پرویز خرسند؛ نویسندهای که با قلمش زندگی کرد

خرسند از نسل نویسندگانی بود که نوشتن را نه صرفاً حرفه، بلکه شیوهای برای زیستن و کنش اجتماعی میدانست. او از نوجوانی در فضای فرهنگی و مذهبی مشهد رشد کرد و حضور فعال در کانون نشر حقایق اسلامی، به مدیریت استاد محمدتقی شریعتی، مسیر فکری و فرهنگیاش را شکل داد. همین حضور، او را با دکتر علی شریعتی نیز پیوند داد؛ پیوندی که تا سالها در آثار و فعالیتهایش تداوم یافت.
از کانون نشر حقایق اسلامی تا حسینیه ارشاد
پرویز خرسند در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به عنوان جوانی صاحب قلم شناخته میشد. دوران دانشجویی او در دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد با فعالیتهای فرهنگی و سیاسی همراه بود و در سال ۱۳۴۶ به دلیل همین فعالیتها بازداشت و یک سال زندانی شد. پس از آزادی، همکاری گستردهای با حسینیه ارشاد آغاز کرد و مسئولیت ویراستاری و سردبیری بسیاری از آثار و نشریات مرتبط با دکتر علی شریعتی را بر عهده گرفت. تعطیلی حسینیه ارشاد مسیر زندگی حرفهای او را تغییر داد و مدتی در بنیاد شاهنامه، زیر نظر استاد جلالالدین همایی، به فعالیت پرداخت. هرچند بارها کوشید به تدریس در مدارس بازگردد، اما مخالفت ساواک این امکان را از او گرفت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خرسند مدتی در سازمان صدا و سیما مسئولیتهایی بر عهده گرفت. مدیریت تولید شبکه دو و پایهگذاری هفتهنامه «سروش» از مهمترین فعالیتهای آن دوران بود. او در واقع به جای ادامه انتشار مجله «تماشا»، بنیان انتشار هفتهنامه «سروش» را گذاشت و نخستین سردبیر آن شد. با این حال، از دهه ۱۳۶۰ به تدریج از مسئولیتهای اجرایی فاصله گرفت و بیش از پیش به تدریس، پژوهش و نوشتن پرداخت. سالها بعد، در دهه ۱۳۹۰، بار دیگر بخشی از جایگاه فرهنگی او مورد توجه قرار گرفت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اعطای مدرک معادل دکتری، از سالها فعالیت علمی و فرهنگیاش قدردانی کرد.
در مراسم بزرگداشت او، جملهای از زبان خودش خوانده شد که شاید بیش از هر توصیفی جهان ذهنی و عاطفی خرسند را بازتاب میداد: «از دنیای مادی سیگار را دوست دارم، از ایران شاهنامه فردوسی را و از تاریخ، حسین کربلا را.» همین سه جمله، نسبت او را با ادبیات، هویت ایرانی و فرهنگ عاشورا به روشنی نشان میدهد.
سه کتاب ماندگار و یک صدای فراموشنشدنی
برای نسل انقلاب، نام پرویز خرسند بیش از هر چیز با سه کتاب و یک متن ماندگار پیوند خورده است؛ آثاری که در فضای اختناق دهه ۱۳۴۰ منتشر شدند و مخاطبان فراوانی یافتند. «آنجا که حق پیروز است»، «مرثیهای که ناسروده ماند» و «برزیگران دشت خون» سه کتابی بودند که با نثری ادبی، حماسی و عاطفی، روایتهایی از نهضت عاشورا، عدالتخواهی، ظلمستیزی و پیام اجتماعی قیام امام حسین(ع) ارائه کردند. این آثار که با مقدمه یا تقریظ استاد محمدتقی شریعتی منتشر شدند، در سالهای پیش از انقلاب بارها تجدید چاپ شدند و بعدها نیز از سوی ناشران مختلف دوباره در اختیار علاقهمندان قرار گرفتند.
در کنار این آثار، شاید هیچ نوشتهای به اندازه متن «شهید همه اعصار» ـ که بعدها با نام «هابیل و قابیل» شناخته شد ـ در حافظه تاریخی نسل انقلاب ماندگار نشده باشد. خرسند این متن را صبح عاشورای سال ۱۳۵۰ نوشت و همان روز در حسینیه ارشاد، با صدای خود آن را قرائت کرد. این نوشته، که آمیزهای از ادبیات، حماسه و اعتراض بود، تأثیر عمیقی بر حاضران، از جمله دکتر علی شریعتی، گذاشت و خیلی زود به یکی از شناختهشدهترین متون آن دوره تبدیل شد.
خود خرسند سالها بعد روایت کرد که این متن بعدها به صورت مخفیانه در استودیوی رادیو ضبط شد و میلیونها نسخه از آن به شکل نوار کاست در ایران و خارج از کشور دست به دست گشت. به گفته او، این اثر یکی از مهمترین تجربههای فرهنگی دوران مبارزه بود؛ تا آنجا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین صدایی که از رادیوی ایران پخش شد، همین دکلمه «هابیل و قابیل» بود.
بزرگداشتی که همه ابعاد خرسند را نشان نداد
در مراسم بزرگداشت پرویز خرسند که در مجتمع رعد برگزار شد، دوستان، شاگردان و همراهان او از زوایای مختلف شخصیتش سخن گفتند. پیامهایی از اهالی فرهنگ و هنر قرائت شد، خانواده او از سالهای زندگی مشترک و دشواریهای مسیر زندگی سخن گفتند و دکتر احسان شریعتی نیز درباره نسبت فکری و فرهنگی پدرش با پرویز خرسند و جایگاه او در تاریخ روشنفکری دینی ایران سخنرانی کرد.
با این همه، به نظر میرسید این مراسم بیش از آنکه به نقش فکری، اجتماعی و مبارزاتی خرسند بپردازد، بر وجه ادبی و عاطفی شخصیت او تمرکز داشت. آثار مکتوبش کمتر معرفی شدند و از کتابهایی که نسلهای مختلف با آنها خاطره دارند، حتی نمونهای در محل مراسم به نمایش گذاشته نشد. در نتیجه، تصویری که از او ارائه شد، بیش از آنکه یادآور یک کنشگر فرهنگی و اجتماعی باشد، چهرهای صرفاً ادبی و احساسگرا را به نمایش گذاشت؛ حال آنکه پرویز خرسند در تمام عمر، نویسندهای بود که اندیشه، مبارزه، فرهنگ و ادبیات را در کنار یکدیگر معنا میکرد.
نویسندهای که سیاست را از فرهنگ جدا نمیدید
پرویز خرسند تنها نویسنده و روزنامهنگار نبود؛ او خود را در عرصه عمومی نیز مسئول میدانست. از همین رو، در نخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۵۸ از حوزه مشهد نامزد نمایندگی شد؛ شهری که سالهای شکلگیری شخصیت فکری، مبارزه و نویسندگی خود را در آن سپری کرده بود. هرچند در آن انتخابات توفیقی به دست نیاورد، اما همین حضور نشان میداد که فعالیت فرهنگی را از مسئولیت اجتماعی جدا نمیبیند.
«من و یگانه و دیوار»؛ روایت عشق و زندان
از دیگر آثار مهم او کتاب «من و یگانه و دیوار» است که در سال ۱۳۹۵ منتشر شد. این اثر، خاطرات زندان و مجموعهای از نامهها و دلنوشتههای او خطاب به همسرش، ماهداد توکلی، را در بر میگیرد؛ نامههایی که گاه رنگی عاشقانه دارند و گاه بازتابی از دشواریهای مبارزه، زندان و امید به آیندهاند. خرسند در مقدمه کتاب یادآور میشود که انتشار این نامهها از آرزوهای دیرین دکتر علی شریعتی بوده است.
در این نامهها، نویسنده با زبانی شاعرانه، از تنهایی، امید، انتظار و عشق سخن میگوید. همین ویژگی است که «من و یگانه و دیوار» را از یک خاطرهنگاری صرف فراتر میبرد و آن را به روایتی انسانی از زیستن در روزگار اختناق تبدیل میکند.
چهرهای برخاسته از فضای فکری مشهد
برای شناخت بهتر شخصیت و اندیشه پرویز خرسند، گفتوگوهای متعددی نیز از او بر جای مانده است. همچنین مرور خاطرات فعالان سیاسی دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ نشان میدهد که او در فضای فکری مشهد، تنها در میان نیروهای مذهبی شناختهشده نبود، بلکه بسیاری از فعالان جریانهای چپ نیز از همکاریها و فعالیتهای مشترک فرهنگی آن سالها یاد کردهاند. این روایتها تصویری از فضای متکثر و پویای مشهد در دهه ۱۳۴۰ ارائه میکنند؛ فضایی که هنوز نیازمند پژوهشهای گستردهتر تاریخی است.
در این میان، نقش شهید کاظم تدین نیز در تربیت نسل جوان مشهد و پرورش استعدادهایی چون پرویز خرسند و علاءالدین حجازی، بخشی مهم از تاریخ فرهنگی این شهر به شمار میرود.
روایتی از عشق، انتظار و وفاداری
شاید انسانیترین فصل زندگی پرویز خرسند، داستان آشنایی و ازدواج او با ماهداد توکلی باشد؛ روایتی که خود او در «من و یگانه و دیوار» بازگو کرده است. آشنایی آن دو همزمان با احضار خرسند به ساواک شکل گرفت و خیلی زود به عشقی عمیق انجامید. بازداشت و یک سال زندانی شدن خرسند، آغاز نامههایی شد که امروز از زیباترین نوشتههای عاشقانه ادبیات معاصر به شمار میآیند. ماهداد توکلی در تمام آن سالها در انتظار ماند و پس از آزادی خرسند، زندگی مشترکشان آغاز شد؛ زندگیای که با همه فراز و فرودهای پیش و پس از انقلاب، بر پایه وفاداری و همراهی ادامه یافت.
میراث ماندگار یک نویسنده
پرویز خرسند را نمیتوان تنها با عنوان نویسنده، روزنامهنگار یا فعال فرهنگی معرفی کرد. او به نسلی تعلق داشت که ادبیات، ایمان، عدالتخواهی، مبارزه، عشق و مسئولیت اجتماعی را از یکدیگر جدا نمیدانست. آثارش، چه در روایت عاشورا، چه در خاطرات زندان و چه در نوشتههای اجتماعی، بازتاب همین نگاه جامع به انسان و جامعه است. شاید به همین دلیل باشد که نام او، بیش از آنکه به یک منصب یا مسئولیت گره خورده باشد، با قلمی ماندگار، صدایی فراموشنشدنی و نسلی از خوانندگان پیوند خورده است؛ نسلی که هنوز «هابیل و قابیل» را به یاد دارد و در نامههای «من و یگانه و دیوار»، تصویر نویسندهای را میبیند که تا پایان عمر، به قلم و آرمانهایش وفادار ماند.
*عضو هیات علمی دانشگاه
۵۹۲۴۲



