایت غالبی درباره از سرگیری جریان نفت و تضعیف قدرت ایران در کنترل تنگه هرمز منتشر می‌کنند، نیز به این واقعیت اعتراف می‌کنند که این وضعیت یک راه‌حل ناپایدار و اضطراری است و نه ثبات واقعی. این اعتراف باید در کنار توانایی ایران برای تشدید تنش و متوقف نمودن این روند در هر مقطع زمانی که بخواهد قرار گیرد؛ چرا که این ترتیبات هزینه‌بر، در واقع نشانه‌ای از تلاش‌های آمریکا برای مقابله با اهرم ایران در تنگه هرمز و اذعانی به توانمندی پایدار ایران در کنترل یکی از آبراه‌های راهبردی جهان است.

«ذخیره پاتریوت‌ها را در جنگ ایران بلعیدیم»

مجری برنامه در حالی که به پنجمین سال جنگ روسیه و اوکراین اشاره داشت، از سالیوان سؤال کرد که پیامدهای جنگ ایران بر قابلیت کلی آمریکا و به ویژه توانایی این کشور در حمایت از اوکراین چیست.

سالیوان با بیان این دیدگاه که هدف «ولادیمیر پوتین»، رئیس‌جمهور روسیه تصرف کی‌یف است، بیان کرد: پوتین در هدف اصلی خود یعنی تسخیر کی‌یف و تحت‌ کنترل قرار دادن کامل اوکراین ناکام مانده و این کشور کماکان به‌عنوان ملتی آزاد ایستادگی می‌کند.

او اضافه کرد: اوکراین اعلام کرده که آماده آتش‌بس و راه‌حل دیپلماتیک است که خطوط قرمز آن را نقض نکند، اما این پوتین است که همچنان به جنگ ادامه می‌دهد، نه اوکراین و به همین دلیل، مسئولیت استمرار جنگ بر عهده پوتین است و نه کی‌یف.

سالیوان ادامه داد و به‌روشنی گفت: جنگ ایران در این میان مسئله‌ای بزرگ را ایجاد کرده، زیرا چیزی که اوکراین بیش از هر مورد دیگری برای مقابله با روسیه نیاز دارد، موشک‌های رهگیر پاتریوت است و ما در واقع این ذخایر را در جنگ ایران به مصرف رسانده‌ایم؛ به گونه‌ای که عملاً چیزی برای اوکراین باقی نمانده است.

او یادآور شد که از همان آغاز جنگ ایران، برخی کارشناسان هشدار داده بودند که ورود به این جنگ چنین هزینه بالایی را به همراه خواهد داشت و «متاسفانه این پیش‌بینی به حقیقت پیوست.»

«ترامپ نظام اتحادهای آمریکا را متلاشی کرده است»

سالیوان با اشاره به سه محور کلیدی در سیاست خارجی آمریکا شامل تاب‌آوری داخلی، مدیریت اتحادها و رقابت بدون بحران با چین، اظهار داشت: در ۱۸ ماه گذشته، ایالات متحده در هر سه محور به شدت در حال عقب‌گرد بوده است. رئیس‌جمهور ترامپ به‌طور اساسی نظام اتحادهای آمریکا را متلاشی کرده است، تا جایی که سوال اصلی این نیست که چه میزان آسیب به وجود آمده، بلکه آیا این اتحادها پس از دوران ترامپ قادر به ادامه حیات خواهند بود یا خیر.

او دامه داد: پرسش واقعی این است که آیا رئیس‌جمهور بعدی آمریکا خواهد توانست وارد اتاقی با متحدان ناتو یا متحدان آسیایی آمریکا شود و بگوید بیایید با هم کار کنیم؟ یا اینکه با او به طرز سرد و بی‌اعتنایی برخورد خواهد شد.

«شی جین‌پینگ با اعتماد به نفس کامل از واشنگتن خارج شد»

سالیوان در ادامه به سفر اخیر «شی جین‌پینگ»، رئیس‌جمهور چین به ایالات متحده اشاره کرد و گفت: برای نخستین بار در چند دهه، یک رئیس‌جمهور آمریکایی شخصاً به پایگاه هوایی اندروز رفته است تا در کنار هواپیمای یک مقام خارجی در داخل خاک آمریکا حضور یابد.

او توضیح داد که «اگر این دیدار برای مردم آمریکا سودی به همراه داشت»، مشکلی با چنین استقبالی نداشت، اما در نهایت نتیجه این بود که شی جین‌پینگ با اعتماد به نفس کامل از این دیدار خارج شد، زیرا به‌طور کلی احساس کرده که در روابطی که میان آمریکا و چین وجود دارد، برتری با اوست.

او افزود: رئیس‌جمهور ترامپ روابط با چین را نه در چهارچوب گسترده‌تری از روابط و اتحادها، بلکه به‌عنوان یک رابطه صرفاً شخصی بین دو مرد قدرتمند می‌بیند، و این خطای مفهومی، به نفع شی جین‌پینگ تمام شده و به ضرر آمریکا شده است.

«بزرگ‌ترین تهدید، خود آمریکا است»

سالیوان در پاسخ به این سؤال که بزرگ‌ترین تهدید علیه آمریکا چیست، اظهار داشت: با اینکه معمولاً انتظار می‌رود پاسخ به چنین سوالاتی چین، روسیه یا تهدیدات خارجی باشد، او واقعاً بر این باور است که بزرگ‌ترین تهدید برای آمریکا، ناتوانی خودش در حل مشکلات داخلی‌اش، به‌خصوص فروپاشی انسجام اجتماعی و سیاسی است.

آینده اتحادها؛ نه بازگشت به گذشته و نه پایان کامل

در ادامه، سالیوان به پرسش مطرح‌شده درباره اینکه آیا ترامپ فقط یک «تیتر خبری» زودگذر بوده یا این امر نشان‌دهنده یک «روند» ماندگار در سیاست ایالات متحده است، گفت که نمی‌تواند آمریکا را فاقد ظرفیت رهبری در جهان بداند، اما تصریح کرد: شکل این رهبری دیگر نمی‌تواند شبیه گذشته باشد.

او بیان کرد: اتحادهای آینده ایالات متحده باید به‌جای تکیه بر تضمین‌های امنیتی سنتی، بیشتر بر پایه‌های اقتصادی و فناوری بنا شوند و آمریکا باید با تواضع عمیق‌تری وارد این مرحله نوین شود.

سالیوان همچنین تأکید کرد: حتی اگر رئیس‌جمهور بعدی آمریکا شعار «آمریکا دوباره بازگشته است» را مطرح کند، نمی‌تواند به سادگی آن جایگاهی را که دولت بایدن پس از دوران نخست ترامپ بازسازی کرده، دوباره احیا کند؛ چرا که متحدان آمریکا این بار می‌دانند که حتی اگر یک رئیس‌جمهور «دوست‌داشتنی» به قدرت برسد، باز هم احتمال تغییر سیاست آمریکا به رویکرد «تهاجمی‌تر و فرصت‌طلبانه‌تر» وجود دارد و این واقعیت، موجب دشواری تعهد بلندمدت خواهد شد.

چالش‌های آمریکا در برابر چین؛ از تایوان تا هوش مصنوعی

در بخش پایانی گفت‌وگو، سالیوان جلوگیری از جنگ در تایوان را به عنوان یکی از مهم‌ترین اولویت‌های آمریکا در رابطه با چین معرفی کرده و افزود: چین در حال اجرای راهبردی است که با سرازیر کردن بازار جهانی با کالاهای صنعتی ارزان و حتی پیشرفته به تخلیه ظرفیت‌های صنعتی کشورهای دیگر ادامه می‌دهد و آمریکا باید در کنار همپیمانان خود در برابر این رویکرد بایستد.

او همچنین در پاسخ به سؤالی در مورد امکان دستیابی به توافقی مشابه معاهدات کنترل تسلیحات دوران جنگ سرد، درخصوص هوش مصنوعی و با طرف چینی، گفت: چنین توافقی اگرچه دشوار است، اما هم ممکن و هم ضروری به‌نظر می‌رسد.

سالیوان توضیح داد: چین و آمریکا برداشت‌های متفاوتی از مفهوم «از دست دادن کنترل» دارند؛ برای آمریکا این مفهوم به معنای از دست دادن کنترل انسان بر ماشین‌ها است، اما برای رهبری چین، معنای آن از دست دادن کنترل حزب بر کشور می‌باشد.

با این حال، او به یادآور شد که در دهه ۱۹۵۰ نیز تصور اینکه روزی آمریکا به شوروی اجازه دهد که بازرسان و هواپیماهایش از تأسیسات نظامی حساس آن کشور دیدن کنند و از آن‌ها عکس‌برداری کنند، غیرممکن می‌نمود، اما در نهایت این موضوع تحقق یافت.

310310

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا