شکست استراتژیک کونشریسم / دامادی که با ناکامی‌هایش بار مالی سنگینی بر دوش آمریکایی‌ها گذاشت ولی خود را بی‌نهایت ثروتمند ساخت

خبرآنلاین – کیسی میشل (نشریه مادر جونز) – تقریباً از همان آغاز، تصمیم یکطرفه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، برای به راه افتادن جنگی علیه ایران، به‌عنوان بزرگ‌ترین خطای استراتژیک او در نظر گرفته می‌شد. اکنون که نزدیک به چهار ماه از این واقعه می‌گذرد، نظام جمهوری اسلامی ایران همچنان قوی‌تر از هر زمان دیگری ایستادگی کرده است. مقامات تهران هنوز هم با دارا بودن منابع اورانیوم غنی‌شده و تعداد زیادی از پهپادها و موشک‌ها، این توان را به‌دست آورده‌اند که کنترل شاهرگ اقتصادی تنگه هرمز و بخش عمده‌ای از اقتصاد جهانی را در دست داشته باشند.

اگر گفت‌وگوهای صلح فعلی به سرانجامی برسد، احتمالاً ما را به همان وضعیت قبل بازمی‌گرداند؛ با این حال، این فرایند با هزینه‌ای بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار، تلفات جانی هزاران نفر در خاورمیانه، جان باختن ۱۳ آمریکایی و مجروح شدن صدها نفر دیگر، و از بین رفتن آخرین باقی‌مانده‌های حسن نیت میان متحدان‌مان که ترامپ هنوز موفق به نابودی آن نشده بود، همراه خواهد بود.

با این حال، ترامپ تنها کسی نیست که در این رسوایی مسئولیت دارد. بنیامین (بی‌بی) نتانیاهو نیز در این زمینه نقش‌آفرینی کرده و به ترغیب و فشار بر ترامپ برای آغاز این حملات کمک کرده است. همچنین، دو فرستاده کم‌تجربه ایالات متحده، یعنی «استیو ویتکاف» و «جرد کوشنر»، نیز در هدایت مذاکرات پیش از آغاز جنگ با ایران نقش داشتند؛ افرادی با مواضع و اظهارات غیرحرفه‌ای که به تسریع حرکت شتاب‌زده آمریکا به سوی یک جنگ نظامی و فاجعه‌ای استراتژیک انجامید.

تضاد منافع و نقش جرد کوشنر

نقش کلیدی کوشنر و ویتکاف در ماه‌هایی که ایران با بستن تنگه هرمز، ایالات متحده را در وضعیتی دشوار قرار داد، تقریباً به فراموشی سپرده شده است. به ویژه، کوشنر تضاد منافع شدیدی به مذاکرات وارد کرده بود؛ نه تنها به این خاطر که از دشمنان منطقه‌ای ایران میلیاردها دلار برای صندوق سرمایه‌گذاری خود با نام «افینیتی پارتنرز» درخواست می‌کرد، بلکه به دلیل ارتباط نزدیک و چند دهه‌ای‌اش با نتانیاهو؛ کسی که حتی در دوران کودکی جرد به منزل خانواده کوشنر رفته بود.

کوشنر ادعای بی‌بی مبنی بر اینکه ایران تنها چند هفته، اگر نگوییم چند روز، با دستیابی به سلاح هسته‌ای فاصله دارد (نظری که به شدت از سوی کارشناسان هسته‌ای رد شده) را ترویج می‌کرد و در برابر شیوه‌های مذاکره ایرانی‌ها، ساده‌لوحانه به نظر می‌رسید. خصومت او با تهران کاملاً مشهود بود. به نقل از «آندریا برنشتاین»، نویسنده، کوشنر پیش‌تر از آنکه امارات متحده عربی به تأمین مالی شرکتش بپردازد، به دلیل نفرت مشترکشان از ایران، روابط نزدیکی با حاکمان امارات برقرار کرده بود. با این حال، ترامپ هیچ گونه نگرانی پیرامون بی‌تجربگی، عدم کفایت یا تضاد منافع تیم خود نداشت. کوشنر، نتانیاهو و سایر عناصر تندرو ضد ایران، مواضع خود را به ترامپ تحمیل کردند و در نتیجه بزرگ‌ترین تحقیر ایالات متحده در عرصه بین‌المللی بعد از جنگ عراق رقم خورد.

یادداشت تفاهمی که به‌طور گسترده‌ای درباره آن بحث می‌شود، تنها این شکست را تأیید می‌کند. در میان ۱۴ بند آن، تضمین‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه ایالات متحده اقدام به لغو تحریم‌های فلج‌کننده‌اش علیه ایران خواهد کرد (که به‌تازگی، حداقل موقتاً، این کار انجام شده) و تهران دوباره به دارایی‌های مسدودشده‌اش به ارزش حداقل ۲۴ میلیارد دلار دسترسی خواهد یافت. این یادداشت تفاهم همچنین اعلام می‌کند که ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای‌اش «یک طرح مشخص و مورد توافق برای بازسازی ایران به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار» تدوین خواهند کرد.

این موضوع پرسش‌های زیادی را ایجاد می‌کند: چه کسی صورت‌حساب ۳۰۰ میلیارد دلاری را پرداخت خواهد کرد؟ این پول به چه کسی و چگونه پرداخت خواهد شد؟ چه محدودیت‌هایی برای این دارایی‌ها مقرر می‌شود؟ چه میزان از این بار مالی بر دوش مردم آمریکا خواهد بود که طبق آمار «مودی آنالیتیکس»، پیش از این حداقل ۱۳۲ میلیارد دلار بابت جنگ غیرضروری ترامپ پرداخت کرده‌اند؟

کوشنر در رابطه با این یادداشت تفاهم به‌طرز قابل توجهی سکوت را حفظ کرده است، حتی در میانه گمانه‌زنی‌هایی که حاکی از احتمال بهره‌مندی شخصی او از این توافق است. اما کارشناسانی که از جزئیات نقش او در مذاکرات پیش از جنگ مطلع هستند، نظرات روشنی دارند. جاناتان گایر، مدیر برنامه در موسسه امور جهانی گروه اوراسیا به من گفت: «من این یادداشت تفاهم را یک شکست استراتژیک برای “کوشنریسم” می‌دانم، اگر بتوانیم از این اصطلاح استفاده کنیم. روشی که من آن را تبیین می‌کنم، نوعی ترکیب از سیاست‌های طرفدار اسرائیل و معامله‌گری شرکتی است… این توافق نشان‌دهنده فاجعه‌بار بودن این جنگ و ناکامی مذاکراتی است که او و ویتکاف با ایرانی‌ها دنبال می‌کردند.»

ضربه به جهان‌بینی کوشنر

مقدمات این جنگ به کوشنر که اکنون به یک میلیاردر تبدیل شده، کمک کرد تا به ثروت بیشتری دست یابد، اما آغاز درگیری نظامی و پیامدهای آن، به نگرش ژئوپلیتیک او آسیب جدی زده است. گایر اظهار داشت: «اگر به کتاب خاطرات او با عنوان “شکستن تاریخ” برگردید، یکی از استدلال‌های محوری این است که ایران یک بازیگر بد است که نمی‌توان با آن مذاکره کرد و ما باید ائتلافی علیه آن تشکیل دهیم. برای همین است که فکر می‌کنم این واقعاً یک شکست استراتژیک است، زیرا تمام این ایده‌ها که کوشنر از دوران اول ترامپ مطرح کرده، کاملاً ناکارآمد بودن خود را نشان داده‌اند.»

شایان ذکر است که این یادداشت تفاهم هیچ اقدامی در جهت کاهش توانایی ایران برای تولید سلاح هسته‌ای در آینده انجام نمی‌دهد. کلسی داونپورت، مدیر سیاست عدم اشاعه در انجمن کنترل تسلیحات به من گفت: «این توافق دشوارترین مسائل هسته‌ای را به آینده موکول می‌کند. گستره برنامه هسته‌ای ایران همچنان مبهم است، هیچ فرآیند مشخصی برای از میان بردن اورانیوم با غنی‌سازی بالا وجود ندارد و جزئیات کمی درباره اولویت‌های ایالات متحده برای راستی‌آزمایی دیده می‌شود. ایالات متحده و ایران هنوز باید برای دستیابی به توافق، بر شکاف‌های عمیق غلبه کنند.»

به گزارش نیویورک تایمز، همزمان با ادامه گفتگوهای سطح بالا در سوئیس، ایالات متحده روز دوشنبه تحریم‌ها علیه ایران را به‌طور موقت کاهش داد. وضعیت این مذاکرات نامشخص باقی‌مانده است؛ کوشنر در جلسات حضور دارد اما از اظهار نظر در مورد مذاکرات خودداری می‌کند، در حالی که معاون رئیس‌جمهور، «جی‌دی ونس» و حکومت ایران، سیگنال‌های عمومی متناقضی درباره تمایل ایران برای اجازه ورود بازرسان سازمان ملل به تأسیسات هسته‌ای خود ارسال می‌کنند. (تیتر روزنامه به این نکته اشاره داشت: «پیشرفت در مسائل هسته‌ای نامشخص است».)

یک بازه زمانی دو ماهه برای مذاکرات مشخص شده است و با توجه به اینکه کوشنر همچنان به‌طرز عمیق درگیر آن است، روشن نیست که آیا این مذاکرات به موفقیت خواهد انجامید یا خیر. داونپورت گفت: «دستیابی به یک توافق هسته‌ای مؤثر در ۶۰ روز آینده امکان‌پذیر است، اما این امر مستلزم آن است که دولت ترامپ در فرآیند مذاکرات خود بازنگری کند. ویتکاف و کوشنر باید وارد مذاکرات مستقیم و مداوم شوند و به نظرات کارشناسان هسته‌ای که می‌دانند چه چیزی برای یک توافق مؤثر در زمینه عدم اشاعه ضروری است، گوش دهند. در گفتگوهای گذشته، بی‌کفایتی فنی ویتکاف و کوشنر سبب شد دولت ترامپ فرصت‌های حیاتی را برای تعامل با ایران و شناسایی نقاطی که تهران می‌توانست انعطاف نشان دهد، از دست بدهد.

رشته‌ای از شکست‌های جرد کوشنر

فروپاشی مذاکرات با محوریت کوشنر، تنها جدیدترین مورد از مجموعه‌ای از ناکامی‌های منتسب به او محسوب می‌شود. همان‌طور که در بخشی از کتاب پیشینم برای نشریه «مادر جونز» ذکر کردم، کوشنر استعداد عجیبی در «شکست خوردن و سپس ارتقا یافتن» دارد. او به عنوان مالک رسانه دچار شکست شده و در نتیجه تصمیم نادرست برای خرید یک ساختمان اداری در نیویورک، که برای بیش از یک دهه بر دوش خانواده‌اش به وزنه‌ای سنگین و بحران مالی تبدیل شد، با مشکلات جدی مواجه بوده است.

در واقع، تلاش‌های او برای نجات خانواده‌اش از آن سرمایه‌گذاری نادرست، موجب وابستگی‌های مالی خارجی شد که موقعیت او را به‌عنوان یک دیپلمات آمریکایی تا این حد چالش‌برانگیز کرده است. کشورهایی مانند روسیه، عربستان سعودی، امارات، قطر و اسرائیل همگی به کوشنر به‌عنوان فردی نگریستند که می‌توانند به او نفوذ کنند؛ دبی کلی که توانایی نمایندگی منافع آن‌ها نزد رئیس‌جمهور را داشته باشد.

تنها دستاورد دیپلماتیک کوشنر در دوران اول ریاست‌جمهوری ترامپ، «پیمان ابراهیم» بود که روابط اسرائیل و چندین کشور عربی را به حالت عادی درآورد. اما این پیمان منافع فلسطینی‌ها را به حاشیه راند و به همین دلیل، هم‌زمان با فرآیندهای عادی‌سازی با عربستان سعودی به‌عنوان یکی از عوامل اصلی حمله فاجعه‌بار حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مطرح شد؛ حمله‌ای که به ویرانی غزه توسط اسرائیل منجر گردید.

حتی «شورای صلح» ترامپ که کوشنر به‌عنوان عضوی از هیئت مدیره اجرایی آن فعالیت داشت، جز یک سیستم «پرداخت جهت کسب نفوذ» نبوده است که برای رژیم‌های خارجی منافع ویژه ایجاد کند و آنان را در زمره سوگلی‌های این دولت نگاه دارد.

با جنگ ایران، کوشنر باعث ایجاد یک فاجعه و شکست هزینه‌بر دیگر شده است؛ این بار برای تمام ما. نقطه شگفتی‌انگیز این است که چگونه هر کسی که با پیشینه و داستان او آشناست، نسبت به این نتیجه به حیرت نمی‌افتد.

استیو رتنر، روزنامه‌نگار آمریکایی، با انتشار نموداری از روند رشد ثروت کوشنر در طول ۱۷ سال گذشته، نشان می‌دهد که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۶، ثروت او ۱۴۴۰ درصد افزایش یافته است، در حالی که یک خانواده معمولی آمریکایی در همین بازه زمانی تنها ۱۶۰ درصد به ثروت خود افزوده است. ثروت کوشنر در این دوره از حدود ۶۵ میلیون دلار به بیش از یک میلیارد دلار رسیده و از زمانی که در سال ۲۰۱۶، پدرزنش برای نخستین بار به مقام ریاست‌جمهوری دست یافت، ثروتش سه برابر شده است.

۴۲/۴۲

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا